چرا اختلافها در فوتبال ایران بهسختی به پایان میرسند؟
جشنواره شکایتهای بیپایان
محمدرضا رحیمپور
خبرنگار
از پرونده علیرضا بیرانوند و یاسر آسانی تا اختلافهای چادرملو، تراکتور و سپاهان، تکرار شکایتها و ادامهدارشدن اعتراضها، پرسشهایی جدی درباره کارآمدی سازوکارهای رسیدگی به اختلافها در فوتبال ایران ایجاد کرده است. مسأله فقط تعدد پروندهها نیست؛ پرسش اصلی این است که چرا تصمیمهای داخلی در بسیاری از موارد نمیتوانند به پایان اختلافها منجر شوند.
فوتبال ایران دیگر فقط در زمین مسابقه تعیین تکلیف نمیشود. پشت بسیاری از نتایج، قراردادها و تصمیمهای فنی، اختلافهایی شکل میگیرند که اغلب از کمیتههای داخلی آغاز میشوند و تا مراجع بینالمللی ادامه پیدا میکنند. الگویی تکراری در این میان دیده میشود: اختلافی شکل میگیرد، تصمیمی اعلام میشود، یکی از طرفین به آن اعتراض میکند و پرونده وارد مرحلهای تازه میشود. ادامه این روند، ضرورت بازنگری در شیوه رسیدگی به اختلافها و جلب اعتماد باشگاهها را برجسته میکند.
پرونده علیرضا بیرانوند و پرسپولیس یکی از نمونههای شناختهشده این وضعیت است. بیرانوند پس از فسخ یکطرفه قرارداد خود با پرسپولیس، به تراکتور پیوست و اختلاف دو طرف به موضوعی طولانی و بحثبرانگیز تبدیل شد. فارغ از نتیجه نهایی و جزئیات این پرونده، ادامهدارشدن اختلاف نشان میدهد که تصمیمهای مرتبط با قراردادها تا چه اندازه میتوانند بر فضای فوتبال اثر بگذارند.
اعتراض به تصمیمهای داخلی، بهخودیخود نشانه ضعف نیست. هر سازوکاری باید امکان بازبینی تصمیمها را فراهم کند. مسأله زمانی جدی میشود که ادامه اعتراضها به الگویی قابل پیشبینی تبدیل شود و طرفین، پیش از پایان رسیدگی، از پیگیری پرونده در مراجع بالاتر سخن بگویند. در چنین شرایطی، این پرسش مطرح میشود که آیا مشکل به کیفیت تصمیمها بازمیگردد، آیا رویهها از ثبات کافی برخوردارند یا اطلاعرسانی ناکافی زمینه تردید را فراهم میکند؟
پرونده مائورو کابایرو و چادرملو نمونه دیگری از این وضعیت است. پس از تصمیم انضباطی درباره دیدار این تیم مقابل گلگهر و تغییر نتیجه مسابقه از برد پنج بر یک چادرملو به شکست سه بر صفر، باشگاه رأی صادرشده را دارای ایرادهای جدی دانست و از پیگیری موضوع در دادگاه حکمیت ورزش (CAS) خبر داد. تراکتور نیز پس از تصمیم کمیته انضباطی درباره دیدار جام حذفی مقابل شمسآذر، اعتراض را دنبال کرد. سپاهان هم پس از آنکه درخواستش درباره دیدار مقابل ملوان در کمیتههای انضباطی و استیناف به نتیجه نرسید، پیگیری موضوع در CAS را در دستور کار قرار داد.
این پروندهها از نظر موضوع و شرایط یکسان نیستند و نمیتوان درباره همه آنها قضاوتی مشابه داشت. نکته مهم، تکرار وضعیتی است که در آن تصمیمهای داخلی بهجای پایاندادن به اختلافها، گاهی مقدمه ادامه آنها میشوند. افزایش تعداد مراحل رسیدگی نیز بهتنهایی نمیتواند اعتماد ایجاد کند؛ آنچه اهمیت دارد، روشنبودن دلایل تصمیمها، ثبات رویهها و رسیدگی در زمان مناسب است.
