سختگیری AFC برای دریافت مجوز حرفهای و چالش باشگاههای ایرانی
لیگ برتر جایی برای آماتورها نیست
محمدرضا رحیمپور
خبرنگار
دیگر نباید منتظر ماند تا یک سناریوی تکراری رقم بخورد؛ این بار قصه از اصفهان شروع شد اما پرسش اصلی جامعه فوتبال این است که کدام تیم، قربانی فصل بعد خواهد بود؟
کنفدراسیون فوتبال آسیا (AFC) در نسخه ۲۰۲۶ آییننامه صدور مجوز باشگاهی، دو محور تازه به معیارهای پیشین اضافه کرده و استانداردهای مربوط به زیرساخت ورزشگاهها و مسائل مالی را به شکل بیسابقهای سختگیرانهتر کرده است. پیام روشن و قاطع کنفدراسیون به فوتبال ایران این است که دوران اغماض و چشمپوشی از تخلفات برای همیشه به پایان رسیده است.
مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال، در جریان سمینار سالانه افسران مجوز حرفهای با صراحت اعلام کرد که اگرچه برخی تخلفات در سالهای نخست با مدارا روبهرو میشد اما از این پس ضمانتهای اجرایی بسیار سنگین و بازدارندهای اعمال خواهد شد؛ از کسر سه و شش امتیاز گرفته تا سقوط به دستههای پایینتر و در نهایت، عدم صدور رسمی مجوز فعالیت. پرسش کلیدی امروز دیگر این نیست که آیا تیمی حذف خواهد شد بلکه این است که قرعه بعدی به نام کدام باشگاه رقم میخورد؟
سپاهان؛ هشدار اول و زنگ خطری که به صدا درآمد
ماجرای حذف سپاهان از مسابقات آسیایی را باید دقیقاً با همین عینک و زاویه دید تحلیل کرد. شاگردان نویدکیا فصل پیش را در رتبه سوم جدول لیگ برتر به پایان رساندند و بر اساس جدول ردهبندی، سهمیه حضور در سطح دوم لیگ قهرمانان آسیا را به دست آوردند. با این حال، هنگامی که کنفدراسیون فوتبال آسیا فهرست نهایی باشگاههای دارای مجوز حرفهای را منتشر کرد، نام تیمهای استقلال، تراکتور و پرسپولیس در آن دیده میشد اما جای نام سپاهان خالی بود. اعتبار نام بزرگ، سابقه درخشان قهرمانی و هواداران پرشمار این باشگاه نتوانست جایگزین یک سند حسابرسیشده و شفاف مالی شود.
روند طیشده در این پرونده نیز برای مدیران باشگاه اصفهانی بههیچوجه رضایتبخش نبود. مدیران تا آخرین روزهای مهلت مقرر پافشاری میکردند که مدارک کامل است اما کمیته بدوی صدور مجوز، صورتهای مالی باشگاه را تأیید نکرد. باشگاه سپاهان با استناد به مشکلات و تأخیر در رسیدن صورتهای مالی، پرونده را به کمیته استیناف کشاند اما این کمیته نیز رأی کمیته بدوی را تأیید کرد. بخش قابلتوجهی از مستندات مالی پس از پایان مهلت قانونی در سامانه بارگذاری شده بود؛ خطایی که نه توسط کمیته صدور مجوز پذیرفته شد و نه مورد قبول AFC قرار گرفت. فدراسیون فوتبال بارها تلاش کرد با استعلامهای مکرر از کنفدراسیون فرجی حاصل کند اما پاسخ تغییری نکرد.
نگاه به ماجرای سپاهان تنها به عنوان یک پرونده اداری، ما را از اصل چالش غافل میکند. آنچه در اصفهان رخ داد، در واقع نخستین حلقه از یک زنجیره بلند است که اگر برای اصلاح ساختارها فکری نشود، حلقههای بعدی نیز به نوبت قربانی خواهند شد.
