در حافظه موقت ذخیره شد...
ناگویا، آینه ناکامیهای جوجیتسوی ایران
توریستهای بیمدال
پوریا طاهرخانی، نسیم محمدی و شهرزاد خشنودزاده سه نماینده جوجیتسوی ایران در بازیهای آسیایی بودند. طاهرخانی در مقایسه با دو همتیمی خود عملکرد بهتری داشت، اما او هم نتوانست به مدال برسد تا پرونده این رشته بدون دستاورد بسته شود. این ناکامی در شرایطی رقم خورد که جوجیتسو پیش از این نیز در بازیهای کشورهای اسلامی از کسب مدال بازمانده بود؛ روندی که تداوم آن، ضرورت بازنگری در شیوه مدیریت و برنامهریزی این رشته را بیش از گذشته برجسته میکند.
یکی از چالشهای جوجیتسوی ایران، فاصله توانمندیهای داخلی با ترکیب رقابتهای بینالمللی است. این رشته در دو استایل مبارزه و خاک برگزار میشود؛ ایران در استایل مبارزه ظرفیت بیشتری برای رقابت دارد، اما در استایل خاک با محدودیتهای جدیتری مواجه است. از سوی دیگر، بخش قابلتوجهی از رقابتهای این رشته در استایل خاک برگزار میشود و همین مسأله، مسیر رسیدن به موفقیت را برای نمایندگان ایران دشوارتر میکند. شناخت این محدودیتها زمانی ارزشمند است که به برنامهریزی هدفمند، انتخاب درست ورزشکاران و سرمایهگذاری روی نقاط ضعف منجر شود، نهاینکه پس از هر ناکامی، دوباره بهعنوان توجیهی تکراری مطرح شود.
البته ماجرا تنها به محدودیتهای فنی ختم نمیشود. جوجیتسوی ایران پیش از بازیهای آسیایی فرصت حضور در چند رویداد را داشت؛ از بازیهای ساحلی گرفته تا مسابقات قهرمانی آسیا. بنابراین، امکان ارزیابی رقبا، شناسایی نقاط ضعف و طراحی برنامهای متناسب با سطح مسابقات وجود داشت. باوجود این فرصتها، تیم ملی در ناگویا به نتیجه نرسید. به اعتقاد منتقدان این مجموعه، ضعف مدیریت فنی، آنالیز ناکافی رقبا و آمادهسازی نامناسب ورزشکاران از عوامل اصلی این ناکامی بودهاند؛ انتقادهایی که ضرورت بررسی عملکرد کادرفنی و مسئولان انجمن را مطرح میکند.
در این میان، مسأله استقلال انجمن جوجیتسو و نحوه استفاده از منابع مالی نیز قابل چشمپوشی نیست. استقلال ساختاری قرار بود زمینه فعالیت تخصصیتر و تقویت این رشته را فراهم کند، اما به باور منتقدان، این تغییر نتوانسته است به تحول ملموسی در عملکرد تیم ملی منجر شود. وقتی بودجه و اختیار مدیریتی در اختیار یک مجموعه قرار میگیرد، انتظار طبیعی آن است که این امکانات در مسیر توسعه فنی، آمادهسازی ورزشکاران و ارتقای نتایج هزینه شود. اگر چنین اتفاقی نیفتد، استقلال بهجای آنکه راهحل باشد، به پرسشی تازه درباره کارآمدی ساختار مدیریتی تبدیل میشود. اعزام تنها یک ورزشکار مرد به بازیهای آسیایی نیز پرسشهای جدی درباره کیفیت برنامهریزی و ظرفیتسازی این رشته ایجاد کرده است. همچنین، حتی اگر طاهرخانی از استعدادهای آیندهدار جوجیتسوی ایران باشد، این استعداد بهتنهایی تضمینکننده موفقیت نیست؛ بویژه زمانی که آمادهسازی متناسب با سطح رقابتها انجام نشده باشد. حاصل کار جوجیتسوی ایران در ناگویا بار دیگر فاصله میان ادعاهای مدیریتی و واقعیت را آشکار کرد. در شرایطی که هر اعزام هزینهای بر دوش ورزش کشور میگذارد، حضور در یک رویداد بزرگ نمیتواند بهخودی خود دستاورد محسوب شود. جوجیتسوی ایران برای خروج از این چرخه، بیش از تبلیغ نتایج کوچک و توجیه ناکامیها، به ارزیابی صریح عملکرد مسئولان، اصلاح برنامههای فنی و پاسخگویی درباره نحوه هزینهکرد منابع نیاز دارد؛ وگرنه این روند ادامه خواهد داشت.
