پرواز تهران-گلدکوست بدون الماس تیم ملی
جای نگین زندی چقدر خالی است
محمدرضا رحیمپور
خبرنگار
پرواز تهران-گلدکوست بیشک یک مسافر جامانده بزرگ دارد. تیم ملی فوتبال در حالی خودش را برای حضور در جام ملتهای آسیا آماده میکند و همین روزها عازم این رقابتها میشود که بیشک در این سفر جای خالی نگین زندی مهاجم مصدوم تیم، بیشتر از هرچیز دیگری به چشم میآید. شاگردان مرضیه جعفری این روزها آخرین تمرینات پیش از اعزام را پشتسر میگذارند. لیست ۲۵ نفره اعلام شده و قرار است سه نفر دیگر خط بخورند تا ۲۲ بازیکن نهایی راهی استرالیا شوند؛ جایی که ایران در گروهی نفسگیر باید مقابل کره جنوبی، استرالیا و فیلیپین قرار بگیرد. گروهی که روی کاغذ هم بیرحم است و حالا بعد از عدم تدارک کافی و مناسب برای تیم ملی سختتر و بیرحمتر هم خواهد بود. در چنین بزنگاهی، مصدومیت نگین زندی ضربهای بود که دقیقاً به قلب خط حمله وارد شد. مهاجم ۲۲ سالهای که با گل دومش مقابل اردن، بلیت استرالیا را امضا کرد، در دربی کرمان با پیراهن خاتون بم رباط صلیبی پاره کرد تا همه چیز در یک لحظه فرو بریزد. او تا قبل از این اتفاق در اوج آمادگی بود، بوی گل میداد و در قامت ستارهای تعیینکننده ظاهر شده بود. اما فوتبال روی دیگرش را نشان داد تا هم او از جام ملتها جا بماند و هم مرضیه جعفری ستاره تیمش را از دست بدهد. حالا جعفری برای پر کردن این خلأ، چهار مهاجم در لیست دارد: زهرا قنبری، افسانه چترنور، سارا دیدار و روژین تمریان؛ هر کدام با داستانی متفاوت، هر کدام با علامت سؤالهایی جدی.
زهرا قنبری؛ کاپیتان باتجربه تیم ملی همچنان یکی از تکیهگاههای اصلی سرمربی محسوب میشود. تجربه او در تورنمنتهای بزرگ و قدرت رهبریاش درون زمین، میتواند در صحنههای حساس آرامش را به تیم برگرداند؛ مخصوصاً مقابل تیمهایی مثل استرالیا که با فشار تماشاگران و قدرت فیزیکی بازی را خفه میکنند. اما افت محسوس قنبری در فصلی که گذشت، نگرانیهایی ایجاد کرده است. او بعد از درخشش در فصل هفدهم، از خاتون به ایستا و از ایستا به پرسپولیس جابهجا شد و نتوانست آن نسخه زهرا قنبری گلزن و بیرحم را تکرار کند. در نهایت هم با اختلافی فاحش نسبت به رقیب دیرینه خود کورس خانم گلی را واگذار کرد تا چترنور این عنوان را کسب کند. بنابراین به نظر میرسد این قنبری، آن قنبری همیشه نیست و همین موضوع نگرانیها را بیشتر میکند.
در سوی دیگر، افسانه چترنور ایستاده؛ آمادهترین مهاجم این روزهای فوتبال ایران. او با 25 گل، خانم گل فصل هجدهم لقب گرفت. در کورس قهرمانی هم تا لحظه آخر در ترکیب گلگهر درخشید اما در نهایت نایب قهرمان شد. با این حال، اختلافنظرهای همیشگی این بازیکن با کادرفنی میتواند معادلات را پیچیده کند و مشخص نیست جعفری از او بهعنوان مهره ثابت استفاده خواهد کرد یا برگ برنده نیمکتش میماند.
سارا دیدار، نماینده نسل تازه است؛ مهاجمی جوان که در مسیر صعود به جام ملتها هم یکی از گلها را زد و نشان داد از لحظههای بزرگ نمیترسد. او با ۹ گل در لیگ، به عنوان پنجمین مهاجم لیگ معرفی شد. چیزی که درباره او نگرانکننده است، تجربه بینالمللی کم این بازیکن و تقابل با مدافعان تنومند استرالیا یا ساختار منظم کره جنوبی است که آزمونی متفاوت با لیگ داخلی برای این بازیکن خواهد بود. دیدار میتواند شگفتیساز باشد، اما گذاشتن بار کامل خط حمله روی دوش او، ریسکی جدی است.
روژین تمریان؛ مهاجمی آیندهدار که شاید بیشتر گزینهای برای تغییر ریتم بازی از روی نیمکت باشد. او هنوز در حال ساختن خودش است و حضور در این رقابتها برایش یک تجربه بزرگ محسوب میشود. با کنار هم گذاشتن این قطعات، تصویر خط حمله ایران تصویری از تلاش، تجربه و استعداد است؛ اما چیزی کم دارد. آن چیزی که نگین زندی میتوانست باشد. مهاجمی در اوج، با اعتمادبهنفس، با امضای گلهای سرنوشتساز. شاید بزرگترین غایب پرواز تهران-گلدکوست نه در لیست خط خوردهها، که در دل ترکیب اصلی است؛ نگین زندی که میتوانست الماس تیم ملی در سرزمین کانگوروها شود اما سرنوشت مسیر دیگری برایش رقم زد.
