مرور جام جهانی ۱۹۶۲ شیلی
معجزهای در ویرانهها
محمدرضا رحیمپور
خبرنگار
جام جهانی ۱۹۶۲ شیلی، داستانی است از اراده پولادین یک ملت در برابر قهر طبیعت و تجلی نبوغ فردی در برابر خشونت افسارگسیخته. دو سال پیش از شروع رقابتها، مهیبترین زلزله قرن بیستم، شیلی را در هم کوبید.
مه ۱۹۶۰، زمینلرزه مهیب والدیویا با قدرت ۹.۵ ریشتر بخشهای وسیعی از شیلی را ویران کرد. در شرایطی که بسیاری برگزاری جام جهانی در این کشور را ناممکن میدانستند، «کارلوس دیتبورن» رئیس فدراسیون فوتبال شیلی، در فیفا جملهای گفت که بر سنگ مزارش هم نقش بست و جهان را متقاعد کرد: «چون ما هیچ نداریم، پس هر کاری خواهیم کرد تا جام را بسازیم.» جام ساخته شد اما دیتبورن تنها یک ماه پیش از سوت آغاز، چشم از جهان فروبست تا شاهد میراث خود نباشد.
شیلی با سرعتی باورنکردنی خود را برای میزبانی آماده کرد اما دیتبورن یک ماه پیش از آغاز مسابقات بر اثر سکته قلبی درگذشت و تحقق این رؤیا را ندید. با این حال، جام جهانی ۱۹۶۲ آغاز شد؛ تورنمنتی که بعدها به یکی از خشنترین و در عین حال دراماتیکترین ادوار تاریخ فوتبال تبدیل شد.
گارینشا، فرشتهای با پاهای کج
بزرگترین جذابیت جام، تماشای «پله» ۲۱ ساله بود؛ جوانی که در ۱۹۵۸ جهان را فتح کرده بود و حالا در اوج پختگی به شیلی آمده بود و نگاهها در آغاز جام به «پله» ۲۱ ساله بود؛ او در دیدار نخست مقابل مکزیک یک گل زد و یک پاس گل داد، اما در بازی دوم برابر چکسلواکی دچار پارگی عضله کشاله ران شد.
در آن زمان امکان تعویض وجود نداشت و پله ناچار شد با وجود مصدومیت در زمین بماند. پله در حین شوتزنی دچار پارگی شدید عضله کشاله ران شد. او که نمیخواست تیمش را ۱۰ نفره بگذارد، لنگلنگان در زمین ماند و صحنهای تاریخی در این بازی ثبت شد؛ بازیکنان چکسلواکی که میدیدند پله توان حرکت ندارد، وقتی توپ به او میرسید، به جای تکل زدن، عقب میکشیدند تا او توپ را پاس بدهد با این حال، نتیجه معاینات پزشکی روشن بود: ستاره برزیل ادامه مسابقات را از دست داد. این اتفاق شوک بزرگی برای فوتبال برزیل بود.
برزیل در بهت فرو رفت. رادیوهای ریودوژانیرو این خبر را مانند یک عزای ملی مخابره کردند. سؤال این بود: برزیل بدون قلب تپندهاش چگونه زنده میماند؟ پاسخ در پاهای کج و معوج مردی بود که تا آن روز زیر سایه پله بود؛ مانوئل فرانسیسکو دوسسانتوس، ملقب به گارینشا.
با غیبت پله، بار اصلی تیم بر دوش «گارینشا» قرار گرفت؛ بازیکنی با ساختار بدنی غیرمعمول که به دلیل ناهنجاری پاها، آینده روشنی برایش پیشبینی نمیشد.
با مصدومیت پله، برزیل تاکتیک خود را
از ۲-۴-۴ به ۳-۳-۴ تغییر داد. «آماریلدو» جانشین پله شد اما وظیفه اصلی بر دوش گارینشا افتاد. مردی که پزشکان در کودکی گفته بودند به دلیل انحراف شدید پاها و ستون فقرات، هرگز نخواهد توانست درست راه برود، حالا باید یک تنه برزیل را به دوش میکشید.
در بازی مقابل انگلستان (یکچهارم نهایی)، گارینشا جادویی کرد که گزارشگر انگلیسی را واداشت بگوید: «او از سیاره دیگری آمده است.» او دو گل زد و یک پاس گل داد. حتی یک سگ ولگرد وارد زمین شد و بازی را متوقف کرد! گارینشا با همان شوخطبعی ذاتیاش سگ را به خانه برد. او در نیمهنهایی مقابل شیلی میزبان نیز دو گل دیگر زد و ثابت کرد که بدون پله هم میتوان قهرمان شد.
نبرد سانتیاگو
دیدار شیلی و ایتالیا در مرحله گروهی، به یکی از جنجالیترین بازیهای تاریخ فوتبال تبدیل شد؛ مسابقهای که بعدها «نبرد سانتیاگو» نام گرفت.
تنشهای پیش از بازی، بهویژه بهدلیل اظهارات توهینآمیز برخی رسانههای ایتالیایی درباره شیلی، فضای مسابقه را ملتهب کرده بود. در جریان بازی، درگیریهای متعدد، اخراج جنجالی بازیکنان و حتی دخالت پلیس برای بیرون بردن یکی از بازیکنان ایتالیا، صحنههایی کمسابقه رقم زد. در تمام طول بازی، بازیکنان به جای توپ، ساق پاهای یکدیگر را هدف میگرفتند. این بازی باعث شد فیفا جدیتر به فکر اختراع «کارت زرد و قرمز» بیفتد.
سقوط عنکبوت سیاه
جام ۶۲، جام پایان افسانهها هم بود. «لو یاشین»، دروازهبان تکرارنشدنی شوروی که لقب «عنکبوت سیاه» را داشت، در این تورنمنت عجیبترین گلها را خورد. در بازی مقابل کلمبیا، او گلی را از روی نقطه کرنر (گل المپیک) دریافت کرد که هنوز هم تنها گل مستقیم از کرنر در تاریخ جام جهانی است. اسپانیا نیز با تیمی که «پوشکاش»، «خنتو» و «دیاستفانو» (که مصدوم بود و بازی نکرد) را داشت، در همان دور اول حذف شد. فوتبال داشت به سمتی میرفت که دیگر «نامها» بازی را نمیبردند، بلکه «دوندگی و فیزیک» حرف اول را میزد.
زایش فوتبال مدرن
جام جهانی ۱۹۶۲ از نظر بصری، اولین جامی بود که با تأخیر چندروزه (با ارسال فیلمها با هواپیما) در تلویزیونهای اروپا پخش شد. این جام به جهانیان نشان داد که فوتبال میتواند چقدر بیرحم باشد. جام جهانی ۱۹۶۲ بیش از آنکه یک تورنمنت فوتبالی باشد، روایتی از ایستادگی یک ملت بود. شیلی در میان ویرانهها میزبان جهان شد و برزیل، بدون ستاره اصلیاش، با درخشش گارینشا به قهرمانی رسید.
این جام نشان داد فوتبال میتواند در سختترین شرایط، به ابزاری برای امید، بازسازی و همبستگی تبدیل شود.
