از سقف و نور تا امنیت و امکانات؛ الزامات جدید شوخیبردار نیست
ورزشگاه استاندارد؛ حلقه مفقوده فوتبال حرفهای
حسین برزگریاری
خبرنگار
استادیومهای فوتبال در جهان همواره در حال تکامل بودهاند؛ از گودیسونپارک، یکی از نخستین ورزشگاههای بزرگ فوتبال انگلستان، با جایگاههایی برای هزاران تماشاگر، تا ورزشگاه ومبلی لندن که امروز با ظرفیت ۹۰ هزار نفر، یکی از شناختهشدهترین ورزشگاههای جهان به شمار میرود. ورزشگاههای مدرن دیگر صرفاً محلی برای برگزاری مسابقه نیستند؛ امکانات رفاهی، خدمات پذیرایی، دسترسی مناسب، ایمنی، نورپردازی، جایگاههای ویژه و حتی طراحی سقف، بخشی از استانداردهای تجربه تماشاگر و برگزاری حرفهای مسابقات محسوب میشوند.
در بسیاری از ورزشگاههای بزرگ دنیا، انواع سقفهای متحرک پارچهای، فلزی و شیشهای به کار گرفته شده است؛ راهکارهایی که متناسب با شرایط اقلیمی و نوع کاربری ورزشگاه انتخاب میشوند. هدف نیز روشن است؛ ایجاد محیطی ایمن، استاندارد و قابل پیشبینی برای تماشاگر، ورزشکار و برگزارکننده، فارغ از شرایط آبوهوایی.
برای نمونه، ورزشگاه ومبلی با ظرفیت ۹۰ هزار نفر، یکی از مهمترین ورزشگاههای فوتبال جهان است و سالانه میلیونها نفر را برای مسابقات و رویدادهای ورزشی و فرهنگی میزبانی میکند. استانداردهای این ورزشگاه حاصل یک سرمایهگذاری بلندمدت و نگاه زیرساختی به ورزش است؛ نگاهی که در فوتبال حرفهای امروز دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورت است.
در ایران، مسأله زمانی جدیتر میشود که الزامات مجوز حرفهای را در کنار وضعیت واقعی ورزشگاههای کشور قرار دهیم. مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال، در سمینار سالانه افسران مجوز حرفهای باشگاهها تأکید کرده است که اجرای الزامات حرفهای با توجه به شرایط نقدینگی کشور دشوار است و باشگاهها باید از همین حالا نسبت به این الزامات آگاهی داشته باشند. او همچنین به دستهبندی ورزشگاهها و الزاماتی مانند تعیین ظرفیت، سقف دو سمت، نور و جایگاه VVIP اشاره کرده است.
استانداردهای فیفا و کنفدراسیون فوتبال آسیا نیز در سالهای اخیر بیش از گذشته بر موضوعاتی مانند ایمنی و مدیریت جمعیت، کیفیت زمین، نور مناسب، امکانات رسانهای و پخش تلویزیونی، دسترسی افراد دارای معلولیت، فضاهای پزشکی و ضددوپینگ، امکانات تیمها و داوران، امنیت ورزشگاه، مسیرهای دسترسی و خروج اضطراری و استاندارد جایگاههای ویژه تأکید دارند. بنابراین موضوع دیگر صرفاً مسقف کردن ورزشگاه یا افزایش ظرفیت نیست؛ مجموعهای از الزامات بههمپیوسته باید رعایت شود تا یک ورزشگاه بتواند میزبان مسابقات در سطح حرفهای باشد.
اینجاست که چند سؤال اساسی مطرح میشود. چند باشگاه ایرانی واقعاً ورزشگاه اختصاصی و استاندارد در اختیار دارند؟ مگر نه اینکه در سالهای اخیر تیمهایی مانند استقلال خوزستان و پیکان ناچار به استفاده از ورزشگاه دستگردی بودهاند و استقلال و پرسپولیس نیز در مقاطعی از ورزشگاه شهرقدس به عنوان زمین میزبان استفاده کردهاند؟ آیا میتوان از باشگاهها انتظار رعایت کامل الزامات حرفهای داشت، در شرایطی که بخش مهمی از زیرساختهای مورد نیاز اساساً در اختیار آنها نیست؟
در یکی دو سال اخیر نیز پیش از آغاز مسابقات، افسران مجوز حرفهای ایرادهای متعددی به ورزشگاهها وارد کردهاند و در نهایت، پس از رفع بخشی از مشکلات یا ارائه ضمانتهای اجرایی، مجوز حضور برخی باشگاهها صادر شده است. تاج نیز از حرکت فوتبال به سمت ضمانتهای اجرایی جدیتر سخن گفته و از کسر سه امتیاز، کسر شش امتیاز، سقوط به رده پایینتر و در نهایت عدم صدور مجوز فعالیت به عنوان بخشی از این زنجیره تنبیهی یاد کرده است.
مسأله اصلی همینجاست؛ اگر قرار است استانداردها جدی گرفته شوند، باید زیرساخت لازم برای اجرای آنها نیز فراهم شود. حدود یک دهه پیش، یکی از مدیران مجموعه ورزشی آزادی هزینه رفع مشکلات سازهای و سایر موارد را حدود ۱۵۰ میلیارد تومان و هزینه مسقف کردن ورزشگاه را حدود ۱۰۰ میلیارد تومان اعلام کرده بود. روشن است که هزینه اجرای چنین پروژههایی امروز چندین برابر شده است.
فوتبال ایران برای عبور از این چالش به شعار یا مهلتهای مکرر نیاز ندارد؛ به برنامه، منابع مالی، زمانبندی مشخص و تقسیم دقیق مسئولیت میان فدراسیون، وزارت ورزش، باشگاهها و نهادهای مالک ورزشگاهها نیاز دارد. حرفهای شدن فوتبال از زمین مسابقه آغاز میشود، اما بدون ورزشگاه استاندارد و زیرساخت حرفهای، در همان نقطه متوقف خواهد شد.
