صفحات
  • صفحه اول
  • مدیریت ورزش
  • منهای فوتبال
  • ورزش جهان
  • فوتبال ایران
  • پرسپولیس
  • استقلال
  • صفحه آخر
شماره هشت هزار و صد و هفتاد و هشت - ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
روزنامه ایران ورزشی - شماره هشت هزار و صد و هفتاد و هشت - ۱۱ مرداد ۱۴۰۵ - صفحه ۷

سهراب در نقش تن‌هاخ ایرانی خودنمایی می‌کند

تولد نسل طلایی آبی

سینا حسینی
خبر‌‌نگار


سهراب بختیاری‌زاده در یکی از خاص‌ترین و جسورانه‌ترین مقاطع مربیگری خود، پروژه‌ای را در استقلال آغاز کرده که بیش از هر چیز یادآور مسیر مربیان مدرن فوتبال اروپا است؛ پروژه‌ای مبتنی بر اعتماد به جوانان، کاهش وابستگی به ستاره‌های پرهزینه و ساختن یک هویت تازه. در شرایطی که بسیاری از تیم‌های مدعی لیگ برتر ایران همچنان به تجربه‌های امتحان‌پس‌داده و خریدهای پرزرق‌وبرق تکیه کرده‌اند، بختیاری‌زاده مسیر متفاوتی را انتخاب کرده؛ مسیری که شاید پرریسک به نظر برسد، اما در صورت موفقیت، می‌تواند استقلال را وارد دوره‌ای تازه کند.
این تصمیم، ریشه در درک درست او از شرایط اقتصادی و ساختاری فوتبال ایران دارد. بختیاری‌زاده به‌جای برگزاری اردوهای پرهزینه خارجی، تمرکز خود را بر آماده‌سازی تیم در تهران گذاشت تا علاوه بر مدیریت هزینه‌ها، هماهنگی عمیق‌تری میان بازیکنان جوان و باتجربه ایجاد کند. این رویکرد، شباهت زیادی به تفکر مربیانی مانند اریک تن‌هاخ در آژاکس دارد؛ جایی که استفاده از ظرفیت آکادمی و پرورش استعدادهای داخلی، به یک فلسفه تبدیل شده است.
نخستین نشانه‌های این تفکر در دیدار مقابل فولاد نمایان شد؛ تیمی که همواره به عنوان یکی از قدرت‌های فیزیکی و ساختارمند لیگ شناخته می‌شود. در این مسابقه، جوانان استقلال نه‌تنها از حریف خود هراسی نداشتند، بلکه با نمایشی جسورانه نشان دادند که می‌توانند در سطحی بالا رقابت کنند. این همان نقطه‌ای است که تفاوت یک شعار با یک استراتژی واقعی مشخص می‌شود؛ بختیاری‌زاده نه‌تنها از جوانگرایی صحبت می‌کند، بلکه در میدان نیز به آن پایبند است.
این رویکرد را می‌توان با مسیر یولیان ناگلزمان نیز مقایسه کرد؛ مربی‌ای که با انعطاف‌پذیری تاکتیکی و اعتماد به بازیکنان جوان، تیم‌هایی پویا و غیرقابل پیش‌بینی ساخت. استقلالِ بختیاری‌زاده نیز نشانه‌هایی از این پویایی را در خود دارد؛ استفاده از ترکیب‌های متغیر، میدان دادن به بازیکنان چندپسته و تلاش برای خلق یک تیم سریع و پرانرژی. چنین ویژگی‌هایی در فوتبال مدرن، به‌ویژه در لیگ‌هایی که فاصله فنی تیم‌ها کم است، می‌تواند یک مزیت تعیین‌کننده باشد.
در کنار این مقایسه‌ها، پروژه بختیاری‌زاده شباهت‌هایی نیز با کار میکل آرتتا در آرسنال دارد. آرتتا زمانی هدایت آرسنال را برعهده گرفت که این تیم از روزهای اوج خود فاصله گرفته بود، اما با اعتماد به بازیکنان جوانی مانند ساکا، تیمی ساخت که امروز یکی از مدعیان جدی فوتبال انگلیس است. بختیاری‌زاده نیز در استقلال، در حال ساختن چنین مسیری است؛ ترکیبی از استعدادهای آکادمی و بازیکنان باتجربه که می‌توانند در کنار هم، آینده‌ای متفاوت رقم بزنند.
در این میان، نقش بازیکنانی مانند امیرمحمد رزاقی‌نیا در میانه میدان اهمیت ویژه‌ای دارد. او به‌عنوان یک هافبک جوان و ملی‌پوش، می‌تواند به مغز متفکر تیم تبدیل شود؛ بازیکنی که با دوندگی بالا، جسارت در بازیسازی و انگیزه اثبات خود، نماینده نسل جدید فوتبال ایران است. چنین بازیکنانی، اگر در مسیر درست هدایت شوند، می‌توانند همان نقشی را ایفا کنند که ستاره‌های جوان در تیم‌های اروپایی بر عهده داشته‌اند.
ولی نباید از تفاوت‌های مهم این مسیر غافل شد. مربیان اروپایی از زیرساخت‌های حرفه‌ای، امکانات پیشرفته و سیستم‌های استعدادیابی گسترده بهره می‌برند، در حالی که بختیاری‌زاده در فضایی کار می‌کند که محدودیت‌ها بیشتر از امکانات است. همین موضوع، ارزش تصمیم او را دوچندان می‌کند؛ چرا که جوانگرایی در این شرایط، نه‌تنها یک انتخاب فنی، بلکه یک ضرورت هوشمندانه است.
ترکیب استقلال در حال حاضر، تلاشی برای ایجاد تعادل میان شور جوانی و تجربه است. حضور بازیکنان باتجربه در کنار جوانان، می‌تواند از نوسانات طبیعی این سبک جلوگیری کند و به تیم ثبات ببخشد. اگر این تعادل به‌درستی حفظ شود، استقلال می‌تواند هم فوتبال جذابی ارائه دهد و هم در کورس قهرمانی باقی بماند.
در نهایت، آنچه پروژه بختیاری‌زاده را متمایز می‌کند، نگاه بلندمدت اوست. او صرفاً به دنبال کسب نتایج کوتاه‌مدت نیست، بلکه در حال ساختن یک هویت برای استقلال است؛ هویتی که بر پایه اعتماد، جسارت و توسعه شکل گرفته است. این مسیر، اگر با صبر و حمایت همراه شود، می‌تواند استقلال را به تیمی تبدیل کند که نه‌تنها در لیگ برتر مدعی است، بلکه به الگویی برای فوتبال ایران بدل می‌شود.
برای هواداران استقلال، این فصل می‌تواند آغاز یک روایت تازه باشد؛ روایتی که در آن ستاره‌ها نه از بازار نقل‌وانتقالات، بلکه از دل آکادمی و اعتماد یک سرمربی جسور متولد می‌شوند. شاید این همان نقطه‌ای باشد که استقلال، نسخه ایرانی موفقی از مدل‌های اروپایی را به نمایش بگذارد.
 

