شهرت و سابقه، دیگر برای حفظ جایگاه کافی نیست

کودتای جوان‌ها علیه ستاره‌ها

حامد حسینی 
خبرنگار


در فوتبال، هیچ جایگاهی ابدی نیست؛ حتی اگر صاحب آن سال‌ها در بالاترین سطح بازی کرده باشد، بارها پیراهن تیم ملی را پوشیده باشد یا در حساس‌ترین لحظات ناجی تیمش شده باشد. گذر زمان، تغییر نسل و ظهور استعدادهای تازه، قواعدی هستند که فوتبال را از ایستایی دور نگه می‌دارند. لیگ برتر ایران نیز در آستانه فصل بیست‌وششم با چنین واقعیتی روبه‌رو است؛ رقابتی که می‌تواند برای تعدادی از ستاره‌های باسابقه به آزمونی دشوار برای حفظ اعتبار گذشته تبدیل شود و برای گروهی دیگر، سکوی پرتابی به سوی جایگاه‌های بزرگ‌تر باشد.
نگاهی به وضعیت بازیکنان مطرح فوتبال ایران نشان می‌دهد که فاصله میان شهرت و تأثیرگذاری در زمین مسابقه، گاهی بیش از آن چیزی است که تصور می‌شود. برخی ستاره‌ها همچنان از اعتبار نام خود بهره می‌برند، در حالی که گروهی دیگر برای بازگشت به روزهای اوج تلاش دارند. در این میان، جوانانی هم حضور دارند که منتظر کوچک‌ترین فرصت هستند تا ثابت کنند فوتبال ایران برای ادامه حیات به چهره‌های تازه نیاز دارد. لیگ بیست‌وششم می‌تواند محل تلاقی این سه گروه باشد؛ فصلی برای بازتعریف جایگاه ستاره‌ها.

بازنده‌ها؛ وقتی زمان از نام‌ها جلو می‌زند
در میان بازیکنان باتجربه، احسان حاج‌صفی یکی از مهم‌ترین چهره‌هایی است که با چالش حفظ جایگاه خود مواجه خواهد بود. کاپیتان سابق تیم ملی و رکورددار بازی‌های ملی، کارنامه‌ای دارد که کمتر بازیکنی در فوتبال ایران می‌تواند به آن نزدیک شود. با این حال، اعتبار گذشته لزوماً تضمین‌کننده آینده نیست. حاج‌صفی در شرایطی قرار گرفته که باید بیش از گذشته توانایی‌های فنی و بدنی خود را به نمایش بگذارد. حضور در ترکیب اصلی تیمی مانند سپاهان، مستلزم رقابت با بازیکنانی است که از نظر سن و توان جسمانی شرایط متفاوتی دارند.
شجاع خلیل‌زاده نیز با واقعیتی مشابه روبه‌رو است. مدافعی که سال‌ها با جنگندگی، قدرت رهبری و تجربه خود یکی از چهره‌های قابل اتکای فوتبال ایران بوده، اکنون باید با نسل تازه مدافعان رقابت کند. سن بالا به خودی خود یک نقطه ضعف نیست، اما وقتی با افزایش سرعت فوتبال و تغییر انتظارات تاکتیکی همراه می‌شود، حفظ جایگاه دشوارتر خواهد شد. شجاع همچنان می‌تواند مهره‌ای مؤثر باشد، ولی ادامه حضور در سطح اول به مدیریت آمادگی جسمانی و کاهش اشتباهات فردی وابستگی بیشتری پیدا کرده است.
رامین رضاییان هم در موقعیتی قرار دارد که نمی‌تواند صرفاً به کیفیت هجومی و تجربه خود تکیه کند. او یکی از مدافعان کناری با قابلیت‌های فنی ویژه در فوتبال ایران است، اما رقابت با بازیکنان جوان‌تر و نیاز فوتبال امروز به مدافعانی با توان رفت‌وبرگشت بالا، شرایط را برایش پیچیده کرده است. رضاییان برای حفظ جایگاه خود باید نشان دهد که همچنان می‌تواند در هر دو فاز دفاعی و هجومی تأثیرگذار باشد.

