یازده ماه تأخیر؛ از فرصت آمادهسازی تا کابوس قراردادها
دومینوی نیمکتها
محمدرضا رحیم پور
خبرنگار
کنفدراسیون فوتبال آسیا در ۱۲آبان رسماً اعلام کرد جام ملتهای آسیا ۱۴۰۶ که قرار بود از ۱۷دی ۱۴۰۵ در عربستان آغاز شود، با حدود ۱۱ماه تأخیر برگزار خواهد شد. براساس برنامه جدید، این رقابتها از ۲دی ۱۴۰۶ آغاز میشود و تا اول بهمن همان سال ادامه خواهد داشت؛ تغییری بزرگ در تقویم فوتبال قاره که البته هنوز به تأیید فیفا نیاز دارد.
دلیل رسمی این تصمیم، «شرایط استثنایی» و پیچیدگیهای لجستیکی و اختلال در سفر عنوان شده است؛ تصمیمی که پس از چند هفته تنش امنیتی در عربستان و حملات حوثیهای یمن اتخاذ شد. 5ورزشگاه از مجموع 8ورزشگاه میزبان جام در ریاض قرار دارند و قرار بود این شهر بهتنهایی میزبان ۳۰مسابقه از مجموع ۵۱بازی باشد. نکته قابل تأمل آن است که تنها یک هفته پیش از اعلام تعویق، کنفدراسیون فوتبال آسیا از برگزاری مسابقات طبق برنامه قبلی خبر داده بود. این تغییر ناگهانی، بار دیگر میزان تأثیرپذیری برنامهریزی فوتبال قاره از تحولات خارج از زمین را نشان داد.
برای تیمهای ملی، جابهجایی زمان برگزاری جام ملتها تنها به معنای تغییر چند تاریخ در تقویم مسابقات نیست. این تورنمنت در بسیاری از کشورها نقطه پایان یک دوره مربیگری و مهمترین معیار ارزیابی عملکرد کادرفنی به شمار میرود. فدراسیونهایی که قرارداد سرمربیان خود را تا پایان جام ملتها تنظیم کردهاند، اکنون با معادلهای متفاوت روبهرو هستند. وقتی خط پایان یک دوره همکاری نزدیک به یک سال عقب میرود، تکلیف نیمکتها و توافقهای قراردادی چه خواهد شد؟ آیا فدراسیونها باید قراردادها را تمدید کنند، به همکاری زودتر از موعد پایان دهند یا مربیان را برای دورهای طولانیتر در موقعیت خود حفظ کنند؟ تعویق جام، این پرسشها را به یکی از دغدغههای جدی فوتبال آسیا تبدیل کرده است.
البته این تصمیم برای تمام تیمهای ملی پیامد منفی ندارد. برخی کشورها از زمان اضافهشده بهعنوان فرصتی برای تکمیل برنامههای آمادهسازی و رفع نقاط ضعف خود استقبال کردهاند. برای نمونه، اریک توهیر، رئیس فدراسیون فوتبال اندونزی، تعویق مسابقات را به سود کشورش دانسته است؛ چراکه تیم تحت هدایت جان هردمن فرصت بیشتری برای آمادهسازی و هماهنگی خواهد داشت. برای تیمی که در مسیر ساختن یک نسل تازه قرار دارد، چنین امکانی میتواند ارزش قابل توجهی داشته باشد.
در سوی دیگر، شرایط برای کشورهایی که به پایان یک چرخه فنی رسیدهاند یا قرارداد سرمربیشان مستقیماً به جام ملتها وابسته بوده، متفاوت است. حفظ یک مربی بدون چشمانداز روشن، تمدید قراردادی که مبنای آن تغییر کرده یا ورود زودهنگام به فرایند انتخاب جانشین، هرکدام هزینههای فنی و مدیریتی خاص خود را دارد. به همین دلیل، تعویق مسابقات برای بعضی فدراسیونها فرصتی برای بازسازی و برای برخی دیگر آزمونی دشوار در مدیریت نیمکت خواهد بود.
