صفحات
  • صفحه اول
  • مدیریت ورزش
  • منهای فوتبال
  • ورزش جهان
  • فوتبال ایران
  • جام جهانی
  • صفحه آخر
شماره هشت هزار و صد و هشت - ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
روزنامه ایران ورزشی - شماره هشت هزار و صد و هشت - ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - صفحه ۶

«لا تری» در سایه بزرگان

روایت صعود یک تیم از حاشیه

محمدرضا رحیم پور/  در جغرافیای فوتبال آمریکای جنوبی که تحت سیطره وزنه‌های سنگینی چون برزیل، آرژانتین و اروگوئه شکل گرفته، اکوادور همواره نقشی حاشیه‌ای و بینابین داشته است؛ هرگز به اندازه‌ای کوچک نبوده که قدرت محسوب نشود و نه چندان بزرگ که مدعی محسوب شود. این «نه این، نه آن» بودن، هویتی است که در خلاصه‌ترین روایت، سرگذشت کشوری با پایتختی ۲۸۵۰ متری از سطح دریا (کیتو، دومین پایتخت بلند جهان پس از لاپاز) و جزایری اسرارآمیز چون گالاپاگوس را بازتاب می‌دهد؛ سرزمینی که میراث اینکاها و زخم‌های استعمار اسپانیا را یدک می‌کشد و هنوز در فوتبال قاره، به دنبال «هویت خود» می‌گردد.
با این حال، در دو دهه اخیر، تیم ملی اکوادورمعروف به «لا تری» توانسته سهم خود را از کیک فوتبال آمریکای جنوبی بردارد، چهار حضور در شش دوره اخیر جام جهانی (۲۰۰۲، ۲۰۰۶، ۲۰۱۴ و ۲۰۲۲) و یک صعود به مرحله یک‌هشتم نهایی در سال ۲۰۰۶. برای کشوری با جمعیتی حدود ۱۸ میلیون نفر و زیرساخت‌هایی محدود، این کارنامه قابل توجه است اما آنچه این تیم را متمایز می‌کند، ریشه‌های عمیق اجتماعی و اقتصادی آن است.

اقتصاد سوخت‌های فسیلی
اقتصاد اکوادور بر سه پایه نفت، موز و میگو استوار است. این کشور اگرچه در زمره صادرکنندگان بزرگ اوپک محسوب نمی‌شود اما نفت ۳۰ درصد درآمد صادراتی و نیمی از بودجه دولتی را تأمین می‌کند. در کنار آن، موز این کشور را به بزرگترین صادرکننده جهان تبدیل کرده (بیش از ۳۰ درصد بازار جهانی). با این حال، این ثروت‌ها هرگز به شکلی عادلانه توزیع نشده‌اند. 
شاخص جینی حدود ۴۵ (بهتر از برزیل و کلمبیا، اما بدتر از آرژانتین) و فقر ۲۰ درصد از جمعیت، تصویر تلخ نابرابری را ترسیم می‌کند. فقیرترین مناطق، کوهستان‌های آند هستند؛ همان جایی که فوتبال به «ارزان‌ترین داروی امید» تبدیل می‌شود. پسران نوجوان قبیله کیچوا (بازماندگان اینکاها) در زمین‌های سنگی و شیب‌دار رؤیای مهاجرت به کیتو، سپس لیگ‌های مکزیک و نهایتاً باشگاه‌های اروپا را در سر می‌پرورانند. 
انزوای جغرافیایی و نبود رقابت‌پذیری داخلی، باشگاه‌هایی چون الدییو کیتو، بارسلونا گوایاکیل و امریکا د کیتو را به «پل‌های هوایی» صادرات استعداد تبدیل کرده است. مدلی اقتصادی که بقای باشگاه‌ها را تضمین می‌کند اما تیم ملی را با بازیکنانی ۲۲-۲۳ ساله و بعضاً کم‌تجربه به جام جهانی می‌فرستد. 
 
ارتفاع، شمن‌ها و معضل دوقطبی جغرافیا 
ورزشگاه المپیکو آتاهوالپا در کیتو با ارتفاع ۲۸۰۰ متر، یکی از مرگبارترین میهمان‌خانه‌های فوتبال جهان محسوب می‌شود. تیم‌های میهمان ظرفیت ریوی خود را در دقایق ابتدایی تا ۲۰ درصد از دست می‌دهند. برزیل، آرژانتین و کلمبیا همگی در این ورزشگاه باخته‌اند. اما همین مزیت، دو روی یک سکه است، در زمین‌های هموار و سطح دریا، اکوادوری‌ها «بیش از حد عادی» نفس می‌کشند و دقت پاس‌شان افت می‌کند. در جام جهانی قطر (با ورزشگاه‌هایی زیر ۵۰ متر ارتفاع)، تیم ملی نتوانست از گروه خود صعود کند؛ یک برد، یک باخت و یک تساوی. 
در فرهنگ بومی، حضور شمن‌ها در ورزشگاه و برگزاری قربانی‌های نمادین پیش از بازی، بخشی از آیین جدانشدنی فوتبال است. بسیاری از بازیکنان کیچوا تا پایان بازی مچ‌بندهای رنگی بافته‌شده توسط مادرانشان را از مچ باز نمی‌کنند؛ سنتی که مربیان خارجی گاه آن را «خرافه» خوانده‌اند اما کاپیتان‌های تیم همواره پاسخ داده‌اند: «این فقط بازی نیست، دعا با اجدادمان است.» 

چالش اجتماع و میراث نسل طلایی 
اکوادور از سه قطب فرهنگی-جغرافیایی کوهستان (بومی‌گرا)، ساحل (آفریقایی-اکوادوری و تجاری) و آمازون (جمعیت کم بومی) شکل گرفته است. رقابت تاریخی میان کیتو و گوایاکیل در سیاست و فوتبال باشگاهی، گاه خشن‌ترین دربی‌های آمریکای جنوبی را رقم زده است. با این حال، تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۲ ترکیبی متعادل از این سه قطب را در رختکن گرد هم آورد. بازیکنان در مصاحبه‌هایشان معترف‌اند: «در باشگاه از هم متنفریم، اما در تیم ملی برای مادرانی بازی می‌کنیم که در فقر زندگی می‌کنند.» 
میراث فوتبال اکوادور اما پایدار نبوده است. وابستگی بیش از حد به «نسل طلایی» والنسیا و همدورانش، پس از بازنشستگی آنها به فاصله نسلی سه ساله و ناکامی در صعود به جام‌های جهانی ۲۰۱۰ و ۲۰۱۸ انجامید. فدراسیون فقر آکادمی‌های مرکزی را با مدل خصوصی و واردات بازیکن آماده از آرژانتین و کلمبیا جبران کرده است. با این حال، نسل جدیدی از استعدادها نظیر کندری پائز ۱۷ ساله (فروخته شده به چلسی) در نیمه‌نهایی جام جهانی زیر ۲۰ سال در ۲۰۲۳، نوید آینده‌ای امیدبخش می‌دهد. شاید در جام جهانی ۲۰۲۶، اکوادور بتواند برای دومین بار به یک‌هشتم نهایی صعود کند. برای کشوری که تا اواسط دهه ۱۹۹۰ هرگز طعم حضور در جام را نچشیده بود، همین «شدن» خود یک پیروزی است. 
به روایت پیرمردی در بازار کیتو: «نفت را به چین می‌فروشیم که فاسد می‌شود، موز را به روسیه می‌فروشیم که می‌پوسد، اما فوتبال را به خودمان می‌فروشیم؛ تا وقتی قلب می‌زند، می‌ماند.»

جستجو
آرشیو تاریخی