برنده‌ها؛ فرصت دوباره برای بازگشت
در سوی دیگر، تعدادی از بازیکنان مطرح فوتبال ایران می‌توانند از شرایط جدید بیشترین بهره را ببرند. علیرضا بیرانوند یکی از آنهاست. دروازه‌بانی که تجربه حضور در جام جهانی و جام ملت‌های آسیا را دارد، به دلیل ویژگی‌های تخصصی پست خود، می‌تواند سال‌های بیشتری در سطح اول فوتبال باقی بماند. برای بیرانوند، لیگ بیست‌وششم فرصتی است تا با نمایش‌های مطمئن، بار دیگر جایگاه خود را در میان بهترین دروازه‌بانان فوتبال ایران تثبیت کند.
محمدحسین کنعانی‌زادگان نیز می‌تواند یکی از برندگان فصل باشد. مصدومیت‌ها در مقاطعی مانع از استمرار حضور او در ترکیب شده‌اند، اما توانایی‌های فنی و تجربه بین‌المللی همچنان از او مدافعی ارزشمند ساخته است. اگر بتواند از نظر جسمانی به شرایط مطلوب برسد، ظرفیت بازگشت به جمع مدافعان تأثیرگذار را دارد.
در خط میانی و حمله نیز مهدی ترابی و علی قلی‌زاده از بازیکنانی هستند که می‌توانند بار دیگر به مرکز توجه بازگردند. ترابی با قدرت خلق موقعیت و توانایی بازی در فضاهای محدود، همچنان یکی از مهره‌های خلاق فوتبال ایران است. قلی‌زاده نیز با تکنیک فردی و قابلیت بازی در کناره‌ها می‌تواند در صورت رسیدن به آمادگی کامل، تفاوت‌های مهمی در ساختار هجومی تیمش ایجاد کند. مجید حسینی هم با تکیه بر تجربه بازی در فوتبال خارج از کشور، می‌تواند به یکی از مهره‌های قابل اتکای خط دفاع تبدیل شود.

ستاره‌هایی که هنوز متولد نشده‌اند
با وجود تمام این نام‌ها، شاید مهم‌ترین اتفاق لیگ بیست‌وششم نه در بازگشت ستاره‌های قدیمی، بلکه در فرصت‌هایی رقم بخورد که در اختیار نسل تازه قرار می‌گیرد. سال‌هاست یکی از انتقادهای جدی به فوتبال باشگاهی ایران، اتکای بیش از اندازه برخی تیم‌ها به بازیکنان باتجربه و محدود بودن فرصت حضور جوانان در ترکیب اصلی است.
این رویکرد نه‌تنها مسیر پیشرفت استعدادها را دشوار کرده، بلکه در مقاطعی به کاهش قدرت بازتولید بازیکن برای تیم ملی نیز انجامیده است. حالا لیگ بیست‌وششم می‌تواند فرصتی برای تغییر این روند باشد. جوانانی که در فصل‌های گذشته پشت نام‌های بزرگ قرار گرفته‌اند، می‌توانند با استفاده از فرصت‌های تازه، خود را به ترکیب اصلی تحمیل کنند.
البته جوان‌گرایی نباید به تصمیمی شتاب‌زده و صرفاً مبتنی بر سن تبدیل شود. بازیکن جوان زمانی شایسته حضور در ترکیب است که کیفیت، آمادگی و بلوغ تاکتیکی لازم را نشان دهد. باشگاه‌ها نیز باید به جای استفاده مقطعی از استعدادها، برای رشد تدریجی آنها برنامه داشته باشند.
لیگ بیست‌وششم بیش از آنکه صرفاً رقابتی برای کسب جام باشد، می‌تواند آزمونی برای آینده فوتبال ایران باشد؛ آزمونی که در آن، ستاره‌های باسابقه باید از اعتبار خود دفاع کنند، بازیکنان بازگشته از مصدومیت فرصت احیای جایگاهشان را به دست آورند و جوانان برای تصاحب صندلی بزرگان تلاش کنند. برنده این فصل لزوماً مشهورترین بازیکن نخواهد بود؛ بلکه کسی است که بتواند فاصله میان فرصت و توانایی را به حداقل برساند.

جستجو
آرشیو تاریخی