قراردادهایی که به یک رویداد گره خوردهاند
تعویق جام ملتهای آسیا، یک مسأله ساختاری را در فوتبال قاره آشکار کرده است؛ وابستگی بیش از اندازه قرارداد مربیان به تاریخ برگزاری یک رویداد مشخص. بسیاری از فدراسیونها ترجیح میدهند دوره همکاری با سرمربی را تا پایان یک تورنمنت مهم تعریف کنند. این الگو در نگاه نخست تصمیمگیری درباره آینده نیمکت را سادهتر میکند؛ چراکه جام ملتها به نقطه ارزیابی و پایان همکاری تبدیل میشود. اما تغییر زمان مسابقات نشان داد چنین قراردادی تا چه اندازه در برابر اتفاقات پیشبینینشده آسیبپذیر است.
وقتی آینده کادرفنی به یک تاریخ مشخص وابسته باشد، هرگونه تغییر در تقویم میتواند تصمیمهای مربوط به بودجه، تمدید قرارداد و انتخاب جانشین را تحت تأثیر قرار دهد. این همان نقطه ضعفی است که تعویق اخیر برجسته کرده؛ فدراسیونهایی که فاقد نقشه راه بلندمدت هستند، در مواجهه با تغییرات غیرمنتظره ناچار به تصمیمگیریهای مقطعی میشوند.
ژاپن از جمله کشورهایی است که پیشتر برای جانشینپروری و آینده نیمکت تیم ملی برنامه مشخصی داشته است. به همین دلیل، تعویق جام برای این کشور بیشتر یک مسأله زمانبندی محسوب میشود تا یک گرفتاری مدیریتی. در مقابل، فدراسیونهایی که تمام برنامه خود را به ادامه همکاری با سرمربی تا پایان جام ملتها محدود کرده بودند، اکنون با دشواری بیشتری مواجهاند. تفاوت این دو رویکرد، اهمیت برخورداری از ساختار مدیریتی مستقل از تقویم مسابقات را نشان میدهد.
در فوتبال ایران نیز تعویق جام ملتها نمیتواند تنها بهعنوان فرصتی برای طولانیتر شدن زمان آمادهسازی تلقی شود. فدراسیون فوتبال تکلیف نیمکت تیم ملی را روشن کرده است، اما تعیین سرمربی تنها بخشی از وظایف مدیریتی محسوب میشود. پرسش اصلی این است که برای ماههای پیشرو چه برنامهای در نظر گرفته شده و اولویتهای فنی تیم ملی چگونه تعریف خواهند شد؟
تیم ملی برای استفاده مؤثر از این دوره به تقویم منظم بازیهای تدارکاتی، انتخاب حریفان متناسب با نیازهای فنی و برنامهای مشخص برای جوانگرایی احتیاج دارد. هماهنگی میان تیم بزرگسالان و سایر ردههای ملی نیز باید در همین چهارچوب دنبال شود. بدون چنین برنامهای، طولانیتر شدن مسیر رسیدن به جام ملتها نمیتواند تضمینی برای ارتقای کیفیت تیم باشد.
تعویق جام ملتهای آسیا تصمیمی بود که ریشه در ملاحظات امنیتی و لجستیکی داشت، اما پیامدهای آن خیلی زود به حوزههای فنی، قراردادی و مدیریتی گسترش یافت. اکنون فدراسیونهای آسیایی باید نشان دهند تا چه اندازه برای مدیریت شرایط پیشبینی نشده آمادگی دارند. فوتبال ایران نیز در این میان با یک آزمون مدیریتی روبهرو است: تبدیل زمان اضافهشده به دستاوردی واقعی، نه تنها به تعویق انداختن تصمیمها.
اگر فدراسیون بتواند از این فاصله زمانی برای اصلاح برنامه آمادهسازی و تقویت ساختار فنی استفاده کند، تغییر تقویم میتواند به سود تیم ملی تمام شود. در غیر این صورت، مشکل اصلی نه تعویق جام ملتها، بلکه ناتوانی در بهرهبرداری از فرصتی خواهد بود که بدون برنامهریزی، بهسرعت از دست میرود.
