در حافظه موقت ذخیره شد...
از اهدا نشدن جام قهرمانی لیگ تا نیمهکاره ماندن جام حذفی
جنگ تحمیلی 3 جام را از استقلال گرفت!
او که بعد از ریکاردو ساپینتو پرتغالی و برای سومین بار هدایت استقلال را برعهده گرفت تا شاید این بار میراثی ماندگار از خود باقی بگذارد. امید زیادی وجود داشت که استقلال با سهراب فصل را با موفقیت به پایان برساند و حتی دو جام مهم را بهدست بیاورد.
اما فقط دو هفته بعد از حضور سیم خاردار سابق خط دفاع آبیها روی نیمکت استقلال مسابقات بهدلیل جنگ تحمیلی متوقف شد. اتفاقی که یک فرصت ناب و طلایی را از استقلال گرفت.
در آن مقطع، استقلال شرایط بسیار ایدهآلی در جدول داشت. اختلاف امتیاز با رقبا به گونهای بود که آبیپوشان شانس زیادی برای رسیدن به قهرمانی داشتند.
بازیهای باقیمانده استقلال نسبت به بسیاری از رقبا نیز آسانتر به نظر میرسید. به همین دلیل بسیاری معتقد بودند اگر لیگ ادامه پیدا میکرد، استقلال میتوانست قهرمان لیگ برتر شود.
حتی تراکتور هم برای رسیدن به استقلال کار بسیار سختی داشت و فقط اتفاقاتی غیرمنتظره میتوانست مانع قهرمانی آبیها شود.
در جام حذفی هم شرایط به سود استقلال بود. بیشتر مدعیان یکی پس از دیگری حذف شده بودند و تنها گلگهر بهعنوان رقیبی جدی در مسابقات باقی مانده بود. استقلال با کیفیتی که آن روزها از خود ارائه میکرد و نتایج نامناسبی که رقبا در آن ایام میگرفتند، از شانس بالایی برای رسیدن به فینال و کسب عنوان برخوردار بود. به همین دلیل بسیاری از هواداران رؤیای یک فصل تاریخی را در سر میپروراندند؛ یک دبل بزرگ، یک دوگانه ماندگار. اگر استقلال موفق میشد هم لیگ برتر و هم جام حذفی را فتح کند، برای نخستین بار در تاریخ حضورش در لیگ برتر به دوگانه میرسید.
این اتفاق در بیستوپنج دوره گذشته لیگ برتر برای استقلال رخ نداده بود. در شرایطی که پرسپولیس دو بار چنین موفقیتی را تجربه کرده بود؛ یک بار در دوران سرمربیگری مرد کروات، برانکو ایوانکوویچ و بار دیگر در زمان هدایت یحیی گلمحمدی.
استقلال در حقیقت این مجال را داشت که به افتخاری بزرگ برسد و به نوعی پاسخ رقیب سنتی خود را بدهد اما حتی در آن صورت، کاپ سوپرجام هم بدون برگزاری مسابقه به استقلال میرسید. زیرا قهرمان لیگ و جام حذفی یک تیم بود و طبق قانون، همان تیم بهعنوان قهرمان سوپرجام نیز معرفی میشد. این اتفاق میتوانست یک فصل کاملاً تاریخی را برای استقلال رقم بزند و سه جام را به ویترین افتخارات این باشگاه اضافه کند.
حتی بعد از حکم به توقف بازیها این احتمال داده میشد که جام حذفی برگزار شود و قهرمانی لیگ نیز بهواسطه آنکه استقلال بهعنوان تیم اول به آسیا معرفی شده به استقلال تعلق گیرد که در این شرایط نیز استقلال به حق خود میرسید و سوپرجام را هم اتوماتیکوار میبرد اما در نهایت رأی بر آن شد که نه جام حذفی برگزار شود و نه جامی به واسطه صدرنشینی استقلال در لیگ برتر به آبیها داده شود. درواقع استقلال و سهراب هم از جبر روزگار خوردند وهم تصمیمات پشت پردهای تصمیم سازان.
با رؤیت همین وقایع میتوان گفت استقلال بیشترین آسیب را از آنچه در لیگ بیستوپنجم رخ داده، دیده است.
آنچه مسلم است رسیدن به صدر فوتبال ایران همیشه آسان نیست و ساختن تیمی که همزمان مدعی لیگ و جام حذفی باشد به زمان، هزینه و تلاش زیادی نیاز دارد.
استقلال این هزینه را برای فصل بیستوپنجم کرده بود و در آستانه رسیدن به این مهم قرار داشت اما همه چیز ناگهان از دست استقلال رفت تا آبیها از موقعیت دبل و حتی دستیابی به سه جام محروم بمانند و در حالی که میتوانستند با شادترین حالت ممکن خود را آماده فصل جدید کنند اما اکنون بهواسطه این اتفاقات و مهمتر از آن پنجرهای که بسته مانده و اجازه جذب بازیکن را نمیدهد، عمیقاً نسبت به آینده خود نگران باشند.
آیا سهراب از پس این استقلال برخواهد آمد؟ تیمی که موقعیتهای بزرگی از آن سلب شده و اکنون بدون جذب بازیکن باید وارد کارزار لیگ جدید شود.