یاسر آسانی؛ اختلافی فراتر از شکایت باشگاهها
پرونده یاسر آسانی و استقلال، علاوه بر اختلاف میان باشگاهها، پرسشهایی درباره هماهنگی بخشهای مختلف فدراسیون فوتبال مطرح کرد. آسانی، هافبک آلبانیایی استقلال، پیش از آغاز فصل قراردادش را فسخ کرد و سپس به این تیم بازگشت. با توجه به بستهبودن پنجره نقلوانتقالات استقلال، حضور او در ترکیب تیم با اعتراضهایی همراه شد. پرسپولیس، مس شهربابک و سپاهان از استقلال شکایت کردند و کمیته انضباطی هر سه شکایت را رد کرد. پس از آن، پرسپولیس اعتراض خود را ادامه داد و از ارائه اسناد جدید خبر داد.
در جریان این پرونده، کمیته انضباطی از کمیته بینالملل به دلیل در اختیار نگذاشتن مدارک مربوط به فسخ قرارداد آسانی انتقاد کرد. این موضوع، پرسشی مدیریتی را پیش میکشد: اگر بخشهای مختلف یک مجموعه برای بررسی موضوعی مشترک به اطلاعات یکدیگر نیاز دارند، چرا تبادل اسناد با دشواری روبهرو میشود؟ هماهنگی اداری و دسترسی به اطلاعات، از پیششرطهای رسیدگی دقیق و بهموقع است و اختلال در این روند میتواند به طولانیشدن اختلافها دامن بزند.
ابهامها با انتشار روایتهای متفاوت درباره مسیر پیگیری پرونده بیشتر شد. پرسپولیس از قصد خود برای مراجعه به CAS و رزرو نوبت خبر داد، در حالی که مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال، از شکایت این باشگاه به کنفدراسیون فوتبال آسیا سخن گفت. سخنگوی پرسپولیس این ادعا را رد و اعلام کرد باشگاه در پرونده آسانی شکایتی به AFC ارائه نداده است.
اختلاف در روایتها لزوماً به معنای نادرستی تصمیمها نیست، اما میتواند زمینه تردید و شایعه را فراهم کند. اطلاعرسانی دقیق درباره وضعیت پروندهها و توضیح روشن درباره روند رسیدگی، بخشی از مسئولیت نهادهای ادارهکننده فوتبال است؛ بهویژه زمانی که افکار عمومی پیگیر موضوع است.
هزینههای تداوم اختلافها
برای بهبود شرایط، تنها استفاده از وکلای متخصصتر، اصلاح قراردادها یا تدوین مقررات دقیقتر کافی نیست. این اقدامات میتوانند مفید باشند، اما هماهنگی سازمانی، استقلال مراجع رسیدگی، پرهیز از مداخلات خارج از چهارچوب و انتشار دلایل تصمیمها نیز اهمیت دارند. هدف نباید محدودکردن حق اعتراض باشد؛ هدف باید آن باشد که اختلافها با دقت و سرعت بیشتری بررسی شوند و تصمیمهای داخلی از استحکام و شفافیت کافی برخوردار باشند.
ادامه این چرخه هزینههایی فراتر از حقالوکاله و مخارج پیگیری پروندهها دارد. مدیرانی که باید بر برنامهریزی فنی و اقتصادی تمرکز کنند، ناچارند زمان و منابع بیشتری را صرف اختلافها کنند. هواداران نیز ممکن است درباره قطعیت نتایج مسابقات یا وضعیت بازیکنان دچار تردید شوند. تغییر نتیجه یک دیدار پس از پایان مسابقه یا نامشخصماندن وضعیت یک بازیکن، توجهها را از فوتبال به روند رسیدگیها منتقل میکند.
در سطح بینالمللی نیز سابقه اجرای قراردادها و نحوه مدیریت اختلافها میتواند در ارزیابی بازیکنان و باشگاههای خارجی اثرگذار باشد. طولانیشدن پروندهها ممکن است هزینههای همکاری را افزایش دهد یا طرفین را به پیشبینی شروط احتیاطی بیشتری در قراردادها سوق دهد.
فوتبال ایران برای کاهش این چالشها، بیش از افزایش مراحل رسیدگی، به تصمیمهایی شفاف، هماهنگ و قابل پیشبینی نیاز دارد. هیچ ارگانی نمیتواند همه اختلافها را از میان ببرد اما میتواند شرایطی فراهم کند که تصمیمهایش با توضیح روشن و اعتماد بیشتر همراه شوند. اگر قرار است اختلافها در داخل فوتبال ایران به نتیجه برسند، نقطه آغاز، تقویت کیفیت رسیدگی و مسئولیتپذیری نهادهای داخلی است؛ نه صرفاً افزودن مسیری دیگر به پروندههایی که پایانشان همچنان نامشخص مانده است.
