سرود تیم ملی برای جام جهانی
حماسی یا فوتبالی؟
محمد قراگزلو
خبرنگار
با نگاهی به تاریخچه جام جهانی مشخص میشود فیفا از نزدیک به سه دهه قبل دنبال پیوند بین هنر و فوتبال بوده و غالباً تورنمنتهای بزرگی مثل جام جهانی را به عنوان بهترین و مناسبترین محل برای جوش خوردن این پیوند انتخاب کرده است.
مهمترین بخش این پیوند ارتباط از نوع موسیقایی بود با ساخت موسیقی رسمی جام جهانی و حضور ستارههای موسیقی که در جشن افتتاحیه و اختتامیه نمود پیدا میکرد.
ساخت اولین موسیقی مخصوص جام جهانی به 1990 ایتالیا برمیگردد اما برای فوتبالدوستان ایرانی پیوند جام جهانی و موسیقی وقتی رقم خورد که تیم ملی ایران به جام جهانی 1998 راه پیدا کرد. در آن دوره ترانه معروف «جام زندگی» ریکی مارتین که به دو زبان انگلیسی و اسپانیایی خوانده شد آنقدر معروف و محبوب شد که هنوز هم بسیاری از علاقهمندان فوتبال معتقدند بهترین و مناسبترین موزیک و ترانه مخصوص فوتبال و جام جهانی بوده است.
بعدتر هنرمندان و موزیسینهای بزرگ بینالمللی مثل آناستازیا، ونجلیس، تونی براکستون و... در ساخت موسیقی و ترانه جامهای جهانی دخیل بودند و این اواخر هم شکیرا در چند دوره با فیفا مشارکت کرد تا پیوند و موسیقی و فوتبال هر چهار سال یک بار عمیقتر شود.
در کشور خودمان نیز هر بار بعد از صعود تیم ملی به جام جهانی بحث ساختن موسیقی برای تیم ملی داغ بوده و حتی در برخی ادوار رقابت عجیبی بین موزیسینها یا بندهای موسیقی در این خصوص شکل گرفته است.
1998: بعد از بیست سال انتظار تیم ملی به جام جهانی رسیده و تب موسیقی ریکی مارتین هم همه جا را گرفته بود اما در فدراسیون فوتبال چیزی به نام کمیته فرهنگی وجود نداشت که دنبال موسیقی مناسب و واحدی برود و ترانه و موزیکی برای تیم ملی انتخاب کند. عجیب اینکه آن زمان در بین خوانندههای داخلی تلاش زیادی هم برای ایجاد کار مناسب مخصوص تیم ملی و جام جهانی صورت نگرفت. در آن دوره تنها کاری از شهرام ناظری با نام «سواران دشت» منتشر شد که گلافشان هم خوانده میشد. شعر این کار اثر محمدعلی چاووشی بود و موسیقی آن را نیز هوشنگ کامکار ساخت.
ترانه این کار ورودیهای ملی حماسی داشت: «به نام خدای جهان آفرین/به پیش ای جوانان ایران زمین/به میدان برآیید و گامی زنید/به ذهن زمان نقش نامی زنید/الا ای سواران صبح امید/به فردای میهن نوید آورید» ویدیوکلیپ این کار نیز با تصاویری ملی – حماسی مخاطب را وارد آن فضا میکرد و البته لابهلای اشعاری مثل«مهربانی پاک جانی قهرمان/وارث نامآورانی قهرمان/عشق و ایمان از نگاهت میدمد/شعلهای آتشفشانی قهرمان» تصاویری از بازیها و گلهای تیم ملی نیز گنجانده شده بود.
جدا از متن ترانه و موسیقی کاملاً حماسی و ملی که سنخیت چندانی با فوتبال و جام جهانی نداشت این کار با زمانی بیش از 6 دقیقه بسیار طولانی به نظر میرسید و اصلاً مناسب چنین رویدادی نبود.
2006: قبل از این جام اشتیاق عجیب و غریب و بسیار گستردهای برای ساخت ترانه تیم ملی یا کاری مخصوص تیم ملی در جام جهانی صورت گرفت و رقابت بین لس آنجلسیها و داخلیهای پاپ داغ شد. از تلاش فوتبالیهایی مثل نیما نکیسا، مهرداد میناوند و پژمان جمشیدی که یک کار مشترک تولید کردند تا کار گروه آریان و... همه در نهایت به کاری از علیرضا عصار ختم شد تا ترانه «ای ایران» از این خواننده به عنوان موسیقی رسمی تیم ملی ایران شناخته شود.
هر چند فدراسیون فوتبال از یک خواننده موسیقی سنتی به یک خواننده از موسیقی پاپ کلاسیک رسید که از حیث وجاهت بین اهالی موسیقی نمره قبولی میگرفت اما این کار هم کاملاً حماسی بود. برای این کار شهرداد روحانی آهنگسازی کرد و شعر اینگونه بود «ای وطن ای مادر تاریخ ساز/ای مرا بر خاک تو روی نیاز/ای کویر تو بهشت جان من/عشق جاویدان من ایران من» و آن مدل خوانش دکلمه توسط عصار، مخاطب را به یک کار عمیق ملی میهنی میبرد که نشانی از فوتبال و جام جهانی در خود نداشت.