هفت معیار، هفت دلیل نگرانکننده برای فوتبال ایران
در نسخه ۲۰۲۶ آییننامه، معیارهای ورزشی، زیرساختی، پرسنلی، حقوقی و مالی همچنان ارکان اصلی ارزیابی باشگاهها به شمار میروند اما دو محور حیاتی دیگر تحت عنوان بازاریابی و توسعه و پایداری نیز به این فهرست اضافه شدهاند. همزمان، آییننامه جدید ورزشگاههای AFC، استادیومها را در پنج سطح از A تا E طبقهبندی کرده است. طبق قوانین جدید، حداقل سطح استاندارد لازم برای میزبانی در مسابقات لیگ نخبگان و لیگ قهرمانان سطح دو در فصل ۲۰۲8-۲۰۲7، باید سطح B باشد.
خروجی این ارزیابی برای فوتبال ایران نگرانکننده است. به اعتراف رئیس فدراسیون فوتبال، با شرایط موجود، تنها ورزشگاه پارس شیراز واجد شرایط سطح B تشخیص داده شده و مابقی استادیومهای کشور در سطح پایینتر C دستهبندی میشوند. مواردی همچون ظرفیت استادیوم، سیستم نورپردازی استاندارد، جایگاه ویژه (VVIP) و دارا بودن سقف مسقف در دو سمت زمین، از جمله معیارهای سختگیرانهای است که زیر ذرهبین ناظران قرار دارد. آمار صدور مجوزها نیز گویای همین روند نزولی است؛ سال گذشته هفت مجوز حرفهای برای باشگاههای ایرانی صادر شد، اما امسال این رقم به شش مورد کاهش یافته است. طبیعی است که وقتی دایره استانداردهای قبولی تنگتر شود، تعداد مردودشدگان بیشتر خواهد شد.
یکی دیگر از نکات کلیدی، پایان قطعی مهلتهای اضطراری و ارفاقهای سنتی است. رئیس فدراسیون بهصراحت یادآور شده است که مجوز حرفهای دیگر هرگز با مهلتهای اضافی و مدارک ناقص صادر نخواهد شد. در گذشته، فدراسیون بخش عمدهای از فرایند بارگذاری مدارک را بر عهده میگرفت اما اکنون مسئولیت صددرصدی بارگذاری مستندات بر دوش خود باشگاهها گذاشته شده است. به بیان دیگر، خطای اداری یا تأخیری که سپاهان را از آسیا دور کرد، از این پس میتواند شمشیر دولبهای برای هر باشگاه دیگری در فوتبال ایران باشد.
هشدارهایی که جدی گرفته نشد
اگر کسانی تصور میکنند این موج سختگیری امری نوظهور است، کافی است نگاهی به گذشته نه چندان دور بیندازند. کنفدراسیون فوتبال آسیا پیشتر مجوز حرفهای باشگاههای استقلال و پرسپولیس را که توسط فدراسیون فوتبال تأیید شده بود، ابطال کرد و هر دو تیم پایتخت را با محرومیت سنگین از حضور در لیگ قهرمانان آسیا مواجه ساخت. چالش به جایی رسید که کمیته صدور مجوز فوتبال ایران به دلیل تخلفات فاحش تعلیق و به گفته رئیس فدراسیون، فوتبال ایران به جرم تقلب در فرایند صدور مجوز سال ۲۰۲۱، به پرداخت جریمه سنگین ۳۰۰ هزار دلاری محکوم شد. این وقایع تلخ، زنگ خطری بسیار بلند بود که بررسیها نشان میدهد هنوز هم ابعاد آن بهطور کامل درک نشده است.