1
قراردادها و ضرورت پایبندی متقابل
برای بررسی منصفانه این پروندهها، باید دیدگاه باشگاهها را نیز در نظر گرفت. قراردادهای حرفهای برای ایجاد ثبات و امکان برنامهریزی منعقد میشوند و طبیعی است که باشگاهها نخواهند سرمایهگذاری آنها روی بازیکنان به آسانی بیاثر شود. از سوی دیگر، تعهدات قراردادی تنها متوجه بازیکن نیست و باشگاه نیز باید وظایف خود را مطابق توافق انجام دهد. در مواردی که اختلاف بر سر پرداخت دستمزد یا اجرای تعهدات شکل میگیرد، بررسی دقیق عملکرد هر دو طرف اهمیت دارد.
پرونده بیرانوند نیز از همین جهت قابل توجه است. اختلاف بر سر قرارداد و پیامدهای فسخ، در کنار پیگیریهای جداگانه برای مطالبات مالی، نشان داد که یک موضوع میتواند در مسیرهای مختلف دنبال شود و نتایج متفاوتی داشته باشد. در پرونده آسانی هم پیش از هر نتیجهگیری، لازم است اسناد، زمانبندی اقدامات و مقررات مرتبط بهدقت بررسی شوند. اظهارنظر قطعی پیش از روشن شدن این موارد، ممکن است به پیچیدهتر شدن فضای اختلاف کمک کند.
2
راهی برای کاهش اختلافها
پرونده آسانی، بیش از آنکه بهتنهایی معیاری برای قضاوت درباره عملکرد یک باشگاه یا بازیکن باشد، نمونهای از دشواریهای ناشی از نبود هماهنگی و شفافیت کافی در روندهای فوتبال ایران است. اختلاف روایتها درباره ثبت فسخ، نحوه دسترسی به اسناد و مسیر رسیدگی، شرایطی ایجاد کرده که تعیین تکلیف پرونده به زمان و بررسی بیشتری نیاز دارد.
برای کاهش این مشکلات، لازم است مقررات داخلی با الزامات بینالمللی هماهنگتر شوند، روند ثبت و اعلام فسخ قراردادها بهروشنی تعریف شود و تبادل اطلاعات میان بخشهای مختلف فدراسیون با سرعت و دقت بیشتری انجام گیرد. انتشار توضیحات مستند درباره تصمیمها نیز میتواند به درک بهتر روند رسیدگی کمک کند و از شکلگیری برداشتهای متناقض بکاهد.
فوتبال ایران برای کاهش اختلافهای فرسایشی، بیش از هر چیز به رویههایی روشن، قابل پیشبینی و منسجم نیاز دارد. هدف نباید محدود کردن حق اعتراض باشگاهها یا بازیکنان باشد؛ مهم آن است که اختلافها در مسیری مشخص و با اتکا به اطلاعات کامل بررسی شوند. تنها در چنین شرایطی میتوان امیدوار بود که پروندههایی مانند ماجرای آسانی، بهجای تبدیل شدن به اختلافهایی طولانی و چندلایه، در زمانی معقول تعیین تکلیف شوند و توجه دوباره به زمین فوتبال بازگردد.
3
وقتی هیچ رأیی پایان اختلاف نیست
پرونده آسانی را باید در چهارچوب گستردهتری از اختلافهای فوتبال ایران بررسی کرد. در سالهای اخیر، برخی باشگاهها پس از صدور آرای داخلی، از احتمال اعتراض به مراجع بالاتر یا بینالمللی خبر دادهاند. چادرملو پس از تغییر نتیجه دیدار مقابل گلگهر در پرونده مائورو کابایرو، رأی صادرشده را دارای ایراد دانست و از پیگیری در دادگاه عالی ورزش (CAS) سخن گفت. تراکتور نیز پس از رأی کمیته انضباطی درباره دیدار جام حذفی مقابل شمسآذر، مسیر اعتراض را دنبال کرد. سپاهان هم پس از رد درخواست خود در مراجع داخلی در پرونده دیدار با ملوان، از مراجعه به CAS خبر داد.
اعتراض به رأی، بخشی از روندهای معمول رسیدگی است و نمیتوان صرف استفاده از این حق را نشانه بیاعتمادی دانست. آنچه اهمیت دارد، تکرار اختلافها و طولانی شدن روند تعیین تکلیف آنهاست. هنگامی که طرفین بارها تصمیمهای صادرشده را مورد مناقشه قرار میدهند، این پرسش مطرح میشود که آیا سازوکارهای موجود توانستهاند به اندازه کافی روشن، منسجم و قابل پیشبینی عمل کنند یا نه.
