جاهطلبی و حماقت بیپایان مرد اول فیفا
رسوای عالم
فرخ حسابی
خبرنگار
جیانی اینفانتینو طی یک دهه ریاست بر فیفا بارها نشان داده که مرز میان توسعه فوتبال و توسعه درآمدهای تجاری را به شکلی خطرناک جابهجا کرده است. از افزایش تعداد تیمهای جام جهانی گرفته تا برگزاری جام جهانی باشگاهها با فرمتهای پرسودتر و تبلیغات بیشتر. اما طرح جدید او شاید جنجالیترین تصمیم دوران مدیریتش باشد، طرحی که بسیاری آن را تلاش برای «فروش جام جهانی» میدانند. این بار حتی نزدیکترین شرکای فیفا نیز در برابر او ایستادهاند. اروپا، آمریکای شمالی و آسیا به صراحت با برنامه اینفانتینو مخالفت کردهاند و برای نخستین بار زمزمههایی جدی درباره آینده او در رأس فوتبال جهان به گوش میرسد.
میراث فوتبال یا دارایی تجاری؟
طرح اینفانتینو ایجاد شرکتی جدید به نام فیفا فوروارد است؛ شرکتی که قرار است مسئولیت مدیریت تجاری مسابقات بزرگ فیفا از جمله جام جهانی و جام جهانی باشگاهها را برعهده بگیرد. فیفا قصد دارد حدود ۲۰ تا ۲۱ درصد سهام این شرکت را به سرمایهگذاران خصوصی واگذار کند و در ازای آن بیش از ۴ میلیارد دلار سرمایه جذب کند.
اگرچه فیفا مدعی است «هیچکس فوتبال را نمیفروشد»، اما منتقدان معتقدند فروش بخشی از مالکیت تجاری بزرگترین رویداد فوتبال جهان تفاوت چندانی با فروش خود جام جهانی ندارد. وقتی سرمایهگذاران خصوصی وارد ساختار درآمدی این مسابقات شوند، دیگر تصمیمات صرفاً بر مبنای منافع فوتبال اتخاذ نخواهد شد.
فوتبال زیر سایه سهامداران
بزرگترین نگرانی مخالفان این طرح، تغییر ماهیت تصمیمگیری در فوتبال جهان است. سرمایهگذار خصوصی تنها یک هدف دارد: سود بیشتر.
معنای ساده این موضوع آن است که در سالهای آینده هر تصمیم درباره تعداد مسابقات، زمانبندی تقویم فوتبال، فرمت رقابتها و حتی محل برگزاری تورنمنتها میتواند تحت تأثیر خواسته سهامداران باشد. سودآوری بیشتر به معنای مسابقات بیشتر، تبلیغات بیشتر و درآمدهای بالاتر خواهد بود حتی اگر به قیمت خستگی بازیکنان و از بین رفتن روح رقابتهای ملی تمام شود.
منتقدان میگویند جام جهانی یک دارایی تجاری متعلق به فیفا نیست که رئیس آن بتواند بخشی از آن را به سرمایهگذاران واگذار کند. جامجهانی متعلق به فوتبال جهان و نسلهای مختلف هواداران است.
شورش قارهها علیه اینفانتینو
واکنش کنفدراسیونهای فوتبال جهان به این طرح کمسابقه بوده است. اروپا با تمام ۵۵ عضو خود اعلام کرده در صورت اجرایی شدن این برنامه، تمامی مسابقات فیفا را تحریم خواهد کرد. کنفدراسیون فوتبال آمریکای شمالی و مرکزی نیز مخالفت رسمی خود را اعلام کرده و منابع نزدیک به این نشستها از کاهش شدید اعتماد اعضا به اینفانتینو خبر دادهاند.
از همه مهمتر، کنفدراسیون فوتبال آسیا نیز به صف مخالفان پیوسته است. آسیاییها نه تنها با اصل طرح مخالفت کرده، بلکه ساختار تصمیمگیری و شفافیت مدیریتی فیفا را زیر سؤال بردهاند.
امروز بیش از دو سوم اعضای فیفا در کنفدراسیونهای مخالف این طرح قرار دارند؛ اتفاقی که شاید بزرگترین بحران سیاسی دوران ریاست اینفانتینو باشد.
تطمیع با میلیونها دلار
یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای این پرونده، نحوه جلب حمایت فدراسیونهاست. فیفا اعلام کرده فدراسیونهایی که از طرح حمایت کنند، در چرخه مالی آینده حدود ۴۰ میلیون دلار دریافت خواهند کرد، در حالی که مخالفان تنها ۲۰ میلیون دلار خواهند گرفت. به بیان دیگر، فیفا عملاً میان اعضای خود خطکشی مالی انجام داده است؛ یا به فروش بخشی از آینده جام جهانی رأی بدهید و پاداش بگیرید یا مخالفت کنید و درآمد کمتری داشته باشید.
این شیوه بیش از آنکه به یک فرآیند دموکراتیک شباهت داشته باشد، یادآور معاملههای اقتصادی بزرگ است؛ معاملهای که قرار است سرنوشت مهمترین تورنمنت فوتبال جهان را تعیین کند.
پایان دوران اینفانتینو؟
تا چند ماه قبل تصور میشد انتخاب مجدد اینفانتینو در سال ۲۰۲۷ بدون هیچ رقیبی انجام خواهد شد. اما امروز شرایط کاملاً متفاوت است. برای نخستین بار، رهبران فوتبال جهان آشکارا درباره آینده مدیریتی او صحبت میکنند.
انتقادها دیگر صرفاً به یک طرح اقتصادی محدود نیست. بسیاری معتقدند این پرونده نماد شیوه مدیریتی اینفانتینو در سالهای اخیر است، تصمیمهای بزرگ بدون مشورت کافی، تجاریسازی افراطی فوتبال و تبدیل مهمترین رقابتهای جهان به پروژههای میلیارد دلاری.
جام جهانی ۲۰۲۶ نیز از بلیتهای نجومی گرفته تا نمایش بین دو نیمه فینال و افزایش بیسابقه مداخلات تجاری، نشانههای روشنی از همین نگاه مدیریتی را به نمایش گذاشت.
فوتبال فروشی نیست
شاید مهمترین جملهای که این روزها از زبان مدیران فوتبال اروپا شنیده میشود، همین باشد؛ «برخی چیزها برای فروش نیستند.»
جیانی اینفانتینو سالهاست فوتبال را به یک ماشین درآمدزایی تبدیل کرده، اما این بار به نظر میرسد از خط قرمز فوتبال جهان عبور کرده است. اگر این طرح شکست بخورد، شاید بزرگترین شکست دوران ریاست او رقم بخورد؛ شکستی که میتواند آغاز پایان سلطه مردی باشد که خواست جام جهانی را به ویترین سرمایهگذاران ببرد.
