خریدهای پر سر و صدا چه گلی به سر پرسپولیس می زند؟
«قصه ابرقویی» الگوی تارتار برای نقل و انتقالات
محمد قراگزلو
خبرنگار
بخش دیگری از ستارههای نامدار و بازیکنان تیم موفق 10 سال اخیر پرسپولیس یا از این تیم جدا شدند یا در آستانه جدایی هستند. به عبارتی پرسپولیس کم کم خالی از ستاره میشود و از آن سو با جذب بازیکنان گلگهر یا خوبهای لیگ برتر در یکی دو سال گذشته چهره متفاوتی پیدا میکند. بخشی از این جابهجاییها البته که در پروژه پوستاندازی تعریف میشود. باشگاه پرسپولیس قصد دارد طی سه پنجره نقل و انتقالاتی به تدریج میانگین سنی اسکواد تیم را پایین بیاورد و به همین منظور در نقل و انتقالات تابستانی از یک سو اقدام به جذب بازیکنان 26 تا 30 ساله میکند و از سوی دیگر دنبال بازیکنان زیر23 سال است که از هر دو گروه بازیکنانی جذب کرده است.
درعین حال تاکنون سه بازیکن از تیم گلگهر به پرسپولیس پیوستهاند و احتمالاً یکی دو بازیکن دیگر از این تیم نیز سرخپوش خواهند شد. موضوعی که باعث شده تا گروهی از هواداران پرسپولیس نگران آینده این تیم باشند یا برخی شروع به انتقاد کنند که پرسپولیس جای بازیکن متوسط نیست و تا بوده ستارهها در این تیم نقش تعیینکننده داشتهاند و غالب بازیکنان، ملیپوش یا در حد ملی بودهاند.
در نگاه کلی البته این حرفها اشتباه نیست اما دو نکته مهم را باید در نظر گرفت؛ اول اینکه پروسه ستارهسازی در فوتبال ایران خیلی کند پیش میرود تا جایی که تیم ملی فوتبالمان رکورد پیرترین ترکیب در جام جهانی را به نام خود میزند و دوم اینکه با در نظر گرفتن محدودیتهای مالی و شرایط کشور، وقتی قرار به جذب بازیکن خارجی نباشد در مارکت داخلی نیز بازیکن یا بازیکنی پیدا نمیشود که در تعریف «ستاره» از نظر بیشتر هواداران پرسپولیس بگنجد.
مجید عیدی، مهدی تیکدری، پوریا شهرآبادی یا نفراتی مثل پوریا پورعلی و پوریا لطیفیفر یا نامهایی از این دست شاید در نگاه اول با تعریف هواداران از ستاره فاصله داشته باشند اما واقعیت موجود در مارکت داخلی همین است و اینها به عنوان بهترینهای لیگ برتر خودمان و در دسترسترین اهداف نقل و انتقالاتی به حساب میآیند.
از سوی دیگر باید این سؤال را به صورت جدی مطرح کرد که جذب بازیکنان نام آشناتر و آنهایی که جذبشان در لحظه اعلام خبر نهایی شدن انتقالشان، اندکی خیال هواداران را آسوده میکرد چقدر در پرسپولیس موفق بودند؟ در واقع باید اینطور گفت که در دو فصل گذشته که پرسپولیس ناکام بود، کدام یک از این خریدهای پرسر و صداتر، گرانقیمتتر و ظاهراً ستاره راندمان بالایی در تیم داشتند یا چه گلی به سر پرسپولیس زدند که باید همان مدل خرید بازیکن را پیش گرفت یا دنبال نفراتی با همان مختصات و مشخصات رفت؟
دو سال قبل در تابستان 1403 پرسپولیس، ایوب العملود، فرشاد احمدزاده، علی علیپور، یعقوب براجعه، عرفان ملاپور، الکسیس گندوز، عرفان شیروانی، میلاد محمدی، لوکاس ژوائو، سعید مهری و علیرضا هماییفر را به خدمت گرفت و در زمستان همان فصل سردار دورسون را جذب کرد اما از کل آن تیم علیپور به تازگی قراردادش را تمدید کرده، میلاد محمدی احتمالاً تمدید کند و هماییفر که در این دو فصل حتی یک بازی انجام نداده احتمالاً جدا خواهد شد.
در تابستان سال گذشته هم باشگاه پرسپولیس اقدام به جذب تیوی بیفوما، مجتبی فخریان، محمد امین کاظمیان، رضا شکاری، پیام نیازمند، محمد حسین صادقی، مارکو باکیچ، حسین ابرقویی و سرژ اوریه کرد و در نقل و انتقالات زمستانی هم ایگور سرگیف و دنیلگرا را به خدمت گرفت که مهمترین اسم از این جمع یعنی اوریه ناکارآمدترین و پرهزینهترینشان از آب درآمد، فخریان دوباره قرضی جدا شد و شکاری را هم کنار گذاشتند. از سوی دیگر بعید است صادقی را هم حفظ کنند -کما اینکه در تمرینات غایب است – و البته تکلیف بیفوما، گرا و حتی باکیچ هم روشن نیست. در عین حال باید تأکید کرد که بیشتر این نفرات در فصل گذشته درخشش چشمگیری نداشتند و شاید تنها بتوان با ارفاق به ابرقویی و نیازمند نمره قبولی داد.
از سوی دیگر نیازمند که یک خرید پر سر و صدا و ستاره بود و با رقم بالایی هم سرخپوش شد اما ابرقویی با رقم معقولتر و در اوج مخالفت و انتقادهای هواداران پرسپولیسی شد که اینطوری موفقیتش بیشتر به چشم آمده است. در واقع ابرقویی که از خیبر میآمد هیچ اسم و رسمی نداشت و ستاره هم محسوب نمیشد اما در اوج مخالفتها سرخپوش شد و بهترین عملکرد را از خود ارائه داد تا به تیم ملی هم برسد و جزو معدود خریدهای موفق پرسپولیس در دو فصل اخیر باشد.
حالا به نظر میرسد «قصه ابرقویی» هم باید نگاه هواداران پرسپولیس به مسأله نقل و انتقالات را تغییر دهد هم برای مهدی تارتار که سالها در لیگ برتر حضور داشته و از تیمهای کوچک و متوسط بالا آمده تا به نیمکت پرسپولیس بزرگ برسد یک مدل موفق و دم دست خواهد بود که شاید موفقیت با خریدهای نه چندان پر سر وصدا اما کارآمدتر در دسترس باشد.
