در حافظه موقت ذخیره شد...
مثلث انتخاباتی شنا با یک ضلع سنگین
ادامه رکود 12 ساله یا نفس تازه؟
شنا بهعنوان ورزش مادر، همچنان با حداقلها دستوپنجه نرم میکند. زیرساختها در بسیاری از استانها فرسوده یا ناکافیاند؛ کمبود استخر استاندارد تمرینی، پراکندگی جغرافیایی امکانات و ضعف نظام استعدادیابی باعث شده چرخه کشف و پرورش استعدادها لنگ بزند. خروج یا افت تعدادی از چهرههای شاخص در سالهای اخیر، نشانهای از سیاست نادرست مدیریتی است. در عرصه بینالمللی هم فاصله با استانداردهای قارهای و جهانی محسوس است و در این میان دلخوشی به مدالهای رقابتهای منطقهای و بازیهای کشورهای اسلامی، بیشتر از آنکه راهبرد باشد، مُسکن کوتاهمدت است.
در شیرجه، صدای آمارها بلندتر از هر تحلیلی است؛ برنامهای منسجم برای بازسازی پایهها دیده نمیشود و حضورهای برونمرزی پراکنده و نتایج خود گویای همه چیز است. تنها نقطه روشن کارنامه رضوانی، واترپلوست؛ جایی که تیم ملی پس از ۴۴ سال در بازیهای آسیایی جاکارتا به برنز رسید. اما این عنوان حفظ یا ارتقا پیدا نکرد و چهار سال بعد در هانگژو تیم از سکو دور ماند؛ نوسانی که نشان میدهد موفقیت، بیش از آنکه محصول یک سیستم پایدار باشد، نتیجه یک نسل یا مقطع خاص بوده است. حامیان رضوانی از تجربه، ارتباطات بینالمللی و ثبات مدیریتی میگویند.
منتقدان اما معتقدند ثبات وقتی ارزشمند است که به توسعه بینجامد، نه به تداوم وضع موجود. ۱۲ سال فرصت کمی نیست؛ زمانی کافی برای طراحی و اجرای یک نقشه مدون است که به نظر میرسد به درستی از این زمان طلایی استفاده نشده است. از استانداردسازی استخرها و تربیت مربیان تا ایجاد لیگهای پویا و پیوند با آموزشوپرورش برای گسترش پایه همه و همه کارهایی بود که باید انجام میگرفت اما انجام نشد. انتخابات پیشرو، بیشتر از اینکه یک رقابت شخصی باشد، آزمون خردجمعی جامعه ورزشهای آبی برای تغییر یا ادامه مسیر است. نکته مهم اینجاست که اعضای مجمع پیش رو به امید تجربه، به گذشته رأی میدهد یا با پذیرش ریسک، خون تازهای به رگهای فدراسیون تزریق میکند. به نظر میرسد فدراسیون شنا امروز به تصمیمی بزرگ نیاز دارد؛ تصمیمی که میتواند همچنان زخمهای این فدراسیون را باز نگه دارد یا با آمدن فردی جدید و تزریق خونی تازه، این فدراسیون را از اوضاع آشفته و نابسامان نجات دهد.
