آوا در لیگ هجدهم زیر ذرهبین
بقا با چاشنی شانس یا معجزه جوانان؟
پرونده رقابتهای لیگ برتر فوتبال زنان ایران در فصل ۱۴۰5-۱۴۰4 در حالی بسته شد که برای تیم «آوای تهران»، این فصل چیزی فراتر از یک تورنمنت ورزشی بود؛ فصلی شبیه به یک نبرد فرسایشی برای بقا. تیمی که سال گذشته طعم تلخ سقوط به دسته یک را چشیده بود، تنها به لطف خرید امتیاز و در لحظات آخر توانست بلیت حضور در سطح اول فوتبال ایران را رزرو کند اما حضور در فصلی که با ورود غولی به نام «پرسپولیس» و تقویت بیسابقه تیمهای صنعتی همراه بود، برای آوای تهران به مثابه حرکت بر لبه تیغ بود. کسب مقام هشتم در جدولی 10 تیمی، روایتی است از تیمی که با چنگ و دندان در لیگ ماند، اما زنگ خطرهای جدی را برای آینده خود به صدا درآورد.
نگاهی به تابلوی نتایج نهایی لیگ، واقعیت وضعیت فنی آوا را فاش میکند. ۱۱ امتیاز حاصل از ۱۸ بازی (۳ پیروزی، ۲ تساوی و ۱۳ شکست) نشاندهنده تیمی است که در ۷۰ درصد بازیهای خود بازنده میدان بوده است اما نگرانکنندهترین بخش ماجرا، تراز گلهای زده و خورده است. آوا در تمام طول فصل تنها ۹ بار موفق به گشودن دروازه حریفان شد؛ یعنی میانگین ناامیدکننده نیمگل در هر مسابقه. در سوی دیگر، دریافت ۳۲ گل و ثبت تفاضل منفی ۲۳، نشان داد که استراتژیهای تدافعی کادرفنی در برابر هجمه تاکتیکی تیمهای مدعی، کارایی لازم را نداشته است. شکست سنگین ۶ بر صفر در هفته افتتاحیه مقابل خاتون بم و باخت ۴ بر ۳ برابر سپاهان، از همان ابتدا لرزان بودن پایههای دفاعی این تیم تهرانی را به رخ کشید.
باید واقعبین بود؛ آوای تهران در بازاری که نقل و انتقالاتش با ارقام نجومی و ورود باشگاههای بزرگ مردان داغ شده بود، توان رقابت مالی نداشت. در حالی که رقبایی چون خاتون بم (۴۹ امتیاز) و گلگهر سیرجان (۴۷ امتیاز) با جذب ستارگان ملیپوش، سطح لیگ را جابهجا کردند، آوا با تمرکز بر بازیکنان محلی و جوان به میدان آمد.
راز ماندگاری آوا در این فصل را نباید تنها در تاکتیکهای فنی جستوجو کرد، بلکه «روحیه تیمی» و «تجربه بقا» در نزد سرمربی این تیم، کلید اصلی بود. پیروزی مقابل یاسام کردستان و برد غافلگیرکننده و سرنوشتساز هفته آخر برابر ملوان بندرانزلی، نشان داد که این تیم جوان هرگاه اراده کند، میتواند غولکش باشد. آوا تیمی است که راه ایستادگی در برابر بزرگان را میداند، اما تداوم این ایستادگی، نیاز به ابزاری فراتر از انگیزه دارد.
اگر بخواهیم منصفانه به تحلیل عملکرد آوا بپردازیم، نمیتوان از فاکتور «ضعف رقبا» چشمپوشی کرد. حقیقت تلخ برای این تیم آن است که تداوم حضور آوا در لیگ برتر، تا حد زیادی مدیون عملکرد فاجعهبار تیمهای «یاسام» و «فراایساتیس» در جنگ بقا بود. اگر این دو تیم رقیب، تا این حد در کسب امتیاز ناتوان نبودند، شاید امروز آوای تهران بار دیگر در مسیر سقوط قرار میگرفت. در واقع، آوا نه به دلیل اقتدار خود، بلکه به دلیل «کمتر بد بودن» نسبت به دو تیم انتهای جدول، در لیگ برتر ماندنی شد.
اما روزهای سختتر در راهند. فصل ۱۴۰6-۱۴۰5 برای آوای تهران میتواند حکم «فصل فاجعه» را داشته باشد اگر تغییر رویه ندهد. با قطعی شدن حضور «استقلال» در لیگ زنان و ورود تیمهای متمولی چون «وارش»، اتمسفر رقابت به کلی تغییر خواهد کرد. دیگر نه خبری از رقبای ضعیفی همچون فراایساتیس خواهد بود و نه شانس میتواند تا ابد یار تیمی باشد که در خط حمله زهردار نیست و در خط دفاع شکننده است.
آوای تهران با تمام محدودیتها، پتانسیل خود را برای رشد نشان داده است. این تیم ثابت کرده که میتواند بستری مناسب برای پرورش استعدادهای جوان تهرانی باشد. اما فوتبال حرفهای بیرحمتر از آن است که تنها با تکیه بر «بومیگرایی» و «روحیه»، سهمیه خود را حفظ کند.
اگر مدیران آوای تهران برای فصل آینده نتوانند حامیان مالی قدرتمندی جذب کنند و ترکیب تیم را با حداقل چند مهره کلیدی و باتجربه تقویت نکنند، با همین «دستفرمان» فعلی، از همین حالا میتوان آنها را جدیترین کاندیدای سقوط در فصل آینده دانست. آوا امسال از لبه پرتگاه بازگشت، اما سال آینده، درههای عمیقتری در انتظار تیمهای کمبنیه خواهد بود. زمان برای تغییر، از همین امروز آغاز شده است.