در حالی که پنجره نقل و انتقالات هم باز نشد
بختیاری‌زاده  در محاصره مصدومان و جدا شده‌ها
آغاز پروژه جوانگرایی در استقلال البته به مسائل دیگر نیز بی‌ارتباط نیست. سهراب بختیاری‌زاده در آستانه فصلی قرار دارد که به طور قطع هیچ یک از مربیان استقلال تا کنون تجربه‌اش نکرده‌اند. 
آبی‌ها در مقطع فعلی با مشکلات متعددی روبه‌رو هستند و سرمربی این تیم عملاً گزینه‌های محدودی برای انتخاب ترکیب و استفاده از نفرات در اختیار دارد.
خروج تعدادی از بازیکنان خارجی، شرایط را برای استقلال پیچیده‌تر کرده است. آدان، الحدادی، نازون و جنپو، بازیکنانی هستند که یا از جمع آبی‌ها جدا شده‌اند یا دیگر در برنامه‌های تیم حضور ندارند.
این اتفاق باعث شده بخش قابل توجهی از ظرفیت فهرست استقلال کاهش پیدا کند و دست کادر فنی برای استفاده از مهره‌های باتجربه بسته‌تر شود. البته برخی از بازیکنان مانند نازون و جنپو عملاً کاری هم برای استقلال نمی‌کردند.
در کنار جدایی‌ها، مصدومیت برخی بازیکنان نیز فشار بیشتری به تیم وارد کرده است. ماشاریپوف و مهران احمدی از جمله نفراتی هستند که به دلیل مصدومیت شرایط همراهی کامل تیم را ندارند.
البته درباره احمدی گفته شده که احتمال بازگشت او پس از هفته سوم وجود دارد، اما تا آن زمان استقلال باید با شرایط موجود کنار بیاید.
وضعیت رامین رضاییان نیز نامشخص است و به احتمال زیاد او را نیز باید جزو جدا شده‌ها دانست.
در کنار تمام این مسائل بسته بودن پنجره نقل‌وانتقالات استقلال نیز یک محدودیت بزرگ محسوب می‌شود، چرا که امکان جذب بازیکن جدید برای جبران کمبودها وجود ندارد.
به این ترتیب سهراب بختیاری‌زاده در شرایطی قرار گرفته که مصدومان، جداشده‌ها و محدودیت‌های نقل‌وانتقالاتی او را احاطه کرده‌اند و این وضعیت عمیقاً چالش‌آفرین است. با این حال، گاهی از دل همین مشکلات فرصت‌هایی به وجود می‌آید. میدان دادن به جوانان می‌تواند باعث کشف استعدادهای تازه و شکل‌گیری نسل جدیدی در استقلال شود؛ اتفاقی که موفقیت آن به مدیریت شرایط، اعتماد به بازیکنان جوان و صبر در مسیر پیش رو بستگی خواهد داشت.

جستجو
آرشیو تاریخی