آینده مربیگری امیر در خطر است
هراس از تکمیل پازل ناکامیها در جام ملتها
محمد قراگزلو
خبرنگار
امیر قلعهنویی سرمربی تیم ملی در جام ملتهای آسیا خواهد بود و دوران سرمربیگری او به بیش از چهارسال خواهد رسید. قلعهنویی خیلی دوست داشت که حضور در جام جهانی را تجربه کند و با حمایت مدیران فدراسیون و شرایط پیچیده کشور به این آرزوی خود دست یافت. او همواره تصور میکرد بعد از ناکامی در جام ملتهای آسیای 2007 و آنچه در بازی یک چهارم نهایی مقابل کره جنوبی در ضربات پنالتی اتفاق افتاد نمی توان پسوند «ناکام» را به او سنجاق کرد و فرصت عرض اندام به او داده نشده است. قلعهنویی شکست در آن مرحله از جام ملتهای اسیای2007 را طبیعی میدانست اما رفتار رسانهها و منتقدان بعد از آن باخت را همواره زیر سؤال میبرد تا اینکه دوباره به سرمربیگری تیم ملی رسید.
بعد از آن و در دوره دوم مربیگری تیم ملی، قلعهنویی یک جام ملتها را پشت سر گذاشت که یک دستاورد اولیه برایش داشت؛ شکست ژاپن با فوتبالی قابل دفاع اما آخر قصه آن جام هم چیزی جز ناکامی نبود. باخت به قطر در نیمهنهایی باعث شد تا دوباره او در موضع ضعف قرار بگیرد اما سر پا ایستاد تا دوباره در جام جهانی عرض اندام کند. در واقع قلعهنویی به جام جهانی به عنوان فرصت بسیار بزرگی برای اثبات تواناییهای فنیاش نگاه میکرد اما اینجا هم خوششانس نبود. پنالتی سوخته و گلهای مردود اعلام شده به علاوه رقم خوردن سه نتیجه همزمان علیه صعود تیم ملی، همه بدشانسیهایی بود که نصیبش شد تا حتی با وجود ثبت نامش به عنوان تنها مربی ایرانی شکست ناپذیر در جام جهانی باز هم در رسیدن به هدف نهایی ناکام بماند.
امروز باید پذیرفت حتی اگر امیر قلعهنویی در هر سه تورنمنتی که سرمربی تیم ملی بوده بدشانسی آورده اما یک مربی ناکام به حساب میآید چرا که در رسیدن به اهدافی که برای خودش ترسیم کرده و انتظار میرفت محقق کند عاجز مانده است. تیم ملی ایران دو بار با قلعهنویی در جام ملتهای آسیا حذف شد و یک بار در جام جهانی 48 تیمی از گروهش صعود نکرد. حالا هر چقدر که درباره عوامل و دستاندازهای مسیر او در این سه تورنمنت یا حتی بدشانسیها حرف بزنیم در اصل قضیه تغییری ایجاد نخواهد کرد.
واقعیت تلخ است و حتی دوستداران امیر قلعهنویی هم باید بپذیرند که او در تیم ملی یک مربی ناکام به حساب میآید چرا که از حیث کسب نتیجه (قهرمانی در آسیا و صعود از مرحله گروهی جام جهانی) و ساختن نسل در تیم ملی دستاوردی نداشته است. این در مورد هر مربی چه ایرانی چه خارجی و چه نامدار و چه غیر مشهور هم مصداق دارد و بزرگترین مربیان دنیا هم با شدیدترین انتقادها مواجه و راحت برکنار میشوند.
امروز که چهار سال و چهار ماه از حضور امیر قلعهنویی میگذرد خیلی سخت بتوان نقاط پررنگی از کارنامه کاری او در تیم ملی پیدا کرد و حتی اگر در یک سال اخیر جنگ و مشکلات سیاسی عرصه را بر او و تیم ملی تنگ کرده باشد در سه سال قبل از آن هم که شرایط مهیا بوده او و گروه فنیاش اتفاق ویژهای در تیم ملی رقم نزدند که مجابمان کند ابقای قلعهنویی میتواند برای موفقیت در جام ملتهای آسیا امیدوارکننده باشد.
فارغ از آنچه منتقدان و کارشناسان در این باره چه میگویند و چه نکاتی را مطرح میکنند، رئیس فدراسیون فوتبال با در نظر گرفتن نکاتی که طی روزهای اخیر و حتی در جلسه با وزیر مطرح کرده اعتقاد دارد قلعهنویی باید بماند و در جام ملتهای آسیای تیم ملی ایران را رهبری کند. با این حساب قلعهنویی از فیفادی آینده که کمتر از دو ماه بعد خواهد بود حرکت خود برای موفقیت در جام ملتهای آسیا را آغاز خواهد کرد اما دو نکته از همین حالا واضح و مشخص است و همینها کار سرمربی تیم ملی را بسیار دشوارتر از جام جهانی خواهد کرد.
قلعهنویی امروز متهم است که در تیم ملی نسلسازی نکرده و پیرترین تیم فوتبال ایران را به جام جهانی برده و میدان داده است که حتماً خودش توجیهاتی برای این اقدامش دارد. او همچنین به نتیجه مورد نظر که همان صعود از مرحله گروهی است دست نیافته و هر چقدر بخواهیم نباختن تیم او را بزرگ و یک دستاورد فنی قلمداد کنیم اصل قضیه که همان ناکامی است تغییری نخواهد کرد. با در نظر گرفتن این شرایط امیر قلعهنویی امروز محکوم به قهرمانی در جام ملتهای آسیاست و حتی رسیدن به نیمهنهایی نیز برای او موفقیت نسبی محسوب نخواهد شد.
از سوی دیگر او محکوم به تغییر نسل در تیم ملی است و حتی اگر با توجیهات خاص خود یا کمبود زمان فرصت پوستاندازی و جوانسازی نداشته باشد یا این اقدام شجاعانه را ریسک بداند و به آن تن ندهد فقطی و فقط کار خودش را سخت کرده است چرا که قهرمان نشدن با یک تیم پیر در آسیا شکستی بزرگتر و دردناکتر برای او و فوتبال ایران خواهد بود و قطعاً میزان انتقادها بیشتر و شدیدتر از آن چیزی است که طی روزهای اخیر اتفاق افتاد.
کمتر از شش ماه دیگر تا شروع جام ملتهای آسیا 2027 باقی مانده و چنانچه قلعهنویی در تفکرات خود، چه در خصوص مسائل فنی شامل انتخاب بازیکن، کادر فنی، اطرافیان تیم ملی و... تجدید نظر نکند فقط کار خودش را دشوارتر کرده چرا که در صورت تداوم ناکامیهایش، حتی آینده مربیگریاش در فوتبال ایران را به خطر خواهد انداخت.
