آیا ترس قدیمی رؤیای قهرمانی را نابود میکند؟
انگلیس با توخل هم تغییر نکرده
پیروزی ۲بریک انگلیس مقابل کنگو در مرحله یکهشتم نهایی جام جهانی ۲۰۲۶، در ظاهر یک نتیجه امیدوارکننده برای سهشیرها بود. هواداران پس از سوت پایان با شور و هیجان ورزشگاه آتلانتا را ترک کردند و شعار «فوتبال دوباره به خانه برمیگردد» سر دادند؛ شعاری که سالهاست در فوتبال انگلیس تکرار میشود. اما پشت این پیروزی، واقعیتی نگرانکننده پنهان شده است، واقعیتی که نشان میدهد با وجود حضور توماس توخل روی نیمکت، بسیاری از مشکلاتی که در دوران گرت ساوتگیت وجود داشت، همچنان پابرجاست.
در نگاه نخست، انگلیس همچنان یکی از مدعیان قهرمانی به نظر میرسد؛ تیمی که تنها چهار برد تا فتح جام فاصله دارد. اما بررسی عملکرد این تیم نشان میدهد تغییر سرمربی هنوز نتوانسته شخصیت فوتبالی سهشیرها را متحول کند. انگلیس همچنان بیش از آنکه به یک ساختار هجومی منسجم متکی باشد، چشم به درخشش ستارههایش دوخته است.
سایه ساوتگیت
انتخاب توخل پس از پایان دوران ساوتگیت با این امید همراه بود که فوتبال محافظهکارانه انگلیس جای خود را به سبکی جسورانهتر بدهد. بسیاری انتظار داشتند مربی آلمانی با سابقه موفق در فوتبال باشگاهی اروپا، از ظرفیت بالای نسل طلایی انگلیس استفاده کند و تیمی تهاجمیتر بسازد.
اما دیدار برابر کنگو یادآور بسیاری از مسابقات دوران ساوتگیت بود؛ مسابقاتی که انگلیس مالکیت توپ را در اختیار داشت، اما در خلق موقعیتهای خطرناک دچار مشکل میشد و در نهایت با درخشش یک یا دو ستاره از شکست فرار میکرد.
در واقع، تغییر روی نیمکت هنوز به تغییر در زمین مسابقه منجر نشده است. سبک بازی، احتیاط بیش از حد و اتکای افراطی به مهرههای کلیدی، همان ویژگیهایی است که سالها منتقدان از آن گلایه داشتند.
درسهایی که گرفته نشد
عملکرد انگلیس در یورو ۲۰۲۴ نیز شباهت زیادی به شرایط فعلی داشت. آن تیم تا فینال پیش رفت، اما تقریباً در هیچ مسابقهای نمایش قانعکنندهای ارائه نکرد. پیروزی مقابل اسلواکی با گل دیرهنگام جود بلینگهام، عبور از سوئیس در ضربات پنالتی و برد برابر هلند با گل دیرهنگام اولی واتکینز، همگی نشان میدادند که انگلیس بیش از آنکه تیمی برتر باشد، با لحظات درخشان ستارههایش زنده مانده است.
حتی در فینال برابر اسپانیا نیز انگلیس زمانی که بازی با تساوی دنبال میشد، به جای افزایش فشار، عقب نشست و ابتکار عمل را کاملاً در اختیار حریف قرار داد. آمار آن مسابقه بهخوبی این موضوع را نشان میداد؛ اسپانیا در ۱۵دقیقه پایانی بیش از ۱۰۰پاس ردوبدل کرد، در حالی که انگلیس تنها ۲۷پاس داشت و عملاً توان حفظ توپ را از دست داده بود. این همان ذهنیتی است که به نظر میرسد هنوز نیز در تیم باقی مانده است.
کنگو و زنگ خطر تکراری
اگرچه انگلیس در نهایت مقابل کنگو به پیروزی رسید، اما روند مسابقه چندان امیدوارکننده نبود. سهشیرها بازی را با اشتباهات متعدد آغاز کردند، ریتم مناسبی در پاسکاری نداشتند و خیلی زود روی یک ضدحمله گل نخست را دریافت کردند.
حتی پس از عقب افتادن نیز تغییر محسوسی در جریان بازی دیده نمیشد. تیم توخل همچنان با احتیاط حمله میکرد و تا دقایق پایانی نتوانست فشار مستمری روی دروازه حریف ایجاد کند. کنگو حتی این فرصت را داشت که اختلاف را به دو گل افزایش دهد، اما ضربه یوان ویسا به تیر دروازه برخورد کرد.
