روال گذشته تکرار شود، باز هم تیم امید صعود نمیکند
قاسمپور: گلمحمدی شهامت به خرج داد
فائزه زمانی
خبرنگار
یحیی گلمحمدی در شرایطی هدایت تیم امید ایران را پذیرفته که این تیم سالهاست در چرخه تکراری از بیبرنامگی، ناهماهنگی و ضعف مدیریتی گرفتار شده است. در چنین شرایطی ابراهیم قاسمپور پیشکسوت فوتبال ایران، ضمن تمجید از انتخاب گلمحمدی، پذیرش این مسئولیت در چنین شرایطی را جسورانه میداند و معتقد است اگر مشکلات ساختاری پابرجا بماند، نه یحیی گلمحمدی بلکه هیچ مربی دیگری هم نمیتواند معجزه کند.
از میان لیست نگرانکنندهای که برای هدایت تیم امید مطرح شده بود در نهایت به گلمحمدی رسیدند. این انتخاب تا چه اندازه امیدوارکننده است؟
امیدوارم انتخاب گلمحمدی کارشناسی شده باشد اما به هرحال او عمری است که در فوتبال فعالیت دارد و از نظر اخلاقی هم انسان سالمی است. به نظر من انتخابی شایسته و مناسب و انسانی باشخصیت است اما برای من جای تعجب دارد که گلمحمدی چطور راضی شده که در این مقطع هدایت تیم امید را بپذیرد. این تیم در تمام این پنجاه سال هیچگاه شرایط مطلوبی نداشته است. قطعاً یحیی شناخت خوبی روی این تیم دارد اما شهامت به خرج داده و باید از او سؤال شود که دلیلش برای پذیرفتن این تیم در این مقطع با این همه مشکلات چه بوده است.
مهمترین بخش این مشکلاتی که میگویید، چیست؟
این تیم مشکلات عدیدهای دارد که بخشی به ناهماهنگی باشگاهها با کادرفنی تیم امید برمیگردد. از طرفی زیرساختها و کمبود امکانات، مشکلات مالی و بازیهای تدارکاتی ضعیف و عدم فرصت کافی برای آمادهسازی تیم همه مواردی است که سالها تکرار شده است. البته که بعضاً انتخابهای نادرستی هم برای این تیم گرفته شده و در مقاطعی با واسطهگری و به صورت سفارش شده افرادی به عنوان سرمربی انتخاب میشدند. آدمهایی به این تیم میآمدند که فوتبالی نبودند، رزومهای نداشتند و اصلاً در حد سرمربیگری این تیم نبودند. حالا هم تعجب میکنم که یحیی به چه دلیل سرمربیگری را قبول کرده است اما به هرجهت او گزینه بسیار خوبی است.
تیم حسین عبدی پر از ستاره بود اما گویا ستاره داشتن همه چیز نیست. او معتقد بود که تیمش قربانی اشتباهات فردی شده درحالی که بازیکنانش هم در مقابل، ضعف ساختاری را دلیل عدم نتیجهگیری در ناگویا میدانستند. مشکل چه بود؟
عبدی را مثل گلمحمدی قبول دارم. او هم دانش خوبی دارد و هم انسان سالمی است. از نزدیک شاهد پشتکار او بودهام اما کلاً پایه و اساس فوتبال ما مشکل دارد. مدیران ما منفعل بوده و ضعیف عمل میکنند و حتی رزومهای در فوتبال نداشتهاند. تیم عبدی چنددسته بود، یک گروه امروز رفتند، یک عده فردا و جمعی دیگر چندروز بعد به تیم اضافه شدند. از ابتدا اختلاف وجود داشت و بعضی باشگاهها بازیکنانشان را نمیدادند. ستاره خوب است اما تیم بودن بهتر از ستاره داشتن است. هماهنگی و شناخت نسبت به یکدیگر خیلی مهم است ولی این اتفاق رخ نداد. وقتی بازیکنی به تیم امید دعوت میشود اما در باشگاه روی نیمکت مینشیند، دیگر جایی برای بهانهجویی و ندادن این بازیکن به تیم ملی وجود ندارد. فقط تیم امید مشکل ندارد بلکه همه تیمهای پایه ما و حتی بزرگسالان مشکلات عدیدهای دارند. همه این مسائل به مدیریت برمیگردد. اگر مدیر یک مجموعه قوی باشد مطمئناً موفقیت حاصل میشود اما اگر این اتفاق نیفتد، نتیجه همین میشود که در فوتبال ما رخ داده است.
حالا میشود با گلمحمدی برای این تیم شانسی برای صعود به المپیک قائل شد؟
یحیی زمان خوبی دارد و اگر خواستههای او برآورده شود، اردوهای مناسب برگزار شده، بازیکنان مدنظرش در زمان مناسب در اختیارش گذاشته شود و بازیهای تدارکاتی خوبی انجام شود، این تیم میتواند در سالهای آینده موفق شود اما اگر روال گذشته تکرار شود، نه یحیی بلکه هیچکس دیگر هم نمیتواند به داد این تیم برسد.
