کالبدشکافی تیمی که فوتبال را به «هنر» تبدیل کرد
سمفونی زرد در مکزیکوسیتی
در تاریخ ورزش، تیمهایی هستند که قهرمان میشوند و تیمهایی که در یادها میمانند اما برزیل ۱۹۷۰ تنها تیمی است که مفهوم «کمال» را در مستطیل سبز بازتعریف کرد. زمانی که تصاویر رنگی برای اولین بار از مکزیک به خانههای مردم رفت، جهان با پدیدهای روبهرو شد که بیشتر به یک رقص هماهنگ شباهت داشت تا یک مسابقه فیزیکی.
5 شماره ۱۰ در یک کالبد
بزرگترین قمار «ماریو زاگالو»، سرمربی جوان آن زمان، چیدمان تیمی بود که روی کاغذ غیرممکن به نظر میرسید. او 5 بازیکن را که در باشگاههای خود «شماره ۱۰» و بازیساز مطلق بودند، به طور همزمان در ترکیب قرار داد: پله، ژرسون، ریولینو، توستائو و جرزینیو.
منتقدان پیش از جام میگفتند این تیم به دلیل شباهت سبک بازی ستارههایش از هم میپاشد اما زاگالو با نبوغی استراتژیک، هر یک را در نقشی جدید ذوب کرد. جرزینیو به «طوفان» جناحین بدل شد و رکورد تاریخی گلزنی در تمام بازیهای جام را ثبت کرد. ژرسون به مغز متفکر میانه میدان تبدیل شد و ریولینو با ضربات آزاد «اتمی» خود ترس بر اندام حریفان انداخت. توستائو با فداکاری در خط حمله فضا میساخت تا پله، در آخرین رقص جهانیاش، پادشاهی کند.
برخلاف تصور عامه که این تیم را صرفاً بر پایه استعداد ذاتی میدانند، برزیل ۱۹۷۰ یکی از «آمادهترین» تیمهای تاریخ از نظر فیزیکی بود. آنها ماهها پیش از جام به مکزیک رفتند تا ریههای خود را با ارتفاع زیاد و کمبود اکسیژن تطبیق دهند. این آمادگی جسمانی به آنها اجازه داد تا در نیمه دوم بازیها، زمانی که حریفان از نفس میافتادند، ضربات نهایی را با دقت و سرعت یک جراح وارد کنند.
اگر بخواهیم هویت این تیم را در یک لحظه خلاصه کنیم، باید به گل چهارم فینال مقابل ایتالیا نگاه کنیم. گلی که توسط کاپیتان کارلوس آلبرتو به ثمر رسید، یک شاهکار مهندسی بود. توپ از خط دفاعی شروع شد، تقریباً تمام ستارهها آن را لمس کردند، پله با یک پاس «نابینا» و با تکیه بر غریزه، توپ را به فضایی فرستاد که کارلوس آلبرتو مانند یک صاعقه از راه رسید و آن را به گوشه دروازه دوخت. این گل، نقطه پایان دوران فوتبال کلاسیک و آغاز ستایش «کار تیمی خلاقانه» بود.
برزیل با فتح این جام، برای سومین بار قهرمان شد و طبق قوانین، حق یافت که جام اصلی «ژول ریمه» را برای همیشه به خانه ببرد اما میراث واقعی آنها مجسمهای طلایی نبود؛ میراث آنها عبارتی بود به نام «ژوگا بونیتو» (بازی زیبا).
تیم ۱۹۷۰ ثابت کرد که میتوان در بالاترین سطح رقابت، بیرحم بود اما خشن نبود؛ میتوان پیروز شد اما از زیبایی نگذشت. آنها به جهان نشان دادند که فوتبال در بهترین حالتش، نه یک جنگ، بلکه یک سمفونی است که در آن هر بازیکن، سازی را به صدا درمیآورد تا در نهایت، تماشاگر را به وجد بیاورد. امروز، هر تیمی که سعی میکند با پاسهای کوتاه و خلاقیت فردی به دروازه حریف برسد، در واقع در حال ادای احترام به 11 مرد زردپوشی است که در گرمای سوزان مکزیک، فوتبال را برای همیشه به «بازی زیبا» تبدیل کردند.
