از تعویق بازیهای لیگ تا ابهام در زمان اردو؛ همهچیز در هالهای از تردید
قطار یوزها روی ریل بلاتکلیفی
سینا حسینی
خبرنگار
۸۸ روز تا آغاز جام ملتهای آسیا باقی مانده، اما آنچه در فوتبال ایران دیده میشود، بیش از آنکه نشانی از برنامهای مشخص و منسجم برای آمادهسازی تیم ملی داشته باشد، مجموعهای از تصمیمهای متناقض، درخواستهای پیدرپی برای تغییر برنامه مسابقات و ابهام درباره نحوه مدیریت هفتههای پیشروست.
در شرایطی که زمان برای آمادهسازی تیم ملی بهسرعت در حال از دست رفتن است، هنوز مشخص نیست فدراسیون فوتبال با چه نقشه راهی قصد دارد تیم ملی را به نقطه مطلوب آمادگی برساند.
برنامه لیگ
باز هم تغییر میکند!
نخستین چالش، برنامه مسابقات آسیایی و رفتوآمد نمایندگان ایران در لیگ نخبگان و لیگ سطح دوم آسیاست. پروازها و محدودیتهای مربوط به سفر در برخی مسیرها، برنامه تیمهای باشگاهی را تحت تأثیر قرار داده و احتمال تغییر زمان مسابقات داخلی را افزایش داده است. سازمان لیگ باید میان تعهدات بینالمللی باشگاهها و ضرورت پایان بهموقع لیگ برتر تعادل برقرار کند؛ مأموریتی دشوار که با افزایش درخواستهای تعویق، هر روز پیچیدهتر میشود.
لیگ برتر در شرایطی با تقویمی فشرده دنبال میشود که باشگاهها همچنان برای جابهجایی دیدارهای خود درخواست میدهند.
هر تعویق، صرفاً به حذف موقت یک مسابقه از تقویم محدود نمیشود، بلکه زنجیرهای از تغییرات را بهدنبال دارد که میتواند برنامه هفتههای بعد را نیز تحت تأثیر قرار دهد. اصرار بر برگزاری جام حذفی نیز این معادله را پیچیدهتر کرده است. در شرایطی که روزهای باقیمانده تا جام ملتها محدود است، باید برای مسابقاتی در تقویم جا باز کرد که به زمان برگزاری، استراحت و آمادهسازی تیمها نیاز دارند.
پرسش اصلی اینجاست که سازمان لیگ با چه محاسبهای قرار است همه این تعهدات را در تقویمی محدود بگنجاند؟ نمیتوان از یکسو بر برگزاری تمام مسابقات تأکید کرد و از سوی دیگر، با هر درخواست باشگاهی، برنامه موجود را در معرض تغییر قرار داد. ادامه این روند، بیش از هر چیز نشاندهنده نبود تصمیمگیری قاطع و برنامهای قابل اتکا برای مدیریت هفتههای حساس پیش روست.
پایان نیمفصل
تا پیش از جام ملتها؟
در این میان، وقفه بازیهای ملی آبانماه نیز در پیش است؛ تعطیلیای که بخشی از فرصت موجود برای برگزاری مسابقات باشگاهی را از بین میبرد. پس از آن، لیگ برتر باید در فاصلهای کوتاه به پایان برسد، چراکه یک هفته پیش از آغاز جام ملتها، رقابتهای داخلی بار دیگر تعطیل خواهند شد. این محدودیت زمانی، پرسشهای جدی درباره نحوه آمادهسازی تیم ملی ایجاد میکند؛ پرسشهایی که هنوز پاسخ روشنی برای آنها ارائه نشده است.