امسال هم کنفدراسیون فوتبال آسیا با الگوبرداری دقیق از استانداردهای یوفا، گامبهگام الزامات جدید را در سراسر قاره کهن نهادینه میسازد. این رویکرد یکطرفه و بدون بازگشت است؛ راهکارها سختتر میشود و در این مسیر نه داشتن مجوز ملی به عنوان سپر دفاعی عمل میکند و نه رایزنی و لابیگریهای سنتی کارساز خواهد بود. فوتبال باشگاهی ایران بیش از هر زمان دیگری در لبه تیغ حرکت میکند.
برش
حافظه تاریخی؛ این اولین بار نیست
اگر کسی فکر میکند این سختگیری تازه است، کافی است به سالهای قبل برگردد. AFC پیشتر مجوز استقلال و پرسپولیس را که فدراسیون تأیید کرده بود باطل و این دو تیم را از حضور در لیگ قهرمانان آسیا محروم کرد. حتی کار به آنجا رسید که کمیته صدور مجوز حرفهای فوتبال ایران تعلیق شد و فدراسیون به گفته رئیس خود، به دلیل تقلب در صدور مجوز سال ۲۰۲۱ به پرداخت ۳۰۰ هزار دلار جریمه محکوم شد. اینها زنگ خطری جدی بود که به نظر میرسد هنوز بهطور کامل درک نشده است. AFC با الگوبرداری از یوفا، بهتدریج الزامات جدید را نهادینه میکند. این یعنی مسیر فقط یک جهت دارد و هر سال سختتر میشود و در چنین مسیری، نه مجوز ملی سپر میشود و نه لابی.
1
زیرساخت استاندارد؛ حلقه مفقوده باشگاهها
واقعیت فوتبال ایران این است که شمار محدودی از باشگاهها از زیرساختهای مناسب برخوردارند و بسیاری از تیمهای لیگ برتری همچنان فاقد کمپ اختصاصی و زمین تمرین استاندارد هستند. در چنین شرایطی، باشگاهها برای تأمین ابتداییترین نیازهای تمرینی خود به امکانات دیگر مجموعهها وابستهاند اما همین باشگاهها در بازار نقلوانتقالات، برای جذب بازیکنان گرانقیمت و مربیان نامدار رقابت میکنند. این تناقض، یکی از نشانههای آشکار غلبه نگاه کوتاهمدت بر برنامهریزی بلندمدت در فوتبال ایران است.
جذب یک ستاره میتواند به تیتر رسانهها تبدیل شود، انتظارات هواداران را برای مدتی افزایش دهد و حتی در کوتاهمدت به نتایج ورزشی کمک کند اما ساخت کمپ تمرینی، توسعه آکادمی و تجهیز زیرساختها، سرمایهگذاریهایی هستند که ثمره آنها در بلندمدت نمایان میشود. از همین رو، مدیرانی که زیر فشار نتایج فوری قرار دارند، معمولاً هزینهکرد برای بازیکن را به سرمایهگذاری در زیرساخت ترجیح میدهند. با این حال، در الگوی جدید باشگاهداری حرفهای، چنین انتخابی دیگر صرفاً یک ضعف مدیریتی نیست؛ بلکه میتواند به مانعی جدی برای دریافت مجوز حرفهای تبدیل شود.
2
بدهی بهجای درآمد
اگر زیرساخت ستون اول است، ستون دوم مالی است و آنجا هم با بحران ساختاری مواجه است. وضعیت مالی، پایه دیگری است که فوتبال ایران در آن با مشکلاتی جدی مواجه است. بدهیهای انباشته، زیان عملیاتی، قراردادهای پرهزینه و غرامتهای ناشی از اختلافات حقوقی، به بخشی از واقعیت تکرارشونده فوتبال باشگاهی کشور تبدیل شدهاند.
برای نمونه، بر اساس اسناد مالی منتشرشده مورد اشاره، باشگاه ذوبآهن با بیش از ۴۶۰ میلیارد تومان بدهی روبهرو بوده است. فولاد نیز به دلیل بدهی قطعی ۱۰۰ میلیارد تومانی نتوانست مجوز حرفهای دریافت کند. پرداخت غرامتهای سنگین به بازیکنان و مربیان نیز نشان میدهد که مشکلات قراردادی و ضعف در مدیریت تعهدات مالی، همچنان هزینههای قابلتوجهی به باشگاهها تحمیل میکند.
