در حافظه موقت ذخیره شد...
وقتی محمودی ناگهان یاغی میشود
رسانهها و کادرفنی تیم ملی مقصرند!
محمودی فوتبالیست توانمندی است و این را در اندک دقایق حضورش در میدان نشان داده اما آنچه او جمعهشب در میکسزون ورزشگاه شهرقدس مطرح کرد، اندازه قد او نبود. کاری با بخش اول صحبتهای او و گلایهاش از مدیریت باشگاه نداریم. در این بخش او از مدیریت باشگاه گلایه کرد چراکه ظاهرار قرار بوده رقمی به رقم قراردادش اضافه بشود و نشده است. البته حدادی قبلاً در این باره توضیح داده بود و توجیه مدیریت باشگاه درباره محدودیتهای افزایش چندبرابری رقم قرارداد بازیکنان جوانی که قراردادشان پایین بوده هم عقلانی و منطقی است. هرچند محمودی بهعنوان جوانی که هنوز 20سالش نشده و در رختکن تیم جایگاهی ندارد، حق نداشت اینطوری در روز باخت حاشیه جدیدی بهوجود بیاورد اما فعلاً از این بخش اشتباهش عبور میکنیم و به بخش دوم حرفهایش میپردازیم، جایی که گفت: «از کادرفنی تیم ملی عذرخواهی میکنم که به اندازه کافی در باشگاهم به من بازی نرسید تا بتوانم خودی نشان دهم.»
تا به حال سابقه داشته بازیکنی اینطوری حرف بزند و خودش را در جایگاه متهمکننده کادرفنی تیمش مطرح کند؟ تا به حال شنیدهاید بازیکنان بزرگ اروپایی یا در همین ایران خودمان، نفرات ملیپوش و باتجربه از اینکه مثلاً به تیم ملی دعوت میشوند اما در تیم خود نیمکتنشین هستند اینطور صریح و بیپرده از کادرفنی تیم خود انتقاد کند؟
امیرحسین محمودی از نظر فنی بازیکن قابلی است و شاید تارتار میتوانست در این 12بازی بیشتر از این از او استفاده کند اما سؤال اینجاست که او در چه جایگاهی قرار دارد که اینطوری کادر فنی تیم و سرمربی تیم خود را زیر سؤال میبرد؟ نکته اینجاست که او در بدترین زمان ممکن این حرفها را مطرح کرده و در روز باخت و شرایطی که سکوها علیه تارتار شعار دادهاند به سرمربی خود پریده که این زشتترین مدل موقعیتشناسی است. در واقع محمودی جوان از وضعیتی که پیش آمده سوءاستفاده کرد تا در شرایطی که تارتار گوشه رینگ افتاده مشتی هم از سوی او به سمت سرمربیاش روانه شود غافل از اینکه بخش عمدهای از همان هواداران که منتقد تارتار و ایدههایش هستند، حالا محمودی را هم طرد کرده و او را بهعنوان بازیکنی حاشیهساز محکوم میکنند.
نکته اینجاست که محمودی حتی اگر بازیکنی با 10سال سابقه حضور در تیم بزرگسالان بود و چند سال برای تیم ملی بازی میکرد حق مطرح کردن چنین صحبتی را نداشت کمااینکه بهخاطر نداریم بازیکنی باتجربه و باسابقه در باشگاه پرسپولیس اینطوری علیه سرمربی خود موضع گرفته و کادرفنی باشگاهش را مقابل کادرفنی تیم ملی قرار داده باشد.
البته شاید محمودی بیتجربه و خام چندان هم مقصر نباشد. مقصر رسانههایی هستند که او را بیهوده ستاره معرفی میکنند، مقصر گزارشگری است که در پخش زنده تلویزیون طوری از او تمجید میکند که انگار تا الان 10بازی را برای پرسپولیس درآورده یا ستاره تیم ملی در جام جهانی بوده است. مقصر البته کادرفنی تیم ملی و امیر قلعهنویی هم هست که او را بعد از انجام سه چهار بازی 15-10 دقیقهای در پرسپولیس دوباره دعوت کرد آن هم در شرایطی که بنا به یک دلیل انضباطی اصلاً نباید دعوت میکرد. یادمان نرفته محمودی چطور به پیراهن تیم ملی امید و دعوت حسین عبدی برای ناگویا بیاحترامی کرد و با بهانههای واهی این تیم را همراهی نکرد. در همان مقطع هومن افاضلی دستیار قلعهنویی از بیاحترامی محمودی به پیراهن ملی انتقاد کرد اما قلعهنویی دوباره این بازیکن را به اردو فراخواند آن هم در حالی که در مقطع ابتدایی فصل خیلی کم برای پرسپولیس بازی کرده بود.
