بررسی کارنامه بیرانوند زمانی منصفانه خواهد بود که سهم رفتار فردی او از مشکلات ساختاری فوتبال ایران جداگانه بررسی شود. پرداختهای ناقص، اختلاف بر سر الحاقیههای قرارداد، نبود شفافیت در بخش بزرگی از قراردادها و جایگزین شدن شنیدهها بهجای ارقام رسمی، همگی از چالشهای ساختاری فوتبال ایران هستند که بیرانوند تنها یکی از بازیگران آن بهشمار میرود. بنابراین، نمیتوان تمام تقصیرها را متوجه یک نفر دانست؛ همانطور که وجود مشکلات ساختاری نیز نباید بهانهای برای نادیده گرفتن مسئولیت فردی بازیکنان و مدیران باشد.
با این حال، نقد رسانهای درباره بیرانوند نباید از بررسی رفتارهای شخصی او خالی بماند. ادعای تحصیلیای که دانشگاه آنرا رد کرد، شادیای که به شکایت باشگاه رقیب انجامید و مصاحبهای که به کنار گذاشته شدنش از تیم منتهی شد، نمونههایی از موقعیتهایی هستند که انتخاب و نحوه مواجهه خود او در شکلگیری آنها نقش داشته است. در چنین مواردی، انتظار میرود یک ورزشکار حرفهای، علاوه بر برخورداری از توانایی فنی، در مدیریت گفتار و رفتار خود نیز مسئولانه عمل کند.