البته صرف وجود بدهی به معنای ناتوانی یک باشگاه در فعالیت حرفهای نیست؛ آنچه اهمیت دارد، ماهیت بدهی، وضعیت سررسید تعهدات، توان بازپرداخت و رعایت الزامات مالی تعیینشده از سوی نهادهای مسئول است. با این حال، هنگامی که بدهیهای معوق به بازیکنان، مربیان یا سایر باشگاهها تکرار میشوند و غرامت قراردادهای نیمهتمام به روالی عادی تبدیل میشود، باید ریشه مشکل را در ساختار تصمیمگیری و نبود برنامه مالی پایدار جستوجو کرد. رئیس فدراسیون فوتبال در سمینار سالانه امسال صریحتر حرف زد: «همه باشگاهها زیان انباشته دارند». به گفته او، باشگاهها باید زیان عملیاتی را متوقف کنند، صورتهای مالی خود را هر سال افشا کنند و وابستگیشان به شرکت مادر را کاهش دهند؛ هدف مقررات جدید این است که ظرف 5 سال، سهم حمایت مالی مالک به حدود ۶۰درصد برسد. مقررات ۲۰۲۶ همچنین حسابرسی مستقل صورتهای مالی، نبود مطالبات معوق نقلوانتقالاتی و بررسی توان ادامه فعالیت اقتصادی باشگاه را جزو معیارهای اصلی قرار داده است.
مشکل اصلی اما در سمت درآمد است. درآمد حق پخش تلویزیونی، مهمترین منبع درآمد فوتبال حرفهای جهان، در ایران عملاً غایب است و ۷۰ تا ۹۰ درصد درآمد عملیاتی باشگاهها از اسپانسری و کمکهای صنایع مالک تأمین میشود. بر اساس گزارشهای غیر رسمی درآمد تلویزیون از حق پخش فوتبال حدود ۵ هزار میلیارد تومان برآورد میشود، اما در بودجه ۱۴۰۵ تنها ۴۷۰ میلیارد تومان برای حق پخش مسابقات داخلی در نظر گرفته شده است. فاصله این دو عدد، همان شکافی است که باشگاهها را از استقلال مالی دور نگه میدارد.
3
لایحهای که قرار بود نظم بیاورد
در چنین شرایطی، لایحه نظام جامع باشگاهداری میتوانست یکی از ابزارهای اصلی اصلاح ساختار فوتبال ایران باشد؛ چهارچوبی که انتظار میرفت در آن، رابطه باشگاهها با مالکان، الزامات مالی، شیوه درآمدزایی و مسئولیتهای نهادهای مرتبط روشنتر شود. با این حال، روند طولانی بررسی این لایحه و اختلافنظرها درباره موضوعاتی از جمله حقوق پخش رویدادهای ورزشی، اجرای اصلاحات ساختاری را با ابهام مواجه کرده است. مسأله حق پخش در این میان اهمیت ویژهای دارد. تا زمانی که چهارچوب قانونی و اجرایی مشخصی برای تعیین حقوق رسانهای مسابقات، نحوه فروش آنها و سهم باشگاهها وجود نداشته باشد، یکی از مهمترین مسیرهای توسعه اقتصادی فوتبال همچنان محدود خواهد ماند. به همین دلیل، اصلاح نظام باشگاهداری نمیتواند تنها به تعیین ضوابط هزینهکرد یا افزایش نظارت بر صورتهای مالی محدود شود؛ این اصلاحات باید با ایجاد فرصتهای واقعی درآمدزایی همراه باشند. ساختار مالکیت باشگاهها نیز بخش دیگری از این مسأله است. بخش قابلتوجهی از تیمهای فوتبال ایران به صنایع دولتی، مجموعههای نظامی و انتظامی یا نهادهای وابسته به دولت متکی هستند. واگذاری استقلال و پرسپولیس نیز بهتنهایی به معنای حل تمام مسائل مربوط به مالکیت، استقلال اقتصادی و پاسخگویی نیست. خصوصیسازی زمانی میتواند به اصلاح ساختاری منجر شود که با شفافیت مالکیت، استقلال در تصمیمگیری، نظارت مؤثر و امکان فعالیت اقتصادی پایدار همراه باشد. در ساختار وابسته، بخش مهمی از پاسخگویی باشگاه به مجموعه مادر معطوف است اما در یک الگوی حرفهای، باشگاه باید در برابر سهامداران، حسابرسان و سایر ذینفعان نیز مسئولیت روشن و قابل ارزیابی داشته باشد. این تفاوت، بر نحوه تخصیص منابع، کنترل هزینهها و تصمیمگیری درباره سرمایهگذاریهای بلندمدت اثر میگذارد.