در بخش هجومی نیز خلاقیت انگلیس محدود بود. مارکوس رشفورد اگرچه تحرک زیادی داشت، اما در تصمیمگیری نهایی موفق عمل نکرد. نونی مادوئکه بارها حرکات مشابهی انجام داد و الیوت اندرسون نیز در میانه میدان نتوانست نقش مؤثری ایفا کند. جالب اینکه از میان بازیکنان انگلیس، ازری کونسا، مدافع میانی تیم، بیشترین پاس رو به جلو را ثبت کرد؛ آماری که به خوبی ضعف بازیسازی این تیم را نشان میدهد.
باز هم به کین و بلینگام
در نهایت این هری کین بود که با دو گل خود انگلیس را از شکست نجات داد و بار دیگر نقش ناجی را ایفا کرد. اما همین موضوع بزرگترین دغدغه توخل محسوب میشود.
انگلیس تاکنون هشت گل در جام جهانی به ثمر رسانده که هفت گل آن توسط هری کین و جود بلینگام ثبت شده است. تنها گل دیگر را مارکوس رشفورد در دقایق پایانی یکی از مسابقات وارد دروازه حریف کرده است.
از سوی دیگر، بیشتر موقعیتهای گل نیز توسط بلینگام، بوکایو ساکا یا کین خلق شدهاند و سایر بازیکنان سهم چندانی در تولید موقعیت نداشتهاند. این وابستگی شدید به چند ستاره، در مراحل حساس جام جهانی میتواند به پاشنه آشیل انگلیس تبدیل شود.
تعادل یا محافظهکاری؟
توخل پس از مسابقه ترجیح داد روی جنبههای مثبت تمرکز کند. او معتقد بود تیمش هرگز ناامید نشد و با استمرار در اجرای برنامههایش، در نهایت به پاداش رسید. از نگاه او، مهمترین پیام برای بازیکنان این بود که به برنامه اعتماد کنند و تا آخرین لحظه دست از تلاش برندارند.
اما منتقدان اعتقاد دارند این اصرار بر اجرای یک الگوی تکراری، باعث شده انگلیس در طول مسابقات تنوع تاکتیکی چندانی نداشته باشد. ارسالهای متعدد از جناحین و امید بستن به قدرت تمامکنندگی هری کین، شاید برابر تیمهایی مانند کنگو جواب بدهد، اما مقابل قدرتهای بزرگ فوتبال جهان کافی نخواهد بود.
فلسفه توخل بر نظم دفاعی، جلوگیری از ضدحملات و استفاده از وینگرهای سرعتی استوار است؛ موضوعی که حتی باعث شد بازیکنانی مانند فیل فودن، کول پالمر و ترنت الکساندر آرنولد جایی در فهرست نهایی تیم نداشته باشند. از نگاه سرمربی آلمانی، ریسک استفاده از بازیکنان خلاقی که آزادی عمل بیشتری میخواهند، ممکن است تعادل تیم را بر هم بزند.
ذهنیتی که تغییر نکرده است
در نهایت شاید بزرگترین مشکل انگلیس نه تاکتیک باشد و نه کیفیت بازیکنان؛ بلکه ذهنیتی است که سالها همراه این تیم بوده است.
نسل فعلی انگلیس از نظر استعداد فردی یکی از بهترین نسلهای تاریخ فوتبال این کشور به شمار میرود، اما در لحظات حساس همچنان نشانههایی از ترس، احتیاط و محافظهکاری در عملکرد تیم دیده میشود. توخل بدون تردید از نظر فنی و تاکتیکی مربی توانمندتری نسبت به ساوتگیت است، اما او نیز تاکنون نتوانسته این مانع روانی را از بین ببرد.
انگلیس هنوز یکی از مدعیان جدی قهرمانی جام جهانی ۲۰۲۶ است، اما اگر قرار باشد بار دیگر همه چیز به درخشش هری کین یا جود بلینگهام وابسته باشد، مسیر رسیدن به جام بسیار دشوار خواهد شد. سهشیرها برای پایان دادن به شش دهه ناکامی، بیش از هر چیز باید از سایه ترس و محافظهکاری تاریخی خود خارج شوند؛ در غیر این صورت، تغییر سرمربی نیز تفاوت چندانی در سرنوشت این تیم ایجاد نخواهد کرد.
