تبلیغات محیطی در فوتبال ایران، عملاً آخرین منبع قابل اتکای باشگاههایی است که از حق پخش تلویزیونی محروم ماندهاند؛ سفره فوتبال ایران روز به روز خالیتر از قبل میشود ولی مناقشات مستمر بر سر همین منبع محدود، نبود شفافیت مالی، ضعف در جذب اسپانسرهای قدرتمند و رویکرد انحصارگرایانه سازمان لیگ، باعث شده است همین ظرفیت اندک نیز بهدرستی مورد بهرهبرداری قرار نگیرد.
فصل ۱۴۰۵–۱۴۰۴ نیز با همان الگوها و فرمولهای شکستخورده گذشته به پایان رسید و تداوم این روند، پیامدی جز انباشت بدهی برای باشگاهها، مسدود شدن حسابها و تضعیف روزافزون جایگاه فوتبال ایران در رقابتهای آسیایی نخواهد داشت. اکنون سازمان لیگ در برابر یک انتخاب تعیینکننده قرار دارد؛ یا باید کارآمدی، شفافیت و اهلیت خود را در مدیریت اقتصادی بهطور عملی اثبات کند یا این حق مسلم را به صاحبان اصلی فوتبال -یعنی باشگاهها- بازگرداند. در غیر این صورت، این منازعه فرسایشی، باقیمانده پیکر نیمهجان اقتصاد فوتبال ایران را نیز از پا خواهد انداخت.