تعویق جام ملتها و ضرورت پایان دادن به سناریوی نامهای تکراری
شمارش معکوس برای خداحافظی با پیرمردها
سینا حسینی
خبرنگار
جام ملتهای آسیا یک سال به تعویق افتاد؛ اتفاقی که میتواند برای فوتبال ایران فراتر از یک جابهجایی در تقویم مسابقات باشد. حالا تیم ملی فرصت بیشتری برای بازسازی دارد؛ فرصتی که نباید صرف تمدید حضور بازیکنانی شود که بخش مهمی از دوران اوج فوتبالشان را پشت سر گذاشتهاند. شاید وقت آن رسیده باشد که فوتبال ایران با گذشته تسویهحساب کند و بهجای تکیه همیشگی بر نامهای آشنا، به فکر ساختن تیمی متناسب با نیازهای فوتبال امروز باشد.
کنفدراسیون فوتبال آسیا زمان برگزاری جام ملتهای ۲۰۲۷ را به بازه ۲۳دسامبر ۲۰۲۷ تا ۲۱ژانویه ۲۰۲۸ منتقل کرده است. این تغییر، معادلات آمادهسازی تیمها را تحت تأثیر قرار میدهد، اما برای ایران میتواند فرصتی کمنظیر باشد تا به یکی از قدیمیترین مشکلات خود پایان دهد: وابستگی بیش از اندازه به بازیکنانی که حضورشان در اردوهای ملی گاهی بیشتر از عملکرد روزشان، به اعتبار گذشته گره خورده است. تیم ملی ایران سالهاست میان ضرورت تغییر و وسوسه استفاده از چهرههای امتحانپسداده گرفتار شده است. هربار که صحبت از بازنگری در ترکیب به میان میآید، دوباره همان نامهای همیشگی در فهرست قرار میگیرند. گویی پیراهن تیم ملی سندی است که یک بار به نام بازیکن صادر میشود و دیگر نیازی به ارزیابی دوباره صاحب آن نیست!
شجاع خلیلزاده، احسان حاجصفی، رامین رضاییان و روزبه چشمی از جمله بازیکنانی هستند که باید درباره ادامه حضورشان در تیم ملی با نگاهی واقعبینانه تصمیمگیری شود. مهدی طارمی و علیرضا بیرانوند نیز با وجود اهمیت و تجربه فراوان، نباید از ارزیابی مستمر فنی مستثنا باشند. هیچکس منکر خدمات این بازیکنان نیست، اما فوتبال با خاطرات اداره نمیشود. قرار نیست عملکرد درخشان چند سال قبل، مجوز حضور مادامالعمر در ترکیب تیم ملی باشد. مسأله فقط سن شناسنامهای نیست؛ بحث بر سر کیفیت، آمادگی بدنی، سرعت و توانایی هماهنگی با فوتبال روز است. فوتبال امروز با پرس، دوندگی و جابهجاییهای مداوم تعریف میشود. نمیتوان تنها با تکیه بر تجربه و سابقه ملی، از الزامات فوتبال بینالمللی عبور کرد. پیراهن ملی جایگاه تشریفاتی نیست که برای حفظ حرمت ستارههای قدیمی، فرصت رقابت از سایر بازیکنان گرفته شود. در این میان، احتمال خداحافظی سامان قدوس از تیم ملی نیز میتواند نشانهای از پایان یک دوره باشد. هافبک باتجربه ایران که به واسطه توانایی بازیسازی، حفظ توپ و تجربه حضور در فوتبال اروپا چهرهای متفاوت در ترکیب ملی داشت، در کانون گمانهزنیها درباره پایان دوران ملی خود قرار گرفته است؛ هرچند تصمیم رسمی او هنوز تأیید نشده است. احتمال کنارهگیری قدوس باید تلنگری برای بازنگری در وضعیت سایر بازیکنان باتجربه باشد. گاهی خداحافظی در زمان مناسب، ارزشمندتر از اصرار برای ماندن تا آخرین فرصت است. البته کنار گذاشتن بازیکنان باتجربه نباید به تصمیمی شتابزده و صرفاً مبتنی بر سن تبدیل شود. بحث اصلی، پایان دادن به مصونیت ستارههاست؛ همان حاشیه امنی که گاهی عملکرد امروز را زیر سایه افتخارات دیروز قرار میدهد. فوتبال ایران استعدادهای قابلتوجهی در اختیار دارد، اما مشکل آنجاست که فرصت حضور در سطح ملی همیشه براساس شایستگی و آمادگی روز توزیع نشده است. دعوت تشریفاتی چند بازیکن به اردو نیز نمیتواند تغییری در این معادله ایجاد کند.
امیر قلعهنویی حالا با فرصتی تازه روبهرو است. یک سال اضافه تا جام ملتها باید صرف ساختن تیمی متفاوت شود، نه تکرار انتخابهای گذشته. سرمربی تیم ملی نمیتواند از ضرورت بازنگری سخن بگوید، اما در بزنگاه انتخاب دوباره به همان نامهای همیشگی پناه ببرد. کنار گذاشتن چند بازیکن باتجربه شاید تصمیم آسانی نباشد، اما ادامه وابستگی به ترکیبی که بخش مهمی از ظرفیتش را پشت سر گذاشته، هزینه سنگینتری خواهد داشت.