در موزیک ویدیوی این کار هم جدا از تصاویر مربوط به قله دماوند و دیدنیهای ایران، تصاویری از لحظات خاطرهانگیز فوتبال ملی گنجانده شده بود. در عین حال تصاویر بازی فوتبال و شبیهسازی صحنههای مهمی مثل گل خداداد به استرالیا و... توسط بچههای خرمشهر و آبادان که کنار کورههای آجرپزی پابرهنه فوتبال بازی میکردند خلاقیتی شکل گرفته بود اما باز هم کار بیش از شش دقیقهای طولانی و خستهکننده به نظر میرسید.
2104: فدراسیون فوتبال این بار سراغ یک خواننده پرطرفدار دیگر رفت تا بلکه ترانه تیم ملی غیر از اهالی فوتبال برای اهالی موسیقی نیز یک کار ویژه باشد. این بار یک خواننده پاپ – سنتی که آن روزها محبوبیت زیادی داشت برای کار تیم ملی انتخاب شد و نام کار (دروازههای دنیا)هم با تورنمنت جام جهانی سنخیت داشت. احسان خواجهامیری برای ترانه سراغ ترانهنویس اهل فوتبالی رفت که جام جهانی را خوب میشناخت. روزبه بمانی ترانه کار را نوشت و بهروز صفاریان آهنگسازی کرد. با اینکه زمان اثر کوتاه و مناسب بود اما ملودی کار افت و خیزهای زیادی داشت و ترانه هم غالباً در فضای ملی و در رثای نام ایران سروده شده بود. با وجود این یک انتخاب هوشمندانه ریتم کار تنها با قراردادن نوای «اوئه اوئه» در بین اشعار ترانه حس و حال فوتبالی گرفت.
موزیک ویدیوی این کار هم ضعیف بود و تنها با میکس کردن تصاویری از برد شیرین تیم ملی در کره جنوبی در مرحله مقدماتی آن جام و نماهایی از تاریخ و طبیعت کشورمان تولید شده بود.
2018: موسیقی رسمی این تورنمنت به سالار عقیلی سپرده شد. بابک زرین ملودی فوقالعادهای ساخت و عقیلی هم یکی از بهترین اجراهایش را روی این ملودی گذاشت اما کار باز هم قالب حماسی و ملی و میهنی گرفت که به وجه فوتبالیاش کاملاً میچربید. نام این کار با عنوان «یازده ستاره» کاملاً فوتبالی بود و در بخشی از شعر احسان افشاری که گفته میشد «باید که در هیاهو گل کرد چون سیاوش/ققنوس میتوان شد در شعلههای آتش/در پیچ و تاب طوفان دریای سربلندیم/از موجها بپرسید با صخره چند چندیم/بعد از هزار و یک شب با همتی دوباره/در صحنه میدرخشیم با یازده ستاره» ایجاز و کنایههای فوتبالی دیده میشد اما فضای ترانه قطعاً بیشتر در کانسپت ملی میهنی میگنجد تا فوتبالی و ورزشی.
در کلیپ این اثر باز هم سراغ تدوین یک در میان تصاویر فوتبالی و تاریخی و ملی رفته بودند با این تفاوت که نماهایی از عقیلی و زرین هم در استودیوی محل ضبط کیفیت کلیگ را تا حدی متفاوتتر کرده بود.
2022: در این تورنمنت تیم ملی و فدراسیون ترانه رسمی نداشتند. قرار بود محمد معتمدی خواننده ترانه یا همان سرود تیم ملی در جام جهانی قطر باشد که این کار بنا به دلایلی منتفی شد. به همین خاطر در ورزشگاههای قطر و زمانی که تیم ملی گل میزد یا لحظات خاص همان ترانه «یازده ستاره» سالار عقیلی پخش میشد.
2026: باز هم فدراسیون فوتبال سراغ یک خواننده سنتی رفت و البته از ابتدا مشخص بود که محتوای کار دوباره حماسی و ملی میهنی خواهد بود که البته با توجه به جنگ تحمیلی اخیر و فضای این روزهای کشورمان طبیعی و قالب پیشبینی به نظر میرسید.
قبل از انتشار و رونمایی رسمی از این اثر با عنوان «آواز باشکوه» بخش کوچکی از آن در فضای نت منتشر شد که در این بخش از ترانه شنیده میشد «ای سرزمین رستم و شیران /ای یادگار نسل دلیران/خورشید جاودانه عالم/پاینده نام نامی ایران» تا مسجل شود که تم کار مطابق انتظار حماسی و کاملاً ملی است.
البته به نظر میرسد همای و گروه سازنده برای تولید کار زمان بسیار کوتاهی داشتهاند چرا که از زمان اعلام خبر خواندن ترانه تیم ملی توسط او تا تاریخ انتشارش فقط 24 روز طول کشید و مشخصاً در این زمان کوتاه نمیتوان کار فوقالعادهای ساخت.
