بهرام افشارزاده
دبیرکل اسبق کمیته ملی المپیک
باورم نمیشد اما هجوم سنگین تسلیتها که رسید، حقیقت مثل موجی سرد بر جانم نشست. عبدالله موحد رفت. او نه فقط یک قهرمان، که افسانهای از جنس غیرت و فروتنی بود. دلم فشرده شد، آنچنان که انگار سالها خاطره یکباره بر سینهام آوار شد. تصویر روزهای دانشسرای عالی تربیت بدنی، همکلاسی بودن با او، به یکباره از برابر چشمانم عبور کرد. ساده، بیادعا، آرام و انگار نه انگار که بر بلندای المپیک و جهان ایستاده است.
موحد سلطان ادب بود، آمیخته با تواضع و احترام و همین مردمداریاش بود که او را در دلها جاودانه کرد. بزرگمردی بود چون سرو، راستقامت، استوار و برآمده از مکتب اصیل پهلوانی ایران. اندوه این فقدان، نه در واژهها میگنجد، نه در جملهها آرام میگیرد. درگذشت این مرد شریف و این قهرمان بزرگ را به مردم شریف ایران تسلیت میگویم. به جامعه ورزش و کشتی و به خانواده داغدارش؛ به همسر مهربان و فرزندان عزیزش. روح بلندش در آرامش که او از آن دست مردانی بود که رفتنشان هم درسی از ایستادگیست. چه درست گفتند که درختها ایستاده میمیرند.