سرمربی تیم ملی چه زمانی بازیکنانش را در اختیار خواهد داشت؟ چند روز فرصت برای تمرینات تاکتیکی و ایجاد هماهنگی میان نفرات باقی میماند؟ برنامه آمادهسازی نهایی تیم پیش از آغاز جام ملتها چیست و چه زمانی برای برگزاری اردو در نظر گرفته شده است؟
اگر برنامهای مدون برای آمادهسازی وجود دارد، چرا نشانههای اجرای آن در فوتبال ایران تا این اندازه مبهم است؟
فدراسیون فوتبال نمیتواند صرفاً به نزدیک شدن زمان مسابقات بسنده کند و انتظار داشته باشد تیم ملی در فرصت محدود باقیمانده به آمادگی مطلوب برسد. باید بهروشنی مشخص شود که با وجود فشردگی مسابقات، وقفههای ملی و درخواستهای مکرر برای تغییر برنامه لیگ، چه زمانی برای اردو و آمادهسازی نهایی تیم ملی باقی خواهد ماند.
زمان در حال سپری شدن است و هر روز بلاتکلیفی، بخشی از فرصت ضروری برای کار فنی را از بین میبرد.
چه کسی روی لیگ
نظارت میکند؟
یکی دیگر از نکات نگرانکننده، غیبت اعضای کادرفنی تیم ملی در ورزشگاههاست. وقتی لیگ برتر یکی از اصلیترین منابع شناسایی و ارزیابی بازیکنان بهشمار میرود، حضور مستمر مربیان تیم ملی در مسابقات اهمیتی ویژه دارد. تیم ملی صرفاً به چند اردوی کوتاه و فهرستی از بازیکنان همیشگی نیاز ندارد؛ بررسی وضعیت فنی بازیکنان، ارزیابی آمادگی نفرات جوان و شناسایی ظرفیتهای تازه نیز باید با دقت و استمرار دنبال شود.
اگر جوانگرایی در تیم ملی قرار است جدی گرفته شود، این روند باید از دل مسابقات لیگ شکل بگیرد، نهاینکه در روزهای پایانی و با فرصتی محدود، چند نام تازه به فهرست تیم اضافه شوند. شناسایی استعدادها و ارزیابی عملکرد بازیکنان، فرایندی نیست که بتوان آن را به روزهای نزدیک به جام ملتها موکول کرد. غیبت کادرفنی در ورزشگاهها این پرسش را بهوجود میآورد که ارزیابی مستمر گزینههای جدید و نظارت بر عملکرد بازیکنان شاغل در لیگ تا چه اندازه در اولویت برنامههای تیم ملی قرار دارد.
فشار باشگاهها برای تغییر برنامه مسابقات، در کنار اصرار بر برگزاری جام حذفی، سازمان لیگ را در موقعیتی دشوار قرار داده است. طبیعی است که باشگاهها منافع خود را دنبال کنند، اما مسئولیت هماهنگ کردن این منافع، تعیین اولویتها و حفظ انسجام تقویم مسابقات برعهده فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ است. اگر هر درخواست تعویق بتواند برنامه هفتههای بعد را برهم بزند، دیگر نمیتوان از تقویمی قابل اتکا سخن گفت.
در چنین شرایطی، انتظار میرود فدراسیون فوتبال بهجای واکنشهای مقطعی به درخواستها و تغییرات، تصمیمی روشن و نهایی درباره نحوه برگزاری مسابقات اتخاذ کند. مدیریت تقویم لیگ، تعیین تکلیف جام حذفی و مشخص کردن زمان در اختیار گرفتن بازیکنان برای اردو، اجزای بههم پیوسته یک برنامه واحد هستند؛ برنامهای که باید در خدمت آمادهسازی تیم ملی باشد، نهاینکه خود به عاملی برای افزایش ابهام و اتلاف زمان تبدیل شود.
با این دستفرمان، آیا اساساً میتوان به پایان بهموقع لیگ امیدوار بود؟ جام ملتها با تصمیمهای روزمره نزدیک نمیشود؛ این رقابتها به برنامهای روشن، هماهنگی واقعی و تصمیمهایی نیاز دارند که هر روز تغییر نکنند. در غیر این صورت، فشردگی لیگ تنها یکی از چالشهای پیش روی فوتبال ایران خواهد بود و پرسش اساسیتر، یعنی میزان آمادگی تیم ملی برای رقابت در آسیا، همچنان بیپاسخ میماند.