در نتیجه، تأخیر در تکمیل چهارچوب قانونی باشگاهداری تنها یک مسأله اداری نیست. این تأخیر میتواند مسیر اصلاح درآمدها، تعیین تکلیف مالکیت و برنامهریزی زیرساختی را نیز دشوارتر کند؛ درست در زمانی که الزامات فوتبال آسیا با سرعت بیشتری به سمت استانداردهای حرفهای حرکت میکنند.
4
3 ستون برای نظم نوین
اگر بخواهیم راهحل را در یک جمله خلاصه کنیم، نظم نوین باشگاهداری به 3 ستون نیاز دارد. ستون اول، زیرساخت حرفهای است؛ کمپ اختصاصی، زمین تمرین استاندارد و ورزشگاهی که حداقل سطح B کنفدراسیون را برآورده کند. ستون دوم، شفافیت مالی است؛ صورتهای مالی حسابرسیشده و افشاشده، کاهش زیان انباشته و پایان دادن به رویه عادیشده پرداخت غرامت. ستون سوم، حق پخش و مالکیت خصوصی واقعی است؛ درآمدی که به نام باشگاهها ثبت شود و سرمایهگذاری بلندمدت را توجیه کند.
این 3 ستون جدا از هم کار نمیکنند. زیرساخت بدون درآمد پایدار ساخته نمیشود، شفافیت بدون استقلال مالی معنا ندارد و حق پخش بدون چهارچوب قانونی به باشگاهها نمیرسد. به همین دلیل لایحه نظام جامع باشگاههداری فقط یک مصوبه نیست؛ نقشه راهی است که اگر تکمیل نشود، باشگاهها هر کدام جداگانه با همان سد قدیمی روبهرو میشوند.
5
یا نظم نوین، یا حذف زنجیرهای
موضوع امسال سپاهان فقط یک هشدار بود. با سختگیرانهتر شدن معیارهای AFC در سال ۲۰۲۶ و اضافه شدن 2 معیار جدید، اگر نظم نوین باشگاهداری با زیرساخت حرفهای بهعنوان ستون اول، شفافیت مالی بهعنوان ستون دوم و حق پخش و مالکیت خصوصی واقعی بهعنوان ستون سوم در فوتبال ایران جاری نشود، داستان حذف تیمها دیگر یک استثنا نخواهد بود؛ یک رویه عادی خواهد شد.
این بمب ساعتی را کسی یکشبه کار نگذاشته است؛ سالها بیتدبیری و تعویق، آن را ساخته است. اما زمانش دیگر در دست ما نیست. ساعت AFC کار میکند و هر فصل، یک باشگاه را به پای میز کمیتهها میکشاند. پرسش فصل بعد این نیست که چرا یک تیم بزرگ حذف شد؛ پرسش این است که چرا وقتی همه میدانستند، کاری نکردند.
