در حافظه موقت ذخیره شد...
دختران بسکتبال با ویلچر و عبور از سنگلاخ موفقیت
تسلیم نشوید؛ انتهای مسیر پیروزی است
آری، دختران بسکتبال با ویلچر برابر تیم ژاپن در ناگویا شکست سنگینی خوردند، اما آیا میتوان تمام آنچه را که در زمین مسابقه گذشت، در واژه «باخت» خلاصه کرد؟ آیا میتوان ساعتها تمرین، خستگیهای پنهان و امیدهای زیادی را که برای دیده شدن در دل این دختران زنده بود، با نتیجه یک مسابقه نادیده گرفت؟ مگر میتوان آن چهرههای مصمم را در میانه مسابقهای نابرابر با ژاپن نادیده گرفت؟
نه! در داستان دختران ایران، قصهای به نام تسلیم شدن وجود ندارد؛ تمام داستان، ایستادن، تلاش کردن و دوباره برخاستن است. پشت هر زمین خوردن آنها در حین مسابقه، ارادهای قرار دارد که فارغ از هر مشکل و محدودیتی میگوید: «من هستم.» مثل فریادی است بر سر مشکلات: «کجایی، مشکل؟ من وسط میدان ایستادهام.»شاید بهظاهر، روی تابلو برد برای ژاپن بود، اما پیروزی از آن دختران ایران است؛ دخترانی با حدود ۱۷ تا ۱۸ سال سن که با وجود تمام بیتوجهیها آمدند تا خودشان را نشان بدهند.
باید بیش از آنکه نتیجه این مسابقه مرور شود، به دخترانی اندیشید که با وجود دشواریها، رؤیاهایشان را کنار نگذاشتهاند. باید به شرایطی که برای آنها فراهم کردهایم، بیندیشیم. ببینیم چه چیزی در اختیارشان گذاشتهایم که امروز از آنها توقع داریم مثل ژاپن باشند. آنها سزاوارند که جامعه، صدای تلاششان را بشنود و بهجای تمرکز صرف بر نتیجه، از پشتکار، نیازها و ظرفیتهایشان نیز بنویسد. شاید فردا در ایران و در یک برنامه رادیویی هم نظرسنجی بگذارند و با این نتیجه شوخی کنند، اما چه اهمیتی دارد؟ آنها وسط میدان هستند و این میدان را با هیچ بیتوجهی و مشکلی رها نخواهند کرد.
ورزش ایران یک بار برای همیشه باید از این پارادوکس عبور کند؛ تمام ورزش برای فتح سکوها نیست. گاهی اوقات، برخی از رشتههای ورزشی زندگی دوباره میبخشند. ارزش واقعی ورزش، فقط در بالا رفتن از سکوی قهرمانی نیست؛ گاهی در شجاعت حضور در میدان، در امید به فردا و در تسلیم نشدن معنا پیدا میکند.
