شکستهای تکراری مقابل ازبکها
بوکس باز هم در حسرت طلا
مدال نقره محمدصالح مصباحی در مسابقات قهرمانی جوانان جهان، میتوانست با برد در فینال به طلای تاریخی تبدیل شود، اما این اتفاق نیفتاد تا نقره دیگری در تاریخ بوکس ایران ثبت شود. بوکس ایران که سالهاست برای عبور از چالش نتیجهگیری و ساختن نسلی تازه تلاش میکند، حالا با نشانهای امیدوارکننده روبهروست؛ نسلی که توانایی رقابت در سطح جهانی را دارد، اما برای رسیدن به قله، بیش از هر چیز به برنامهریزی، حمایت و تغییر نگاه نیاز دارد.
مصباحی در فینال وزن ۷۵ کیلوگرم مقابل سهراب رخمتاللهیف ازبکستانی قرار گرفت و در مبارزهای نزدیک با نتیجه ۳ بر ۲ شکست خورد. نماینده ایران تا یک قدمی طلا پیش رفت، اما این بار دستش از مدال طلای جهان کوتاه ماند. با این حال، مسیر رسیدن او به فینال نشان میدهد که این نقره صرفاً حاصل یک قرعه مناسب یا اتفاقی مقطعی نبوده است. ناکاوت کردن الدین هودزیچ از بوسنی و هرزگووین، پیروزی قاطع پنج بر صفر برابر میها کرالی از اسلوونی و عبور از حریف انگلیسی، تصویری از یک بوکسور باثبات ارائه میدهد. او پیش از این هم طلای آسیا را به دست آورده بود و حالا با نقره جهان، جایگاهش را بهعنوان یکی از استعدادهای قابل اتکای بوکس ایران تثبیت کرده است.
اما آنچه پس از فینال اهمیت پیدا میکند، نه فقط نتیجه مبارزه، بلکه واکنش به شکست است. مصباحی پس از مسابقه مدعی شد داوران سرش را بریدهاند؛ جملهای که دیگر در بوکس ایران تکراری شده است.
تردیدی نیست که داوری در بوکس میتواند محل بحث باشد و نفوذ کشورهای قدرتمند از جمله ازبکستان هم در این رشته موضوعی نیست که بتوان بهسادگی از کنار آن گذشت. ازبکستان یکی از قدرتهای سنتی بوکس جهان است و رقابت با بوکسورهای این کشور، بهویژه در مسابقات بزرگ، دشواریهای فنی خاص خود را دارد. با این حال، همین واقعیت باید ضرورت آمادگی بیشتر را یادآوری کند، نه اینکه به توجیهی همیشگی برای شکست تبدیل شود. اگر پیروزی برابر رقبای قدرتمند به مبارزهای فراتر از توان معمول نیاز دارد، باید روی کیفیت فنی، آمادگی ذهنی و تجربه بینالمللی کار بیشتری انجام شود وگرنه که اعتراض به داوری، بدون ارائه شواهد روشن و تحلیل کارشناسی، نه حقی را اثبات میکند و نه مشکلی را حل. از سوی دیگر، نقره مصباحی نباید در حد یک خبر خوشایند و چند روز تمجید باقی بماند. حضور شش بوکسور ایرانی در این رقابتها و رسیدن یکی از آنها به فینال جهان، بار دیگر ظرفیت این رشته را نشان داده است؛ ظرفیتی که اگر بهدرستی حفظ و تقویت نشود، میتواند مثل بسیاری از استعدادهای گذشته، پیش از رسیدن به سطح بزرگسالان از مسیر موفقیت خارج شود. فاصله بوکس جوانان تا بزرگسالان، همان جایی است که باید جدی گرفته شود؛ جایی که استعداد بهتنهایی کافی نیست و برنامه تمرینی مستمر، حضور در تورنمنتهای معتبر، پشتیبانی مالی و فنی و انتقال تدریجی بوکسورها به تیم بزرگسالان اهمیت پیدا میکند. مسئولیت فدراسیون تنها تبریک گفتن به مصباحی و پنهان شدن پشت این مدال بعد از ناکامیهای تیم بزرگسالان نیست. باید برای این نسل مسیر روشنی تعریف شود تا مدالهای رده جوانان به موفقیت در رده بزرگسالان پیوند بخورد. بوکس ایران برای خروج از چالش سالهای گذشته، به پشتوانهسازی واقعی نیاز دارد؛ نه نسلی که فقط هنگام کسب مدال دیده شود و پس از آن در چرخه فرسایشی مشکلات رها بماند.
