فدراسیون و تیم ملی نیاز به تغییر دارند نه افکار عمومی
آدرس غلط برای نسخه موفقیت در جام ملتها
محمد قراگزلو
خبرنگار
سرمقاله دیروز روزنامه فدراسیون فوتبال جالب توجه بود. اولین نکته مربوط به تصویر انتخاب شده بود که جلب توجه میکرد. تصویری از بازیکنان نیمکتنشین تیم ملی از نمای پشت که با تیتر «مأموریت تازه یوزها» اشارهای به شروع حرکت دوباره تیم ملی برای جام ملتهای آسیا داشت.
اول اینکه تصویر انتخاب شده با حضور بازیکنانی مثل امیرمحمد رزاقینیا، صالح حردانی، دنیس اکرت، علی علیپور، حسین کنعانی، محمد قربانی و دانیال ایری این نکته را به ذهن القا میکند که احتمالاً یک پوستاندازی نصف و نیمه تا جام ملتها خواهیم داشت و قرار است به بازیکنانی که در جام جهانی خیلی کم به میدان رفتند یا اصلاً استفاده نشدند میدان داده شود. اما هم انتخاب این عکس هم متن سرمقاله – که در آن به وضوح اشاره شده بود مردم همان 26 یوزی که برای صعود به جام جهانی رفته بودند را ببخشند - با ماجرای پوستاندازی در تیم ملی منافات دارد.
اول اینکه قاعدتاً بازیکنانی مثل حسین کنعانیزادگان یا علی علیپور با وجود کیفیت فنیشان میتوانند جزو گروهی باشند که در پروسه پوستاندازی حل خواهند شد اما در متن سرمقاله اساس و پایه مطلب براساس حرفهای اخیر علیرضا بیرانوند در یک برنامه تلویزیونی استوار است. این یعنی که بیرانوند نیز یکی از سربازان اصلی تیم ملی در جام ملتها خواهد بود که خود همین با ماجرای پوستاندازی واقعی و اصولی منافات دارد و همانطور که قلعهنویی بیسروصدا ابقا شده و به کارش ادامه خواهد داد، تقریباً همه آن نفراتی که به جام جهانی رفتند شانس حضور در جام ملتهای آسیا را خواهند داشت و بعید است نه بازیکنی خودش کنارهگیری کند نه کادرفنی کنارش بگذارد.
با این حساب از حالا تمام آن 16بازیکن بالای 30 سال تیم ملی که حضور در یک جام جهانی دیگر در رزومه خیلیهایشان طلاکوب شده منتظر اعلام فهرست بعدی تیم ملی هستند و برای فیفادی بعدی که دو ماه دیگر خواهد بود دندان تیز کردهاند.
از مسأله پوستاندازی در تیم ملی و ناامیدی از اجرای این طرح که بگذریم آنچه در متن سرمقاله مورد اشاره جالب توجه به نظر میرسد تأکید بر حرفهای احساسی بیرانوند است. اینکه بازیکنان تیم ملی باور دارند که یک فینال و یک جام به مردم ایران بدهکارند و فینال جام ملتها قرار است محل حضور «یکدلترین تیم ملی تاریخ ایران» باشد که البته تأکید شده همه اینها شعار نیست و قرار است نقشه راه آینده باشد!
در این متن تأکید شده که مطابق درخواست بیرانوند، بهتر است مردم بازیکنان تیم ملی را ببخشند و برای موفقیت در جام ملتها از این تیم ملی حمایت کنند تا در سایه همدلی و اتحاد موفقیتی که نزدیک به 5دهه منتظرش بودیم نصیب فوتبال ایران شود و همه خوشحال شویم.
اما موضوع خیلی ساده است؛ اینکه فقط همدلی و اتحاد نمیتواند برای موفقیت تیم ملی کافی باشد و حتی حمایت همهجانبه مردم از تیم ملی نیز برای رسیدن به یک هدف بزرگ ورزشی مثل قهرمانی در جام ملتهای آسیا کفایت نخواهد کرد. البته که همه اینها فاکتورهای مهم و تعیینکنندهای هستند اما عجیب است که تمام خواستههای فدراسیون فوتبال، کادرفنی تیم ملی و بازیکنان از مردم است و انگار هیچکس قرار نیست از خودش مایه بگذارد. رئیس فدراسیون فوتبال، سایر مدیران این نهاد و سرمربی تیم ملی که از مردم عذرخواهی نکردند و پاسخگو هم نبودند اما چرا همه چیز معطوف به حمایت مردم و شدت و ضعف این فاکتور میشود و چرا این فاکتور را اینقدر بزرگ میکنید که مثلاً اگر این مهم به بهترین شکل وجود داشت تیم ملی از گروهش در جام جهانی صعود میکرد؟
موفقیت در فوتبال و رسیدن به اهدافی مثل صعود به مرحله حذفی جام جهانی یا رسیدن بهعنوان قهرمانی جام ملتهای آسیا نیاز به تدوین یک برنامه، مقدمهچینی، برنامهریزی صحیح و اجرا یا پیش بردن برنامهها با در نظر گرفتن تمام جزئیات دارد که هر کدام از اینها زیرمجموعههای مجزا دارند و باید در هر بخش همه کارشان را بینقص و باکیفیت انجام دهند.
حالا اگر واقعاً قرار است به قهرمانی در جام ملتهای آسیا فکر کنیم نیاز به تغییرات زیادی داریم و این تغییرات باید از بدنه تیم ملی شروع شود نه از ذهن و تفکر مردم. مدیران فدراسیون فوتبال و مدل مدیریت فوتبال باید تغییر کند. کادرفنی و مدل اداره تیم ملی باید تغییراتی داشته باشد، کادر بازیکنان و اسکواد تیم ملی نیاز به اصلاح دارد و حتی اگر پوستاندازی کلی صورت نگیرد نیاز به رفرم دارد، فلسفه فوتبالمان در رده ملی باید مشخص شده و براساس آن تیمهای ملی پایه نیز برنامههای فنی خود را پیش ببرند، مدل آمادهسازی با در نظر گرفتن مشکلات بسیار دقیقتر باشد و در زمان اجرا جزئیات فنی باید بسیار بهتر و دقیقتر رعایت شده و باکیفیتتر عمل کنیم.
همه اینها اگر حاصل شد میتوان انتظار داشت تیم ملی در سایه همدلی و اتحاد به موفقیتی که همه انتظارش را میکشند دست یابد وگرنه هیچ اتفاق جذابی نخواهد افتاد و دوباره همه بعد از یک شکست و ناکامی تکراری دیگر با سؤالهای تکراری دیگری مواجهیم که جوابشان مشخص است اما نهاد متولی فوتبال بیتفاوت از آن عبور میکند و راه خودش را میرود.
