رقابت برای صندلی قدرتمند زوریخ بالا گرفت
اینفانتینو؛ یک قدم تا سقوط
فرخ حسابی
خبرنگار
طرح جنجالی فروش بخشی از سهام جام جهانی، شاید به نقطه عطفی در دوران ریاست جیانی اینفانتینو بر فیفا تبدیل شود، تصمیمی که ظرف کمتر از ۷۲ ساعت نهتنها با مخالفت گسترده قارههای مختلف روبهرو شد، بلکه شکافی بیسابقه میان رئیس فیفا و قدرتمندترین نهادهای فوتبال جهان ایجاد کرد. بسیاری از تحلیلگران معتقدند این نخستین بار در یک دهه اخیر است که اینفانتینو با مقاومتی سازمانیافته مواجه و مجبور به عقبنشینی شده است، اتفاقی که میتواند به معنی پایان دوران اقتدار او باشد.
شکست پروژه جنجالی
همه چیز از انتشار خبر تشکیل شرکتی برای واگذاری بخشی از منافع تجاری جام جهانی آغاز شد؛ طرحی که هدف آن جذب سرمایهگذاران خصوصی و ایجاد درآمدهای تازه برای فیفا عنوان شده بود. اما این پروژه از همان ساعات نخست با موجی از مخالفت روبهرو شد.
اتحادیه فوتبال اروپا (یوفا) تهدید کرد در صورت اجرای این طرح، اعضایش مسابقات فیفا را تحریم خواهند کرد. کنفدراسیون فوتبال آمریکای شمالی، مرکزی و کارائیب (کونکاکاف) نیز مخالفت خود را اعلام کرد و کنفدراسیون فوتبال آسیا هم از منتقدان طرح شد. استعفای کارلوس کوردیرو، مشاور ارشد اینفانتینو، نشان داد اختلافها حتی به حلقه نزدیکان رئیس فیفا نیز رسیده است.
در نهایت فیفا که ابتدا قصد داشت طرح را به رأیگیری بگذارد، کمتر از یک روز بعد ناچار شد آن را از دستور کار خارج کند؛ عقبنشینیای که بسیاری آن را بزرگترین شکست سیاسی اینفانتینو از زمان انتخابش در سال ۲۰۱۶ میدانند.
انباشت تصمیمهای جنجالی
بحران اخیر تنها به موضوع فروش جام جهانی محدود نمیشود. در سالهای گذشته نیز تصمیمهای متعددی از سوی اینفانتینو با انتقاد روبهرو شده بود؛ از برگزاری جام جهانی در روسیه و قطر گرفته تا روند انتخاب میزبانان ۲۰۳۰ و ۲۰۳۴، اضافه شدن برنامههای نمایشی طولانی در فینال جام جهانی، اعمال وقفههای ویژه در مسابقات و مواضع سیاسی رئیس فیفا در موضوعات مختلف.
منتقدان معتقدند اینفانتینو بهتدریج از جایگاه یک مدیر اجرایی فاصله گرفته و خود را تصمیمگیر اصلی فوتبال جهان شمیداند؛ موضوعی که اکنون به مهمترین چالش دوران مدیریتی او تبدیل شده است.
آیا دوران اینفانتینو رو به پایان است؟
اگرچه اینفانتینو همچنان تا پایان دوره قانونی خود رئیس فیفاست و هنوز هیچ روند رسمی برای برکناری او آغاز نشده، اما بحران اخیر جایگاه سیاسی او را به شکل محسوسی تضعیف کرده است. مهمتر از همه اینکه برای نخستین بار، یوفا، کونکاکاف و آسیا در مخالفت با یکی از مهمترین برنامههای رئیس فیفا موضعی تقریباً مشترک اتخاذ کردند؛ اتفاقی که در سالهای گذشته سابقه نداشت. اکنون بسیاری از ناظران معتقدند حتی اگر اینفانتینو در سمت خود باقی بماند، دیگر قدرت مانور سابق را نخواهد داشت و هر تصمیم مهم او با نظارت و مخالفت جدیتری مواجه خواهد شد.
جانشینان احتمالی؛ رقابت برای صندلی قدرتمند زوریخ
با افزایش فشارها، گمانهزنیها درباره جانشین احتمالی رئیس فیفا نیز شدت گرفته است؛ هرچند هنوز هیچ نامزدی بهطور رسمی وارد رقابت نشده است.
در میان گزینههای مطرح، نام الکساندر چفرین، رئیس یوفا، بیش از دیگران شنیده میشود. او طی سالهای اخیر نفوذ قابل توجهی در فوتبال اروپا پیدا کرده و مخالفت صریحش با طرح فروش جام جهانی، جایگاهش را بهعنوان رهبر مخالفان اینفانتینو تقویت کرده است. با این حال، ورود چفرین به رقابت ریاست فیفا مستلزم جلب حمایت کنفدراسیونهای خارج از اروپا خواهد بود؛ موضوعی که چالش اصلی او محسوب میشود.
شیخ سلمان بن ابراهیم آلخلیفه، رئیس کنفدراسیون فوتبال آسیا، نیز همچنان یکی از چهرههای بانفوذ فوتبال جهان است. او پیش از این نیز سابقه رقابت برای ریاست فیفا را داشته و از شبکه گستردهای از حامیان در آسیا و آفریقا برخوردار است.
در کنار این دو، ویکتور مونتاگلیانی، رئیس کونکاکاف نیز بهعنوان گزینهای میانهرو مطرح میشود. او روابط مناسبی با فدراسیونهای آمریکای شمالی و کارائیب دارد و در سالهای اخیر نقش مهمی در توسعه مسابقات این منطقه ایفا کرده است.
البته نباید احتمال ظهور یک نامزد اجماعی و غیرمنتظره را نیز نادیده گرفت، همانگونه که خود اینفانتینو در سال ۲۰۱۶ با استفاده از فضای ایجادشده پس از بحران سپ بلاتر توانست به ریاست فیفا برسد.
آنچه مسلم است، بحران اخیر تنها یک اختلاف بر سر یک پروژه اقتصادی نیست. این ماجرا به آزمونی برای ساختار حکمرانی فوتبال جهان تبدیل شده است؛ آزمونی که میتواند نهتنها آینده اینفانتینو، بلکه مسیر مدیریت فیفا در سالهای آینده را نیز تغییر دهد.
