دوئل مخالفان و موافقان برای تعیین تکلیف نیمکت تیم ملی در هیات رئیسه
جنگ سرد
در روزهایی که اتمسفر فوتبال ایران زیر بار سنگین چالشهای سختافزاری، استادیومهای مخروبه و حواشی جام جهانی کمر خم کرده است، جبهه جدیدی از بحران این بار در بالاترین سطوح مدیریتی فدراسیون فوتبال گشوده شده است. پردهبرداری علنی از اختلافات عمیق و آشتیناپذیر میان اعضای هیأت رئیسه درباره ارزیابی کارنامه تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶ و نحوه تمدید قرارداد سرمربی، نشان میدهد که مستطیل سبز ایران نه تنها در زمین مسابقه، بلکه در اتاق فرمان خود نیز دچار یک سردرگمی و انشقاق ساختاری شده است.
یک تورنمنت و دو عینک متفاوت
جرقه این جنگ رسانهای درست دو روز پس از پایان کار یوزها در جام جهانی ۲۰۲۶ زده شد؛ جایی که فریده شجاعی، عضو هیأت رئیسه فدراسیون فوتبال، در مصاحبهای عجیب عملکرد تیم ملی را «قابل قبول» توصیف کرد. او با پناه گرفتن پشت آمار سه تساوی برابر بلژیک، مصر و نیوزیلند، مدعی شد که شکستناپذیری تیم ملی نشان از کیفیت بالای فنی دارد و حذف در مرحله گروهی را صرفاً به حساب بدشانسی و اتفاقات غیرقابل پیشبینی فوتبال گذاشت.
این اظهارات خوشبینانه اما بلافاصله با مقاومت و خشم پنهان سایر اعضای هیأت رئیسه مواجه شد. منتقدان درون فدراسیون که خواستار عدم افشای نام خود هستند، این نوع ارزیابی را یک «آدرس غلط رسانهای» برای فریب افکار عمومی میدانند که روزنامه ایران ورزشی پیشتر در گزارشی به آن پرداخته بوده بود. از نظر این طیف، کسب تنها سه امتیاز با وجود در اختیار داشتن نسلی پر از ستاره و تداوم حسرت صعود برای هفتمین دوره متوالی، به هیچ عنوان قابل دفاع نیست و ساختار بازی تیم ملی در قاره آمریکا، آینه تمامنمای عقبماندگی تاکتیکی نیمکت ایران بوده است. آنها معتقدند چسبیدن به کلیدواژه «بدشانسی»، فرار از جراحی غدههای چرکینی است که فوتبال ملی را به بنبست رسانده است.
اما ابعاد این شکاف زمانی از کنترل خارج شد که بحث تمدید قرارداد امیر قلعهنویی به میان آمد. در حالی که راهروهای فدراسیون از نهایی شدن توافقات پنهانی با سرمربی تیم ملی حکایت داشتند و حتی مهدی تاج رسماً خبر تمدید قرارداد قلعهنویی را رسانهای کرده بود، حجت کریمی، دیگر عضو پرنفوذ هیأت رئیسه، با مواضعی قاطع و انتحاری، آب پاکی را روی دست مدیران ریخت. کریمی صراحتاً اعلام کرد که هیچ جلسه رسمی در هیأت رئیسه برای بررسی ابقای قلعهنویی برگزار نشده است.
کارت برندهای که کریمی در این تقابل رو کرد، استناد صریح بهبند ۱۱ ماده ۳۵ اساسنامه فدراسیون فوتبال بود. بر اساس این قانون، هرگونه انتخاب، تمدید یا عزل مربیان تیمهای ملی باید حتماً در جلسه رسمی هیأت رئیسه مطرح و به تصویب اکثریت اعضا برسد؛ در غیر این صورت، هرگونه توافق با سرمربی فاقد وجاهت قانونی و در حکم تخلف اداری خواهد بود.
گزارشهای مکرر رسانههای تخصصی از جمله «ایران ورزشی»، خطکشیهای جدید و آرایش جنگی اعضای هیأت رئیسه را به وضوح نمایان میسازد. در حال حاضر فدراسیون به دو جبهه کاملاً متضاد تقسیم شده است، جبهه اول به نمایندگی فریده شجاعی و حامیانش، رویکردی کاملاً محافظهکارانه و مداراگرایانه نسبت به وضع موجود دارد. این گروه تمایل شدیدی به حفظ ثبات روی نیمکت دارد و احتمالاً پیش از این، چراغ سبز خود را به صورت غیررسمی برای تمدید قرارداد قلعهنویی نشان داده است. در نقطه مقابل، جبهه دوم به رهبری حجت کریمی قرار دارد که پرچم قانونگرایی و حفظ شأن نظارتی هیأت رئیسه را بالا برده است. این جبهه قاطعانه مأموریت خود را مقابله با فرآیندهای غیرشفاف و تصمیمات دیکتهشده قرار داده و اصرار دارد که آینده فنی فوتبال ایران نباید بدون تشریفات قانونی و فیلتر کارشناسی هیأت رئیسه تعیین تکلیف شود.
واقعیت عریان این است که اختلافات در فدراسیون فوتبال از حد یک بحث کارشناسی ساده عبور کرده و به یک دوگانگی استراتژیک و هویتی تبدیل شده است. این از همگسیختگی مدیریتی در شرایطی علنی میشود که فوتبال ایران پس از شوک جامجهانی، به آرامش، بازسازی ساختاری و برنامهریزی فوری برای مسابقات پیشرو نیاز دارد.
با توجه به مواضع تند طرفین، بعید به نظر میرسد که این شکاف به این زودیها ترمیم شود. برنده این جنگ قدرت، آینده تاکتیکی و مدیریتی فوتبال ایران را برای سالهای آینده ترسیم خواهد کرد. اما ترکشهای این صندلیبازی و لابیهای فرساینده، پیش از هر کس، پیکر نیمهجان فوتبال ملی را پارهپاره خواهد کرد؛ تیمی که روی زمین چمن به تاکتیک مدرن نیاز دارد، اما در پشت صحنه، اسیر بازیهای سیاسی و مدیریتی مدیران خویش شده است.
