در حافظه موقت ذخیره شد...
اعتراض مشترک زلاتان و هانری به فیکنیوزها
دست از سر محبی بردارید!
واقعیت غیرقابلانکار فوتبال این است که فوران آدرنالین پس از گلزنی، کنترل احساسات را در ثانیههایی کوتاه از دست بازیکن خارج میکند. محبی در اوج فشار روانی مسابقات و تحت تأثیر اتمسفر ملتهب کالیفرنیا، واکنشی غریزی از خود نشان داد که صراحتاً اعلام کرد صرفاً یک شادی گل خودجوش بوده و هیچ پیام سیاسی، اجتماعی یا نیت منفی پشت آن پنهان نبوده است. با این حال، برخی رسانهها و جریانهای مجازی با بزرگنمایی خطی این اتفاق، تا مرز تقاضا برای دخالت فیفا و محرومیت این بازیکن پیش رفتند؛ برخوردی چکشی با بازیکنی که جرمش تنها درخشش در بزرگترین ویترین فوتبال جهان است. البته که محبی این شادی را قبلاً هم با پیراهن روستوف انجام داده بود و حتی رئیس فیفا هم بعد از بازی در رختکن ایران حاضر شد و با ستارههای تیم ملی گفتوگویی داشت که نشانی از این توهمات رسانهای عدهای که به دلیل برخورد چکشی فیفا از نقشههای شوم خود بازمانده بودند، در خود نداشت.
آش این توهمسازی آنقدر شور بود که حتی صدای بزرگان فوتبال جهان را هم درآورد؛ زلاتان ابراهیموویچ با ستایش از کلاس بالای گل محبی تأکید کرد که لنز دوربین رسانهها باید روی نبوغ فنی این بازیکن متمرکز باشد، نه جنجالهای زرد پیرامون یک قاب چند ثانیهای.
ابراهیموویچ در خصوص شادی گل محمد محبی مقابل نیوزیلند که با دست خود شروع به تیراندازی کرد، گفت: «من عاشق شور و اشتیاق و اعتماد به نفس هستم. عاشق بازیکنانی هستم که شخصیت خود را نشان میدهند. محبی گل فوقالعادهای زد و لحظه بزرگی بود و همه باید در مورد فوتبال او صحبت کنند، اما مردم حالا درباره شادی گلش صحبت میکنند. وقتی در جام جهانی برای تیم ملی کشورتان گل میزنید، همین باید کافی باشد. برای تیتر شدن به درام اضافی نیاز ندارید.»
حمایت همهجانبه تیری هانری نیز وزن ارزیابیها را به سود ستاره ایران سنگین کرد؛ اسطوره فوتبال فرانسه با صراحت اعلام کرد که محبی هیچ قصد سیاسی نداشته و نباید هر حرکت بدنی در چمن سبز را به یک مناقشه بینالمللی تبدیل کرد. هانری به درستی یادآور شد که جام جهانی پیونددهنده فرهنگهاست، نه بستری برای تئوریهای توطئه و تفسیرهای افراطی.
تیری هانری در خصوص شادی گل محبی اظهار داشت: «در واقع واکنشی به جلوگیری از ورود هواداران ایرانی بوده و نباید سیاسی تلقی شود. دیدم که بعضیها سعی میکنند شادی گل محمد محبی را به یک بیانیه سیاسی تبدیل کنند و صادقانه بگویم، فکر میکنم این مسیر خطرناکی است. فوتبالیستها گل میزنند و به شکلهای مختلفی خوشحالی میکنند. مگر اینکه خود بازیکن بیاید و توضیح بدهد که منظور مشخصی داشته، مردم باید در نتیجهگیری و قضاوت محتاط باشند. در چنین فضایی، هر حرکت، هر مصاحبه و هر شادی گل زیر ذرهبین سیاسی قرار میگیرد. دقیقاً همین موضوع نگرانم میکند. داستان اصلی باید فوتبال باشد. این، داستان فوتبالی ماجراست اما در عوض، مردم بیشتر از اینکه درباره کیفیت مسابقه صحبت کنند، مشغول بحث درباره نمادها و برداشتهای سیاسی هستند. جام جهانی قرار است جایی باشد که بازیکنان بتوانند فارغ از اختلافات سیاسی بیرون از زمین، در داخل زمین نماینده کشورشان باشند.»
نکته مکتوم این سناریو، بازی فداکارانه محبی در سایه مصدومیت کهنه کمر و سفر فرساینده کاروان ایران بود. او با تعصب و انگیزه مفرط، فراتر از یک گلزن برای پیراهن ملی جنگید و روا نیست که این حجم از تعهد، زیر سایه سنگین حاشیهسازیهای رسانهای دفن شود. در نهایت، آنچه در ویترین تاریخ فوتبال ایران حک خواهد شد، گل حماسی محمد محبی و نقش کلیدی او در هدایت یوزهاست. قضاوت منصفانه درباره این پسر بوشهری باید بر اساس ۹۰ دقیقه دویدن، انضباط حرفهای و نیت پاک او صورت گیرد، نه برداشتهای جهتداری که میخواهند یک فوتبالیست متعهد را به چهرهای جنجالی بدل کنند.
