رکوردشکنی نجومی نیمکت ایران در مارکت جهانی جنجالساز شد
فرمول پاداش 140 میلیاردی چیست؟
وقتی خبر پرداخت حدود ۱۴۰ میلیارد تومان پاداش به امیر قلعهنویی برای صعود تیم ملی ایران به جام جهانی ۲۰۲۶ منتشر شد، اصل ماجرا دیگر فقط یک عدد نبود؛ موضوع به مطالبهای درباره شفافیت مالی در فدراسیون فوتبال تبدیل شد. پرسش اصلی این نیست که سرمربی تیم ملی باید پاداش بگیرد یا نه؛ در فوتبال حرفهای جهان، پاداش صعود به جام جهانی امری کاملاً طبیعی است. مسأله دقیقاً در روزهای حذف تیم ملی از جام جهانی این است که این پاداش چگونه تعیین شده، چه نهادی آن را تصویب کرده و چرا جزئیات آن منتشر نمیشود؟ ماجرای واریز پاداش ۱۴۰ میلیارد تومانی به حساب امیر قلعهنویی، سرمربی تیم ملی، دیگر یک حاشیه گذرا نیست؛ این پرونده اکنون به بزرگترین چالش حکمرانی و آزمون شفافیت مالی در تاریخ فدراسیون فوتبال بدل شده است.
گرههای کور یک عدد نجومی
بر اساس اطلاعات درزکرده، هیأترئیسه فدراسیون فوتبال سهم امیر قلعهنویی از پاداش صعود به جام جهانی که توسط فیفا پرداخت میشود را 800 هزار دلار اعلام کرد که به دلیل ممنوعیت پرداخت دلاری به یک مربی ایرانی، معادل ریالی ۸۰۰ هزار دلار تعیین شد و در محاسبات اولیه رقمی حدود ۱۳۶ میلیارد تومان را نشان میداد اما گزارشهای نهایی از واریز قطعی ۱۴۰ میلیارد تومان به حساب سرمربی تیم ملی حکایت دارند؛ تفاوتی ۴ میلیارد تومانی که فدراسیون هنوز مشخص نکرده ناشی از نوسانات لحظهای نرخ ارز بوده یا یک گرد کردن ساده مدیریتی!
نکته چالشبرانگیز اینجاست که به دلیل ممنوعیت صریح پرداختهای ارزی در قوانین جمهوری اسلامی، این مبلغ به صورت ریالی تسویه شده است. اما موج اصلی انتقادات زمانی شکل گرفت که رسانهها فاش کردند قلعهنویی دریافت این پاداش کلان را پیش از نخستین دیدار ایران مقابل نیوزیلند در مرحله گروهی جام جهانی مطالبه کرده و حتی حضور خود روی نیمکت را به تسویه کامل این رقم منوط ساخته بود؛ ادعایی که قطعاً اتمسفر اردوی تیم ملی را پیش از سوت آغاز تورنمنتی با چنین اهمیتی تحت تأثیر قرار داد.
شکاف کهکشانی در رختکن
بررسی توزیع این پاداش، یک بنبست مدیریتی عمیق را در حوزه منابع انسانی تیم ملی عیان میکند. از کل بودجه ۳۵۰ میلیارد تومانی صعود، ۱۴۰ میلیارد تومان (معادل ۴۰ درصد کل بودجه) تنها به یک نفر، یعنی شخص سرمربی اختصاص یافته است. در نقطه مقابل، سقف پاداش پرداختی به ستارههای کلیدی، بازیکنان و سایر اعضای کادر فنی حداکثر ۶ میلیارد تومان بوده است. این یعنی پاداش امیر قلعهنویی بیش از ۲۳ برابر بیشترین دریافتی بهترین بازیکنان تیم ملی است. از ۲۱۰ میلیارد تومان باقیمانده نیز تاکنون ۱۶۰ میلیارد تومان توزیع شده و ۵۰ میلیارد تومان دیگر به دلیل گرههای حقوقی و اداری مسدود مانده است. این اختلاف طبقاتی فاحش درون رختکن، فراتر از ارقام، روحیه تیمی و فرمولهای انگیزشی سربازان داخل زمین را به شدت مخدوش میسازد.