در چنین شرایطی، هر پرونده ممکن است از یک اختلاف محدود آغاز شود و به مجموعهای از اعتراضها، پاسخها و پیگیریهای تازه برسد. این روند، افزون بر هزینههای مالی و زمانی، میتواند برنامهریزی باشگاهها و وضعیت بازیکنان را نیز تحت تأثیر قرار دهد. در نهایت، بخش مهمی از انرژی فوتبال بهجای تمرکز بر رقابت ورزشی، صرف پیگیری اختلافهایی میشود که گاه مدتها بدون نتیجه قطعی باقی میمانند.
4
آسانی؛ فسخ در سایه ابهام مقررات
پرونده یاسر آسانی، هافبک آلبانیایی استقلال، نمونهای از دشواریهایی است که در پی تداخل مقررات و نبود هماهنگی میان بخشهای مختلف فوتبال ایران شکل میگیرد. اگر پرونده بیرانوند نشان داد که یک اختلاف قراردادی چگونه میتواند به مجموعهای از پروندههای مرتبط تبدیل شود، ماجرای آسانی ابعاد دیگری از این وضعیت را آشکار میکند؛ وضعیتی که در آن، روایتهای متفاوت از مقررات و روندهای اداری، تصمیمگیری را دشوار و سرنوشت پرونده را نامشخص میکند.
بر اساس روایت پرسپولیس، آسانی روز ۱۴ جولای قرارداد خود را با استقلال فسخ کرد و دلایلش را طی نامهای رسمی به باشگاه اعلام کرد. او روز بعد نیز به مدیربرنامههای خود اجازه مذاکره با پرسپولیس را داد. پرسپولیس مدعی است این اسناد را به مراجع مربوطه ارائه کرده و پیگیری پرونده از مسیرهای بینالمللی را نیز در نظر دارد. استقلال روایت دیگری از ماجرا دارد. مسئولان این باشگاه معتقدند فسخ آسانی در سازمان لیگ به ثبت نرسیده و طبق ماده ۲۲ دستورالعمل حاکم بر قراردادهای لیگ برتر، ثبت داخلی برای معتبر دانستن آن ضروری است. استقلال همچنین اعلام کرده که فسخ در سامانههای بینالمللی مربوطه ثبت نشده و از نگاه این باشگاه، وضعیت قراردادی بازیکن همچنان پابرجاست.
تفاوت این دو روایت، پرسشی مهم را پیش میکشد؛ وقتی برداشتها از الزامات داخلی و بینالمللی یکسان نیست، کدام روند باید مبنای تصمیمگیری قرار گیرد؟ پاسخ به این پرسش نیازمند بررسی دقیق اسناد و مقررات مربوط است و نمیتوان صرفاً بر پایه ادعاهای طرفین درباره وضعیت نهایی بازیکن اظهارنظر کرد. آنچه روشن به نظر میرسد، ضرورت هماهنگی بیشتر میان سازوکارهای داخلی و بینالمللی فوتبال است.
سه باشگاه پرسپولیس، مس شهربابک و سپاهان از حضور آسانی در دیدارهای مقابل خود شکایت کردهاند. کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال در ابتدا شکایتها را رد کرد، اما پرسپولیس با ارائه مستندات تازه، پیگیری پرونده در کمیته استیناف را ادامه داد. در صورت تغییر تصمیم اولیه، ممکن است پیامدهایی برای نتایج مسابقات استقلال در نظر گرفته شود؛ موضوعی که تعیین تکلیف آن به بررسی مستندات و تصمیم مراجع مربوطه وابسته است. استقلال نیز اعلام کرده که موضوع شکایت متقابل از پرسپولیس به اتهام اغوای بازیکن را بررسی میکند.
اهمیت این پرونده تنها به اختلاف میان دو باشگاه محدود نمیشود. گزارشها از اختلاف نظر میان بخشهای مختلف فدراسیون درباره دسترسی به اسناد فسخ قرارداد آسانی حکایت دارد. گفته شده است کمیته انضباطی از کمیته بینالملل خواسته مدارک مربوطه را در اختیارش قرار دهد. اگر این گزارشها دقیق باشد، چنین وضعیتی ضرورت ایجاد رویهای روشن برای تبادل اطلاعات میان بخشهای مختلف فدراسیون را برجسته میکند؛ بهویژه زمانی که تصمیمها میتوانند بر وضعیت بازیکنان و نتایج مسابقات اثر بگذارند.
