در حافظه موقت ذخیره شد...
اخباری و دقیقی سرمربی شدند، باقری نه!
کریم دستیار ابدی
اما پرسشی که سالها ذهن علاقهمندان فوتبال را مشغول کرده، این است که چرا چنین شخصیتی همچنان ترجیح میدهد در نقش دستیار باقی بماند و هرگز مسئولیت کامل یک تیم را بر عهده نگیرد؟
در سالهای اخیر، باقری کنار مربیان مختلفی حضور داشته است؛ از برانکو ایوانکوویچ و یحیی گلمحمدی گرفته تا اوسمار ویرا و حالا نیز گفته میشود در کنار مهدی تارتار فعالیت خواهد کرد.
این تداوم حضور در جایگاه دستیار، برای کسی با اعتبار و تجربه او، بیش از آنکه نشانه فروتنی باشد، این پرسش را ایجاد میکند که چرا او حاضر نیست قدم آخر را بردارد.
واقعیت این است که سرمربیگری با دستیاری تفاوتی اساسی دارد. دستیار میتواند مشاور خوبی باشد، اما تصمیم نهایی را سرمربی میگیرد و مسئولیت نیز بر عهده اوست. شاید باقری علاقهای به پذیرش این فشار نداشته باشد یا ترجیح دهد از حاشیهها دور بماند؛ انتخابی که حق طبیعی اوست. اما چنین روحیه محافظهکارانهای با آنچه کریم در دوران بازی در زمین برابر دیدگانمان قرار میداد کاملاً در منافات است. کریم آن روزها جسور، بیباک، نترس و ستون محکمی در تیم ملی بود. یک فرمانده تمام عیار. در همین فوتبال ایران، مربیانی مانند سعید دقیقی، سعید اخباری و مجتبی حسینی با وجود آنکه از نظر سابقه بازی و محبوبیت قابل قیاس با کریم باقری نیستند، مسئولیت سرمربیگری را پذیرفتهاند، اشتباه کردهاند، تجربه اندوختهاند و مسیر حرفهای خود را ساختهاند و به طور قطع هیچکدام بدون ریسک به جایگاه امروز نرسیدهاند.
نکته قابل تأمل اینجاست که حتی در مقاطعی که پرسپولیس نیز آمادگی سپردن نیمکت به باقری را داشت، او از پذیرش این مسئولیت صرفنظر کرد. این تصمیم، فارغ از دلایل شخصی، باعث شد یکی از مهمترین فرصتهای دوران حرفهای خود را از دست بدهد. البته نباید فراموش کرد که هیچکس موظف نیست سرمربی شود و شاید باقری واقعاً از نقش فعلی خود رضایت داشته باشد. اما اگر هدف، ساختن میراثی کامل در عرصه مربیگری باشد، با ماندن دائمی در سایه دیگران بعید است چنین میراثی را شکل دهد. تاریخ فوتبال معمولاً سرمربیان را به خاطر میسپارد، نه دستیاران را؛ اینکه کریم حاضر شده حتی دستیاری تارتار را بپذیرد یا اینکه دستیار یحیی گلمحمدی و اوسمار باشد، از عجایب و شگفتیهای روزگار است. کریم باقری بدون شک نامی قابل احترام در فوتبال ایران است اما تداوم این وضعیت هیچ احترامی برای او به ارمغان نخواهد آورد و تنها اعتباری که سالهای طولانی برایش زحمت کشید را خدشهدار خواهد کرد.
