از پاداش ۱۸هزار میلیارد تومانی قهرمان جهان تا قراردادهای نجومی فوتبال ایران

مسابقه اسکناس‌سوزی

سینا حسینی 
خبر‌نگار


در فوتبال جهان، موفقیت ورزشی زمانی ارزش واقعی پیدا می‌کند که به دستاورد اقتصادی نیز منجر شود. جام جهانی ۲۰۲۶ نمونه‌ای روشن از این نگاه حرفه‌ای است؛ جایی که قهرمان این رقابت‌ها ۵۰ میلیون دلار و نایب‌قهرمان ۳۳ میلیون دلار پاداش دریافت خواهد کرد. با احتساب نرخ تقریبی هر دلار ۳۶۰ هزار تومان، این ارقام معادل حدود ۱۸ هزار میلیارد تومان برای قهرمان و نزدیک به ۱۲ هزار میلیارد تومان برای نایب‌قهرمان خواهد بود.
این اعداد اگرچه در نگاه اول بسیار بزرگ به نظر می‌رسند، اما در فوتبال مدرن حاصل یک چرخه اقتصادی قدرتمند هستند؛ چرخه‌ای که بر پایه حق پخش تلویزیونی، اسپانسرینگ، درآمدهای تجاری، برندینگ، فروش محصولات و توسعه ارتباط با هواداران شکل گرفته است. در این ساختار، هزینه‌های بزرگ زمانی توجیه دارند که در نهایت به موفقیت، درآمد و افزایش ارزش باشگاه یا تیم ملی منجر شوند.
اما در نقطه مقابل این مدل، فوتبال ایران قرار دارد؛ فوتبالی که سال‌هاست میان هزینه‌ها و دستاوردها فاصله‌ای جدی ایجاد کرده است. در شرایطی که تیم ملی ایران در سطح جهانی موفقیت قابل توجهی کسب نکرده و باشگاه‌های ایرانی نیز سهم محدودی از افتخارات آسیایی داشته‌اند، بازار نقل‌وانتقالات به سمت قراردادهایی رفته که با واقعیت اقتصادی فوتبال کشور همخوانی ندارد.
امروز قراردادهای یکساله ۲۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد تومانی به بخشی از فضای معمول فوتبال ایران تبدیل شده است؛ ارقامی که برای بازیکنانی پرداخت می‌شود که بسیاری از آنها نه سابقه درخشان بین‌المللی دارند و نه توان ایجاد درآمد اقتصادی برای باشگاه. اینجاست که یک تناقض بزرگ شکل می‌گیرد: در فوتبال جهان، ۱۸ هزار میلیارد تومان نصیب تیمی می‌شود که قله فوتبال دنیا را فتح کرده است، اما در فوتبال ایران گاهی رقم‌های چندصد میلیاردی برای بازیکنانی پرداخت می‌شود که حتی نتوانسته‌اند موفقیت قابل توجهی برای تیم خود رقم بزنند.
تفاوت اصلی در همین نکته نهفته است؛ فوتبال حرفه‌ای جهان برای موفقیت سرمایه‌گذاری می‌کند، اما فوتبال ایران در بسیاری از مواقع برای جبران ناکامی‌ها هزینه می‌کند.
مشکل فوتبال ایران، صرفاً بالا بودن هزینه‌ها نیست؛ مسأله اصلی، هزینه کردن بدون خلق ارزش است. باشگاه‌های بزرگ جهان زمانی حاضر به پرداخت قراردادهای سنگین می‌شوند که بدانند این هزینه‌ها از مسیرهایی مانند حق پخش، فروش بازیکن، درآمد تجاری، افزایش ارزش برند و موفقیت ورزشی بازخواهد گشت. اما بسیاری از باشگاه‌های ایرانی هنوز از همین منابع پایدار محروم هستند.