پارادوکس اسکوچیچ؛ مسیر دشوارتر با پاداش ناچیز
تکاندهندهترین بخش این سناریو، مقایسه کارنامه و پاداش قلعهنویی با دراگان اسکوچیچ، سرمربی کروات دوره گذشته است. اسکوچیچ در شرایطی ایران را به جام جهانی ۲۰۲۲ قطر رساند که تورنمنت با ۳۲ تیم برگزار میشد و سهمیه مستقیم آسیا تنها ۴.۵ تیم بود؛ مسیری که تمامی کارشناسان آن را فرسنگها دشوارتر از فرمت فعلی میدانستند. با این حال، پاداش اسکوچیچ برای آن صعود دراماتیک تنها ۲ میلیارد تومان بود. امروز در شرایطی که جام جهانی با ۴۸ تیم برگزار میشود و سهمیه آسیا به ۸.۵ تیم افزایش یافته (آماری که صعود قدرتهای سنتی را عملاً به یک پیشفرض تبدیل کرده)، پاداش سرمربی با جهشی ۷۰ برابری به ۱۴۰ میلیارد تومان رسیده است. این پرسش افکار عمومی را بهتزده کرده است: آیا ارزش فنی صعود در دورهای با سهمیه دوبرابری و آسانتر، ۷۰ برابر ارزش کار کادر قبلی بوده است؟
سقوط استانداردهای جهانی در برابر مارکت ایرانی
برای درک بهتر این عدد، کافی است نگاهی به ارقام و ساختار پاداشها در سطح اول فوتبال جهان بیندازیم؛ جایی که پاداش صعود یک فرد، هرگز کل مارکت را تحتالشعاع قرار نمیدهد:
به طور مثال دیدیه دشان، سرمربی تیم ملی فرانسه پس از نایبقهرمانی جهان در سال ۲۰۲۲، افزون بر حقوقش، تنها ۴۹۰ هزار یورو پاداش گرفت و سهم او هرگز دهها برابر بازیکنانش نبود. یا فدراسیون کشور کرهجنوبی کل بسته پاداش را بر روی تیم متمرکز میکند؛ به طوری که در این دوره به هر بازیکن و کادرفنی پاداش پایه ۵۲ هزار دلاری پرداخت شد تا عدالت در رختکن حفظ شود. مقایسه پاداش ۱۴۰ میلیارد تومانی (حدود ۴ میلیون دلار) قلعهنویی که صرفاً بابت صعود بوده و نه حقوق سالانه، نشان میدهد این رقم در هیچیک از کشورهای فوتبالخیز دنیا سابقهای ندارد.
چرا فدراسیون سند رو نمیکند؟
بخش رسانهای تیم ملی و فدراسیون فوتبال حدود ۴۸ ساعت پیش از اولین دیدار ایران در جام جهانی، با صدور بیانیهای شتابزده این گزارشها را «فاقد مبنای واقعی» خواندند و رسانهها را به پیگیری حقوقی تهدید کردند. اما در دنیای مدرن فوتبال، تکذیبهای کلی فاقد ارزش اعتباری هستند. اگر پرداخت این رقم بر اساس بندهای قانونی قرارداد، مصوبه مکتوب هیأترئیسه و فرمولهای مصوب انجام شده است، چرا فدراسیون فوتبال از انتشار اسناد آن واهمه دارد؟ گزارشهایی از ورود نهادهای نظارتی به این پرونده به گوش میرسد، اما تا زمان اعلام رسمی مراجع بازرسی، این موضوع کماکان در لایههای پنهان باقی خواهد ماند. پرونده پاداش ۱۴۰ میلیاردی امیر قلعهنویی اکنون به نمادی از نبود شفافیت مالی در فوتبال ایران تبدیل شده است. حتی اگر فردا مشخص شود تمام این فرآیندها قانونی بوده، باز هم اصل مطالبه جامعه پابرجا است. فوتبال ایران سالهاست از ساختارهای تاریک مالی آسیب دیده و هر بار انتشار چنین اعدادی بدون ارائه سند، سرمایه اجتماعی فدراسیون یعنی «اعتماد عمومی» را کوچکتر میکند. فدراسیون فوتبال تنها با انتشار متن مصوبه هیأترئیسه و بند پاداش قرارداد سرمربی میتواند به این جنجال پایان دهد؛ در غیر این صورت، این پاداش نجومی به عنوان یکی از تاریکترین پروندههای مدیریتی ورزش ایران در یادها خواهد ماند.
