صفحات
  • صفحه اول
  • مدیریت ورزش
  • منهای فوتبال
  • ورزش جهان
  • فوتبال ایران
  • پرسپولیس
  • استقلال
  • صفحه آخر
شماره هشت هزار و دویست و سی و سه - ۱۸ مهر ۱۴۰۵
روزنامه ایران ورزشی - شماره هشت هزار و دویست و سی و سه - ۱۸ مهر ۱۴۰۵ - صفحه ۳

کیانی و زندی؛ 6 سفر در 2 ماه!

از نفس افتاده

فائزه زمانی
خبر‌نگار


 تکواندو ایران در بازی‌های آسیایی ناگویا با کسب ۲ مدال طلا، یک نقره و یک برنز، کارنامه‌ای قابل دفاع به جا گذاشت؛ اما پشت این آمار، پرسش‌هایی وجود دارد که با چند مدال نمی‌توان از کنارشان گذشت. چرا ستاره‌هایی که قرار بود سرمایه‌های اصلی تکواندو ایران در مسیر المپیک باشند، در فاصله‌ای کوتاه از اوج فاصله گرفته‌اند و فدراسیون برای حفظ آمادگی و تداوم موفقیت آنها به اندازه کشف و پرورش‌شان برنامه‌ای داشته؟ سرنوشت ناهید کیانی و ابوالفضل زندی، بیش از آنکه دو پرونده جداگانه باشد، نشانه‌ای از یک مسأله مشترک در مدیریت تیم ملی است؛ مسأله‌ای که ریشه در نحوه استفاده از ستاره‌ها دارد.
در ورزش قهرمانی، ساختن یک ستاره حاصل سال‌ها تمرین، هزینه و سرمایه‌گذاری مادی و معنوی است؛ اما حفظ او در سطح اول، به همان اندازه حتی بیشتر اهمیت دارد. ستاره‌ها ماشین مدال‌سازی نیستند که بتوان آنها را بدون توجه به شرایط بدنی، فشار روانی و کیفیت آماده‌سازی، از یک تورنمنت به تورنمنت دیگر فرستاد. مدیریت قهرمانان، هنر تشخیص زمان حضور و استراحت، انتخاب رقابت‌های ضروری و جلوگیری از فرسودگی است. موضوعی که به نظر می‌رسد فدراسیون تکواندو هنری در آن نداشته است.
ناهید کیانی پس از تاریخ‌سازی در المپیک پاریس و کسب اولین مدال نقره المپیکی ورزش زنان ایران، به یکی از مهم‌ترین چهره‌های تکواندو کشور تبدیل شد. او حتی پس از المپیک هم توانست با کسب تنها طلای تیم بانوان در مسابقات قهرمانی آسیا، ارزش‌های فنی خود را نشان دهد؛ اما ادامه مسیر برای این ستاره مطابق انتظار پیش نرفت. بررسی تقویم ماه‌های اخیر تیم ملی تکواندو نشان می‌دهد که کیانی از اردوی ترکیه به مسابقات پاکستان، رقابت‌های آزاد جهانی چین، گرندپری موجو، بازی‌های آسیایی و سپس گرندپری پاریس رسیده است؛ زنجیره‌ای فشرده از اردوها و مسابقاتی که فرصت چندانی برای بازیابی جسمی و ذهنی باقی نمی‌گذارد. البته حضور در رقابت‌های متعدد به‌تنهایی دلیل قطعی افت یک ورزشکار نیست و نمی‌توان تمام مشکلات فنی را به خستگی نسبت داد؛ اما وقتی یک ستاره تقریباً هیچ تورنمنتی را از دست نمی‌دهد، بررسی میزان فشار مسابقات و ضرورت حضور در تک‌تک آنها به وظیفه‌ای جدی برای کادر فنی تبدیل می‌شود. کیانی ورزشکاری است که آمادگی روانی و اعتمادبه‌نفس در عملکردش نقش مهمی دارد. تغییر در فضای فنی تیم و پایان همکاری با مینو مداح، مربی سابق او هم از جمله عوامل همین افت است. همچنین تدابیر و نحوه کوچینگ مهروز ساعی شاید به کار دیگر بازیکنان بیاید اما در حد واندازه‌های بازیکنی مثل کیانی نیست. شک و تردید در نحوه کوچ کیانی در لحظات حساس باعث شده این بازیکن در تصمیم‌گیری‌هایش در زمین مستأصل باشد و نتواند توانایی‌های فنی خود را مثل همیشه نشان دهد. ابوالفضل زندی هم تقریباً شرایطی مشابه دارد. تکواندوکاری که در یک سال گذشته با عملکردی درخشان به یکی از امیدهای جدی ایران تبدیل شده بود، حالا با نتایجی دور از انتظار مواجه شده است. کاهش وزن‌های مکرر، در فاصله‌های کوتاه میان مسابقات، می‌تواند فشار مضاعفی بر بدن ورزشکار وارد کند و بر کیفیت ریکاوری و عملکرد او اثر بگذارد. همین موضوع باعث شده بازیکنی که در طول یک سال پا در هر میدانی گذاشته طلا گرفته، حالا افتی فاحش را تجربه کند. انتظار می‌رفت فدراسیون و کادر فنی باید مشخص کنند که در این مقطع حساس، کدام رقابت‌ها اولویت بیشتری دارند. گاهی استراحت دادن به یک ورزشکار یا سپردن فرصت مسابقه به نفرات جایگزین، تصمیمی دشوار اما ضروری برای حفظ سرمایه‌های اصلی تیم است. شاید در این مقطع حضور در گرندپری‌ها برای رسیدن به المپیک به مراتب از بازی‌های آسیایی و کسب مدال مهم‌تر بود. بازیکنان ربات نیستند که برای گرفتن نتیجه و مدال از این تورنمنت به آن تورنمنت اعزام شوند. در نهایت هم، موفقیت یک فدراسیون فقط با تعداد مدال‌های امروز سنجیده نمی‌شود؛ بلکه به توانایی آن در حفظ قهرمانان برای فردا هم بستگی دارد. اگر قرار باشد ستاره‌ها برای کسب هر امتیاز و هر مدال، بدون اولویت‌بندی مشخص از یک میدان به میدان دیگر بروند، هزینه این سیاست ممکن است با افت عملکرد، فرسودگی یا حتی مصدومیت پرداخت شود. این فشارها حتی می‌تواند به اتفاق بدتری منجر شده و باعث مصدومیت‌های شدید بازیکنان شود. در چنین شرایطی اگر یکی از این ستاره‌ها از نظر روحی خود را ببازد یا دچار پارگی رباط صلیبی شود، چه کسی جوابگو خواهد بود؟

جستجو
آرشیو تاریخی