ابهام تازه بعد از توضیحات رئیس فدراسیون فوتبال

اگر مکزیک راه‌حل بود، چرا دیر به آن رسیدیم؟

نشست بررسی عملکرد فدراسیون فوتبال در جام جهانی ۲۰۲۶ که با حضور وزیر ورزش و جوانان، مدیران فدراسیون فوتبال و برخی از مدیران ورزش کشور برگزار شد یک نکته مهم داشت؛ جمله‌ای از مهدی تاج که شاید مهم‌ترین نکته این جلسه بود. مهدی تاج در این نشست اعلام کرد اگر از ابتدا محل استقرار تیم ملی در مکزیک مشخص می‌شد، ایران می‌توانست حدود ۱۰ روز زودتر راهی این کشور شود و با اختلاف ساعت، شرایط آب‌وهوایی و فضای منطقه سازگار شود؛ موضوعی که به اعتقاد او می‌توانست بخشی از مشکلات آماده‌سازی تیم ملی را کاهش دهد.
همین جمله اما یک سؤال مهم را به وجود می‌آورد؛ اگر مکزیک بهترین راه‌حل برای آماده‌سازی تیم ملی بود، چرا این تصمیم از ماه‌ها قبل گرفته نشد؟ البته فدراسیون برای برگزاری مسابقاتش در مکزیک تلاش کرد اما هیچ وقت به برپایی کمپ اصلی در مکزیک فکر نکرده بود.
از همان روزی که قرعه جام جهانی مشخص شد و قرار شد ایران در آمریکای شمالی به میدان برود، مشخص بود که موضوع ورود به آمریکا می‌تواند به یکی از چالش‌های اصلی تیم ملی تبدیل شود. روابط سیاسی ایران و آمریکا، سختگیری‌های احتمالی در صدور مجوزهای ورود و پیچیدگی‌های اداری، موضوع تازه‌ای نبود که تنها چند هفته مانده به مسابقات آشکار شود. به همین دلیل انتظار می‌رفت فدراسیون فوتبال از همان ابتدا علاوه بر برنامه اصلی، چند سناریوی جایگزین را نیز روی میز داشته باشد.
یکی از این سناریوها می‌توانست استقرار زودهنگام در مکزیک باشد؛ کشوری که هم از نظر جغرافیایی به محل برگزاری مسابقات نزدیک بود و هم می‌توانست فرصت ارزشمندی برای تطبیق بازیکنان با اختلاف ساعت و شرایط اقلیمی فراهم کند. اگر امروز مسئولان فدراسیون معتقدند حضور ۱۰ روز زودتر در مکزیک می‌توانست به تیم ملی کمک کند، طبیعی است این پرسش مطرح شود که چرا مقدمات اجرای این طرح از ماه‌ها قبل فراهم نشد؟
یکی دیگر از ابهام‌ها به موضوع ویزای مکزیک بازمی‌گردد. اگر احتمال استقرار در این کشور وجود داشت، آیا امکان آغاز زودتر فرایند دریافت ویزا، رزرو محل اقامت و هماهنگی‌های اجرایی وجود نداشت؟
 در فوتبال حرفه‌ای امروز، تیم‌های ملی برای تورنمنت‌های بزرگ معمولاً چندین سناریو را همزمان پیش می‌برند تا اگر یکی از مسیرها به هر دلیل با مشکل مواجه شد، برنامه جایگزین بدون اتلاف زمان اجرا شود. سؤال اینجاست که آیا چنین برنامه‌ای برای تیم ملی ایران هم وجود داشت یا تصمیم به حضور در مکزیک زمانی جدی شد که دیگر فرصت کافی از دست رفته بود؟
موضوع فقط مکزیک نیست؛ بلکه اصل «برنامه جایگزین» است. در مدیریت حرفه‌ای، به‌ویژه در رویدادی مانند جام جهانی، داشتن پلن B و حتی پلن C یک ضرورت محسوب می‌شود. وقتی احتمال بروز موانع سیاسی یا اجرایی وجود دارد، مدیران باید از قبل برای آن آماده باشند، نه اینکه پس از بروز مشکل به دنبال راه‌حل بگردند. اگر فدراسیون از همان ابتدا احتمال سخت شدن روند ورود به آمریکا را در نظر گرفته بود، شاید بخشی از دغدغه‌های روزهای منتهی به جام جهانی هرگز به وجود نمی‌آمد.
البته این پرسش‌ها به معنای نادیده گرفتن دشواری‌های موجود نیست. برگزاری جام جهانی در سه کشور، پیچیدگی‌های لجستیکی خاص خود را داشت و بسیاری از تیم‌ها نیز با چالش‌های مشابه روبه‌رو بودند. اما تفاوت تیم‌های موفق با سایرین، در میزان آمادگی آنها برای مواجهه با بحران‌هاست. هرچه برنامه‌ریزی دقیق‌تر باشد، تأثیر اتفاقات غیرمنتظره نیز کمتر خواهد بود.
نکته مثبت جلسه اخیر وزارت ورزش، پذیرش این واقعیت بود که در فرایند آماده‌سازی تیم ملی، نقاط قابل اصلاح وجود داشته است. آسیب‌شناسی صادقانه، اولین گام برای پیشرفت است؛ اما گام مهم‌تر، تبدیل این آسیب‌شناسی به یک دستورالعمل عملی است. اگر امروز همه به این نتیجه رسیده‌اند که اردوی زودهنگام در مکزیک می‌توانست به سود تیم ملی باشد، باید این تجربه به یک درس مدیریتی تبدیل شود؛ درسی که اجازه ندهد در جام ملت‌های آسیا یا حتی جام جهانی بعدی، دوباره فرصت‌های ارزشمند به دلیل نبود برنامه جایگزین از دست برود.
شاید دیگر نتوان نتیجه جام جهانی ۲۰۲۶ را تغییر داد، اما می‌توان از آن درس گرفت. مهم‌ترین درس هم شاید همین باشد؛ در فوتبال حرفه‌ای، موفقیت فقط به کیفیت بازیکنان و تصمیم‌های فنی وابسته نیست. گاهی یک تصمیم مدیریتی که چند ماه زودتر گرفته می‌شود، می‌تواند به اندازه یک گل سرنوشت یک تیم را تغییر دهد.
جستجو
آرشیو تاریخی