در حافظه موقت ذخیره شد...
امیدهایی که با همان معمار قدیمی به ناگویا میروند
نسلسازی عبدی
تداوم پیوند نوجوانان دیروز
و امیدهای امروز
نگاهی مینیاتوری به لیست ۲۸نفره اعزامی به اردوی آنتالیا، گواه این مدعاست. نامهایی مانند ابوالفضل ذلیخایی، اسماعیل قلیزاده، یوسف مزرعه، عرفان درویشعالی و امیرمحمد رزاقینیا که در مدل تاکتیکی جوانان عبدی درخشیدند، در کنار مهرههای کلیدی چون نیما اندرز، آرشا شکوری، رضا غندیپور و مبین دهقان، همگی بازیکنانی هستند که عبدی در تیمهای پایه شناسایی و پرورش داد و آنها را به سطح اول لیگ برتر و حتی لژیونر شدن رساند. این تداوم ارگانیک، نقطه قوتی بینظیر و نایاب در فوتبال ایران محسوب میشود؛ ساختاری که معمولاً در آن هر سرمربی از صفر شروع میکند و حاصل سالها زحمت مربیان قبلی در تیمهای پایه، بهدلیل تغییرات سلیقهای کادرفنی جدید بهسادگی به خاکستر تبدیل میشود.
میراثداری از جنس اعتماد؛ عبدی به ستونهای خود تکیه میکند
عبدی در شرایطی سکان هدایت امیدها را پذیرفته که این تیم پیش از این در جام ملتهای زیر ۲۳سال با شکستی ناامیدکننده برابر لبنان از گردونه رقابتها کنار رفته بود و اتمسفر روانی مناسبی نداشت اما او بهجای آزمون و خطاهای دوباره و تغییرات اتوبوسی، میراثدار واقعی نسل خودش شد.
در این میان غیبت محمدجواد حسیننژاد، کاپیتان و هافبک طراح امیدها در اردوی ترکیه، صرفاً ناشی از هماهنگی و برنامه متفاوت باشگاهی او در لیگ روسیه است و نه یک حذف فنی. از سوی دیگر، خط خوردن مدافعانی چون بهرام گودرزی و مرصاد سیفی نیز به دلیل آسیبدیدگیهای پزشکی صورت گرفته است. این یعنی عبدی بر ستونهایی تکیه دارد که فونداسیون آنها را خود بنا نهاده و بهخوبی با مختصات روانی و تاکتیکیشان آشناست.
حتی در کدهای کلامی سخنان اخیر او، تعابیری چون «شناخت قبلی» و «لیست موجود» به چشم میخورد و این سرعت عمل نشان میدهد فرایند انتخاب بازیکنان یک گردهمایی اضطراری و از روی ناچاری نبوده، بلکه تداوم طبیعی یک پروسه سهساله است. نکته حائز اهمیت این است که عبدی با وجود محدودیتهای شدید، چالشها و شروع دیرهنگام تمرینات، متعهد شده که تیمی شایسته نام ایران را روانه ناگویا کند.
فراتر از مدال
الگویی برای فردای فوتبال
مسیر بازیهای آسیایی ناگویا بدون شک ناهموار و پر از رقبای دندانگرد است، اما ارزش واقعی این تیم را نباید تنها در متراژ نتیجه یک تورنمنت سنجید. برای اولین بار در سالهای اخیر، فوتبال ایران یک نسل هماهنگ با یک ایده ثابت و یک سرمربی وفادار به همان فلسفه را در اختیار دارد. عبدی در این سالها اثبات کرده که نه «تیم بستن» برای یک مقطع کوتاه، بلکه «نسل ساختن» برای آینده را بهخوبی بلد است.
فارغ از اینکه در خاک ژاپن روی سکو برویم یا نه، این روش کار علمی، الگویی ارزشمند برای ساختار مدیریتی فوتبال ایران است.
نسل عبدی زنده و پویاست و او با همان شاگردان قدیمی و وفادارش، این بار در شرق آسیا رؤیای تازهای را برای فوتبال ایران ترسیم میکند.
