یاد روزهایی که چمن نداشتیم
مجید سلطانی
خبرنگار
سالها قبل مصاحبهای داشتم با حمید درخشان. میگفت: «زمانی که برای پرسپولیس بازی میکردیم ورزشگاه آزادی نه صندلی تک نفره و امکانات شیک امروزی را داشت نه چمن مناسب؛ اما در همان زمین بیکیفیت هم فوتبال باکیفیت بازی میکردیم. تا دقیقه 20 اگر چند بار تماشاگر را هیجانزده نمیکردیم عذاب وجدان داشتیم. یا گل میزدیم یا موقعیت میساختیم. برای آن فوتبال ناب هم البته پولی نمیگرفتیم...» نگاهی سریع به گذشته نشان میدهد در فوتبال چه چیزهایی را از دست دادهایم و چه به دست آوردهایم. اکنون گرچه ورزشگاه آزادی را در اختیار نداریم؛ اما چمن یکدست دستگردی و شهرقدس را داریم. در شهرهای دیگر هم تلاش میشود بازیها روی چمن مناسب برگزار شوند. قرارداد ستارهها به بالای 150 میلیارد تومان رسیده است و اگر هفتهای تأخیر شود صدای ستارهها در میآید و مصاحبه میکنند. در مقابل چه به دست آوردهایم؟ فوتبال ما چه کالای لوکسی برای عرضه دارد؟ آن روزها با وجود 8 سال جنگی که به ما تحمیل شده بود، فوتبال قابل اعتنا و توجه بود. پول نداشت اما در بازار ورزش، خوب میفروخت... جنسش خریدار داشت. مردم دوستش داشتند و به آن اعتماد میکردند. اما امروز فقط پول خوب داریم، همین... به قراردادهای بالای 100 میلیارد میتوانیم افتخار کنیم؛ اما به خود فوتبال چطور؟ میتوانیم به این فوتبال با همه دعواهایش (که متأسفانه این روزها از دایره فوتبال هم بیرون رفته و به جنگهای قومیتی کشیده شده) افتخار کنیم؟ میشود با رفتارهای کنترل نشده برخی مربیان بداخلاق که با فشار دلالهای رسانهای به سرعت تیم پیدا میکنند، خوشحال بود؟ ضروری است خیلی سریع به تغییر ریل فوتبال فکر کنیم. اینکه چطور میشود کیفیت و اخلاق را به فوتبال برگرداند و هواداران را با فوتبال آشتی داد.
