در حافظه موقت ذخیره شد...
رقص کینه روی بوم جام جهانی
وقتی سیاست بر فوتبال سایه انداخت
وقتی یک مقام ارشد دولت میزبان با افتخار در برابر دوربینها اعلام میکند از حذف یک تیم ملی فوتبال (ایران) خوشحال شده، برای خروج یوزها از خاک کشورش جشن گرفته و حتی به گفته صریح خودش «رقصیده» و «آواز خوانده» است، دیگر هیچ جایی برای ادعاهای پوشالی مبنی بر «بیطرفی» باقی نمیماند. این سخنان سخیف، تنها یک اظهارنظر احساسی نیست؛ بلکه اعترافی آشکار به نگاه امنیتی واشنگتن نسبت به فرزندان ایران است.
دولت آمریکا در تمام مدت برگزاری تورنمنت تلاش کرد محدودیتهای فرساینده اعمالشده بر کاروان ایران از جمله قانون شکنجهآور تخلیه ۲۴ ساعته خاک این کشور را اقدامی عادی و در چهارچوب پروتکلهای حفاظتی جلوه دهد. اما اگر همه چیز عادی بود، چرا اعضای کلیدی فدراسیون فوتبال ایران از همراهی تیم محروم شدند؟ چرا ملیپوشان خسته پس از هر بازی مجبور بودند بلافاصله به کمپ مرزی خود در مکزیک بازگردانده شوند؟ و چرا هیچ پاسخ شفافی درباره ضرورت این محدودیتهای بیسابقه ارائه نشد؟
طنز تلخ ماجرا اینجاست که همین دولت، سالهاست خود را مدعی آزادی، برابری و جدایی مطلق ورزش از مصلحتهای سیاسی معرفی میکند؛ اما در عمل، وقتی پای نام ایران به میان میآید، تمام این دکترینها رنگ میبازد. در این میان، ننگ بزرگتر بر پیشانی «فیفا» نشست؛ نهادی که همواره شعار استقلال ورزش سرمیدهد، اما در برابر این شکنجههای لجستیکی و فشارهای خردکننده بر نماینده فوتبال آسیا، سکوتی مصلحتی و منفعلانه پیشه کرد. اگر قوانین برای همه یکسان است، نباید تیمی به دلیل اختلافات سیاسی با محدودیتهایی روبهرو شود که بر ریکاوری و فرآیند آمادهسازیاش اثر مستقیم بگذارد.
با وجود تمام این سنگاندازیها، تیم ملی ایران تصویری محترم، حماسی و بدون شکست از فوتبال خود ارائه داد. بازیکنان و کادر فنی، فارغ از حاشیههای تحمیلی بیرون ورزشگاهها، با چنگ و دندان تمرکز خود را حفظ کردند. اظهارات وزیر امنیت داخلی آمریکا در واقع پرده از واقعیتی برداشت که نشان داد فشار بر تیم ملی ایران بخشی از رویکرد خصمانه دولت آمریکا بود. جام جهانی ۲۰۲۶ آزمونی برای پایبندی میزبان به اصول اخلاقی ورزش بود؛ آزمونی که رفتار مقامات آمریکایی نشان داد واشنگتن در آن با نمره مردودی کارنامه خود را سیاه کرده است.