حق پخش تلویزیونی به شکل واقعی وجود ندارد، درآمدهای تجاری محدود است، صادرات بازیکن به یک مدل اقتصادی تبدیل نشده و بسیاری از باشگاه‌ها همچنان به بودجه‌های دولتی و شبه‌دولتی وابسته‌اند. در چنین شرایطی، قراردادهای نجومی نه نشانه قدرت اقتصادی فوتبال، بلکه نشانه یک ساختار ناپایدار است.
در این میان، عملکرد قوانین مالی و نظارتی فدراسیون فوتبال نیز با انتقادهایی جدی همراه است. فدراسیون هر ساله با انتشار دستورالعمل‌ها و مقررات جدید اعلام می‌کند که هدفش کنترل هزینه‌ها، جلوگیری از ریخت‌وپاش و مقابله با قراردادهای غیرمنطقی است، اما واقعیت این است که این قوانین تاکنون نتوانسته‌اند مانع رشد افسارگسیخته هزینه‌ها شوند.
محدودیت‌هایی که قرار بود جلوی افزایش دستمزدها را بگیرند، در عمل یا دور زده شده‌اند یا آنقدر انعطاف در اجرا داشته‌اند که اثر بازدارندگی خود را از دست داده‌اند. نتیجه، بازاری است که هر فصل رکوردهای جدیدی در قراردادها ثبت می‌کند، اما کیفیت فوتبال، موفقیت آسیایی و درآمد باشگاه‌ها متناسب با این رشد افزایش پیدا نمی‌کند.
نمونه روشن این وضعیت را می‌توان در عملکرد باشگاه‌ها دید. تیم‌هایی که فصل را بدون جام و دستاورد به پایان رسانده‌اند، دوباره وارد بازار نقل‌وانتقالات می‌شوند و برای جذب بازیکن وارد رقابت‌های مالی سنگین می‌شوند؛ رقابت‌هایی که بیشتر از آنکه به توسعه فوتبال کمک کند، باعث افزایش تورم دستمزدها، رشد بدهی‌ها و کاهش منابع برای زیرساخت، آکادمی و فوتبال پایه می‌شود.
ادامه این روند می‌تواند فوتبال ایران را به مرز یک بحران جدی مالی نزدیک کند. باشگاه‌هایی که درآمد پایدار ندارند اما هزینه‌های سنگین متحمل می‌شوند، دیر یا زود با مشکلات اقتصادی گسترده مواجه خواهند شد. افزایش هزینه بدون افزایش درآمد، مسیری است که در نهایت می‌تواند بسیاری از مجموعه‌های ورزشی را با بحران مواجه کند.
چالش امروز فوتبال ایران تنها چالش پول نیست؛ چالش مدیریت، نظارت و تعریف اشتباه از موفقیت است. وقتی رقم قراردادها به جای عملکرد فنی به معیار ارزش تبدیل شود، نتیجه چیزی جز یک حباب اقتصادی نخواهد بود.
فوتبال ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازنگری در نظام اقتصادی، قوانین مالی و شیوه مدیریت باشگاه‌هاست. قانون زمانی معنا پیدا می‌کند که قدرت اجرا داشته باشد و بتواند مانع شکل‌گیری هزینه‌های غیرمنطقی شود.
فوتبال جهان به قهرمان جام جهانی ۱۸هزار میلیارد تومان پاداش می‌دهد، چون پشت این پول موفقیت، برنامه‌ریزی و ارزش اقتصادی وجود دارد. اما در فوتبال ایران، میلیاردها تومان هزینه می‌شود بدون آنکه نشانی از قهرمانی، توسعه یا درآمدزایی پایدار دیده شود.
تفاوت فوتبال حرفه‌ای با فوتبال پرهزینه همین‌جاست؛ یکی برای ساختن آینده سرمایه‌گذاری می‌کند، دیگری برای فرار از ناکامی‌های امروز هزینه می‌کند.

جستجو
آرشیو تاریخی