صفحات
  • صفحه اول
  • جام جهانی
  • منهای فوتبال
  • فوتبال ایران
  • صفحه آخر
شماره هشت هزار و صد و چهل و هفت - ۰۶ تیر ۱۴۰۵
روزنامه ایران ورزشی - شماره هشت هزار و صد و چهل و هفت - ۰۶ تیر ۱۴۰۵ - صفحه ۲

روزهای غربت و رفاقت در مرز مکزیک

ممنونم تیخوانا؛ گراسیاس مکزیکو!

گاهی اوقات در هیاهوی بزرگ‌ترین رویدادهای جهان، زیباترین و ماندگارترین داستان‌ها نه در دل مستطیل سبز و نتایج سرد عددی، که در پشت صحنه و در اتمسفر روابط انسانی رقم می‌خورند. جام جهانی ۲۰۲۶ برای تیم ملی فوتبال ایران، بی‌شک یکی از پرچالش‌ترین، فرسایشی‌ترین و استراتژیک‌ترین تجربه‌های تاریخ بود؛ اما در میان تمام این فرازونشیب‌ها و بازی‌های شطرنج‌گونه، یک نکته درخشان، رمانتیک و به‌یادماندنی در حافظه تاریخ فوتبال ما خودنمایی می‌کند، میهمان‌نوازی گرم، بی‌ریا و صمیمانه مردم مکزیک و اهالی خونگرم شهر مرزی تیخوانا.
داستان این رفاقت تاریخی از جایی آغاز شد که به‌دلیل کارشکنی‌ها و مشکلات بی‌سابقه در روند دریافت ویزای ورود به خاک آمریکا، اردوی تدارکاتی و حیاتی تیم ملی ناگهان از توسان آریزونا به شهر مرزی تیخوانا در خاک مکزیک منتقل شد. در نگاه اول، این جابه‌جایی اجباری و ناگهانی می‌توانست به یک کابوس لجستیکی، روحی و تاکتیکی برای کادرفنی تبدیل شود و شیرازه تیم را پیش از بازی‌های بزرگ از هم بپاشد. اما آنچه در واقعیت رخ داد، سناریویی کاملاً برعکس و حماسی بود.
کشور مکزیک با آغوش باز و مهری خالصانه از کاروان خسته ایران استقبال کرد. مدیران باشگاه فوتبال تیخوانا (شولوس) با افتخار و صدور بیانیه‌ای رسمی اعلام کردند که میزبانی از تیم ملی ایران را «مایه غرور بزرگ» خود می‌دانند و تیخوانا را شهری با «درهای باز، دوستانه و میهمان‌نواز» توصیف کردند؛ شهری که به گفته آنها «جهان را با فرهنگ، مردم و عشق بی‌انتها به ورزش در آغوش 
می‌کشد.»
اما گرمای این میزبانی غافلگیرکننده فقط به اعلامیه‌ها، تعارفات دیپلماتیک و بروکراسی‌های رسمی ختم نشد. این مردم عادی، کارگران و فوتبالدوستان پرشور تیخوانا بودند که در کوچه و خیابان حماسه آفریدند. وقتی کاروان یوزهای ایرانی وارد این شهر مرزی شد، در اتفاقی نادر حدود دویست نفر از مردم محلی در کنار ایرانیان مقیم، با در دست داشتن پرچم‌های سه‌رنگ ایران به استقبال آمدند.
این تازه شروع یک ماجرای عاشقانه بود. هواداران مکزیکی در طول روز ساعت‌ها مقابل هتل محل اقامت ملی‌پوشان منتظر می‌ماندند تا فقط یک بار دست دادن، یک لبخند یا یک عکس یادگاری با ستاره‌های ایران را شکار کنند. آنها با گره زدن پرچم‌های سه‌رنگ مکزیک و ایران به یکدیگر و با شعارهای خودجوش و پلاکاردهایی دلی که روی آن با خط خوش نوشته شده بود: «ایران، داداش، تو هم دیگه مکزیکی شدی»، به دنیا ثابت کردند که مرزهای جغرافیایی و تفاوت‌های زمخت سیاسی هیچ‌گاه نمی‌تواند مانع از ابراز محبت و پیوندهای انسانی شود.
جالب اینجاست که این حمایت‌های بی‌دریغ به مرز تیخوانا محدود نماند؛ هواداران مکزیکی در ورزشگاه‌های ایالت کالیفرنیا و شهر لس‌آنجلس نیز با شور و اشتیاقی وصف‌ناپذیر در کنار ایرانی‌ها ایستادند و با فریادهای خود، فضایی کاملاً خانگی و هولناک برای رقبای تیم ملی ایران ایجاد کردند.
این همبستگی و ائتلاف عاطفی بی‌نظیر میان دو ملت، بازتاب گسترده و تحسین‌برانگیزی در رسانه‌های بین‌المللی داشت؛ تا جایی که روزنامه‌های معتبر به این پیام عمیق صلح و دوستی پرداخت که در اوج تنش‌ها، میان ملت‌های ایران و مکزیک شکل گرفته بود.
علیرضا جهانبخش، کاپیتان بااصالت و باتجربه تیم ملی که به خوبی نماینده احساسات و قلب‌های تمام بازیکنان ایران بود، پس از تساوی تاریخی و حماسی مقابل بلژیک، در شرایطی که چشمانی پر از احساس و قدردانی داشت، رو به دوربین رسانه‌ها گفت: «درباره تیخوانا، دوست دارم بگویم که ما عاشق مردم مکزیک هستیم. فکر می‌کنم همه اعضای تیم این حس ناب را دارند. باورنکردنی است که چقدر بزرگوارانه مورد استقبال قرار گرفتیم و میهمان‌نوازی‌شان فوق‌العاده و بی‌نقص بود. حالا یک احساس صمیمانه و عمیق واقعی بین بازیکنان تیم و مردم مکزیک وجود دارد و من از صمیم قلبم دوست دارم بگویم: !Muchas Gracias (بسیار سپاسگزارم)»
سفر اجباری اما شیرین تیم ملی به تیخوانا، فراتر از یک اردوی تمرینی ساده یا یک جابه‌جایی لجستیکی، به نمادی درخشان از دیپلماسی عمومی، قدرت نرم و منش پهلوانی فوتبال ایران تبدیل شد. این حضور باوقار نشان داد که نام و پرچم سرافراز ایران، حتی در شرایطی پر از چالش‌های اداری و سیاسی، می‌تواند با تکیه بر اخلاق‌مداری و رفتار حرفه‌ای بازیکنانش، برای کشور اعتبار و افتخار بین‌المللی خلق کند.
مکزیک و مردم خونگرمش با گوشت و پوست خود ثابت کردند که ورزش و فوتبال، قوی‌ترین پل برای دوستی، صلح و تفاهم میان ملت‌هاست. تیخوانا برای همیشه در تاریخ خط‌خورده فوتبال ایران به‌عنوان شهری ماندگار، امن و دوست‌داشتنی ثبت خواهد شد؛ شهری که در روزهای سخت غربت، تنهایی و بی‌مهری، نگذاشت یوزهای ایرانی احساس غریبی کنند. گراسیاس، تیخوانا. ممنونم، مکزیک بزرگ.
 

جستجو
آرشیو تاریخی