به بهانه مصاحبه هاشمنژاد علیه سرمربی تیم ملی
گلایه بحق یا احساسی زودهنگام؟
مهدی هاشمنژاد، ستاره تراکتور، پس از خط خوردن از فهرست نهایی تیم ملی، سکوت خود را شکست و مصاحبهای پر از احساس و گلایه انجام داد. او از «ترور شخصیت» و «ظلم آشکار» گفت و تأکید کرد که مصدوم نبوده و عملکردش در دو فصل اخیر بینظیر بوده. اما آیا تمام ادعاهای او منطقی و مبتنی بر واقعیتهای فنی است؟
نکته اول: «ترور شخصیت» تعبیری اغراقآمیز
هاشمنژاد میگوید خط خوردنش برابر با ترور شخصیت اوست. ترور شخصیت یعنی تخریب عمدی حیثیت یک فرد در افکار عمومی اما انتخابهای فنی یک مربی، هرچند اشتباه یا غیرمنصفانه، به خودی خود مصداق ترور شخصیت نیست. قلعهنویی بدون آنکه کوچکترین بیاحترامی به هاشمنژاد کند، او را دعوت نکرده است. این تصمیم ممکن است اشتباه باشد، اما «ترور شخصیت» بار حقوقی و اخلاقی سنگینی دارد که به نظر نمیرسد در اینجا صدق کند. به کار بردن چنین واژههایی، بیآنکه مدرکی از قصد مربی برای تخریب ارائه شود، بیشتر به آسیبزنی به اعتبار خود بازیکن میانجامد تا دفاع از حقش.
نکته دوم: آمار خوب، اما نه به قیمت
نادیده گرفتن دیگران
هاشمنژاد درست میگوید که در دو فصل اخیر در تراکتور و لیگ برتر عملکرد درخشانی داشته؛ آمار گل و پاس گل او قابل دفاع است. اما مشکل اینجاست که در پست وینگر و هافبک تهاجمی، رقبای حاضر در اردو هم آمارهای قابل قبولی دارند؛ جهانبخش در بلژیک، محبی در روسیه، قایدی در امارات و حتی ترابی در لیگ ایران هم اسامی بزرگی هستند که مربی ممکن است به سبک بازی خاصی نیاز داشته باشد و هاشمنژاد را در اولویت نبیند. ورزش حرفهای یعنی گاهی بهترینهای آماری هم خط میخورند، نه به خاطر ظلم، بلکه به خاطر عدم تطابق با تاکتیک.
نکته سوم: نبود توضیح؛ ضعف کادر فنی، نه حق قانونی بازیکن
او از اینکه کادر فنی به او و مردم توضیح نداده، گلایه دارد. اینجا حق با اوست. در فوتبال حرفهای، معمولاً مربیان به بازیکن خط خورده زنگ میزنند و دلیل را میگویند. اگر قلعهنویی این کار را نکرده، این یک ضعف رفتاری و ارتباطی است که قابل نقد است. اما این غفلت، «ظلم» یا «بیاحترامی» عمدی نیست. ضمن اینکه هیچ قانونی مربیان را ملزم به توضیح عمومی نمیکند.
هاشمنژاد قول داده عملکردش را بهتر کند. این روحیه جنگندگی ستودنی است. اما بهتر است بداند در فوتبال ایران، بسیاری از بازیکنان با آمارهای مشابه یا بالاتر، هرگز به جام جهانی نرفتهاند. او ۲۶ ساله است و راه زیادی در پیش دارد.
خلاصه اینکه ناراحتی هاشمنژاد کاملاً قابل درک است. خط خوردن از تیم ملی آن هم در آستانه جام جهانی، برای هر بازیکنی سخت و تلخ است. نبود توضیح از سوی کادر فنی شایسته انتقاد است. اما اتهام «ترور شخصیت» و «ظلم آشکار» احساسی و اغراقآمیز به نظر میرسد. بهتر بود او بدون تخریب چارچوب تصمیمگیری مربیان، صرفاً از عملکردش دفاع کند و آینده را نشانه رود. فوتبال حرفهای جای زخمهای ناعادلانه است، اما واکنش هوشمندانه همان تلاش مضاعف است، نه دامن زدن به حاشیه با واژههای تند.
