شاگرد هممسیر استاد
مسیر فوتبالی اسمی از رده نونهالان آیندهسازان دوستیمهر آغاز شد. او پس از آن پیراهن توانا را پوشید و سپس به سایپا رفت و در تیمهای نونهالان و نوجوانان این باشگاه بازی کرد. در ۲۰تیر ۱۴۰۴، قرارداد او با تیم نوجوانان پرسپولیس آغاز شد.
حدود ۱۵ماه بعد، اسمی نخستین بازی خود را در تیم بزرگسالان پرسپولیس انجام داد. این فاصله زمانی، بهتنهایی اطلاعات دقیقی درباره روند پیشرفت فنی او یا دلایل انتخابش برای حضور در مسابقه ارائه نمیکند. برای ارزیابی چنین مسیری، عملکرد بازیکن در مسابقات پایه، میزان مشارکت او در تمرینات تیم اصلی و برنامه کادرفنی برای ادامه استفاده از او اهمیت بیشتری دارد. حضور کوتاه در یک مسابقه، هرچند در آمار ثبت میشود، برای نتیجهگیری درباره آینده حرفهای بازیکن کافی نیست.
یکی از نکات قابل توجه این اتفاق، ارتباط اسمی با رکورددار پیشین است. اسمی در تیم نوجوانان پرسپولیس زیر نظر احسان خرسندی فعالیت میکرد و سال گذشته نیز از همین تیم به اردوی تیم ملی نوجوانان دعوت شد. باشگاه در خبر رسمی آن زمان، بازیکنان دعوتشده را شاگردان خرسندی معرفی کرده بود.
خرسندی که خود در نوجوانی از آکادمی پرسپولیس به تیم بزرگسالان رسید، اکنون در جایگاه مربی با شکسته شدن رکوردش به دست یکی از بازیکنان تحت هدایتش روبهرو شده است. این ارتباط، وجه تاریخی ماجرا را پررنگتر میکند، اما بهتنهایی نشانهای قطعی از عملکرد مطلوب آکادمی نیست. تربیت بازیکن زمانی نتیجه قابلاندازهگیری دارد که محصول آن بتواند در گذر زمان جایگاه خود را در فوتبال حرفهای تثبیت کند.
از خرسندی تا اسمی، از عزتاللهی و زارعی تا بهشتی و میرنژاد، تاریخ لیگ برتر نام نوجوانانی را در خود ثبت کرده است که در سنین پایین فرصت حضور در مسابقات را بهدست آوردهاند. با این حال، آمار سن نخستین بازی درباره ادامه مسیر این بازیکنان اطلاعاتی نمیدهد. برای مشخصشدن میزان موفقیت آنها، باید سابقه حضور مستمر، دقایق بازی، عملکرد فنی و مسیر حرفهایشان بررسی شود.
در ارزیابی عملکرد آکادمیها نیز شمار بازیکنانی که برای نخستین بار در لیگ برتر به میدان میروند، تنها یکی از شاخصهاست. تعداد بازیکنان تثبیتشده در تیمهای بزرگسالان، کیفیت آموزش و استمرار فرصت بازی، تصویر دقیقتری از نتیجه فعالیت در فوتبال پایه ارائه میکند.
تجربه فوتبال ایران نشان داده است که ورود زودهنگام به ترکیب بزرگسالان لزوماً به معنای تثبیت در سطح حرفهای نیست. برخی بازیکنان جوان پس از چند حضور کوتاه، دیگر فرصت مشابهی پیدا نمیکنند یا مسیرشان به تیمهای دیگر و سطوح پایینتر فوتبال میرسد. از این رو، درباره اسمی در حال حاضر میتوان از ثبت یک رکورد و تجربه نخستین بازی لیگ برتری سخن گفت؛ ارزیابی آینده او به شواهد بیشتری نیاز دارد.
رکورد اسمی نیز ممکن است روزی شکسته شود. آنچه اهمیت بیشتری دارد، سرنوشت بازیکنانی است که نامشان در چنین آمارهایی ثبت میشود و اینکه باشگاهها چه برنامهای برای ادامه حضور آنها دارند. فرصت بازی، بدون برنامهریزی و امکان تداوم پیشرفت، تضمینی برای ماندگاری نیست؛ همانطور که یک رکورد سنی بهتنهایی نمیتواند موفقیت یک بازیکن یا آکادمی را اثبات کند.
