طلسم بوکس شکست اما چالش پابرجاست
پایکوبی برای یک برنز!
فائزه زمانی
خبرنگار
بوکس ایران بالاخره بعد از ۱۲ سال دوباره روی سکوی بازیهای آسیایی ایستاد؛ اما شاید بد نباشد بهجای جشن گرفتن یک برنز چشم را روی حقایق نبندیم. چرا رسیدن به سکوی بازیهای آسیایی برای رشتهای با چنین سابقهای، حالا باید اتفاقی تاریخی تلقی شود که تکرار آن 12 سال طول بکشد. امیر اسماعیلی در ناگویا کاری را انجام داد که بوکس ایران ۱۲ سال در انجام آن ناکام مانده بود. ملیپوش سنگینوزن ایران پس از پیروزی برابر دانا بیکی از چین و جو تائوونگ از کرهجنوبی به نیمهنهایی رسید و در این مرحله برابر جهانگیر زوکروف ازبکستانی شکست خورد تا مدال برنز را به دست بیاورد. این مدال، بدون تردید ارزشمند است اما ارزش مدال اسماعیلی نباید باعث شود تصویر بزرگتر بوکس ایران که مربوط به نقاط ضعف آن است در ناگویا از قاب خارج شود. واقعیت این است که بوکس ایران قبل از ناگویا هم میدانست کار سختی دارد.
در نشستهای مربوط به اعزام کاروان، سیاست کمیته ملی المپیک بر اعزام کیفی و نتیجهمحور استوار بود و تصمیم بر، اعزام تنها یک یا دو بوکسور مرد بود که بعد از رایزنیها با لطف کمیته ملی المپیک، تعداد سهمیهها افزایش یافت تا در نهایت 7 بوکسور شامل 5 مرد و در اتفاقی تاریخی 2 زن به رینگ ناگویا اعزام شوند. در شرایطی که بوکس ایران به مسابقات و تورنمنتهای زیادی اعزام نشده بود، در مسابقات سطح نه چندان بالایی مثل جام جهانی مدال گرفت که باعث هیاهوی زیاد و استفاده از الفاظی تکراری مثل تاریخسازی شد اما حالا نتایج در ناگویا فاصله میان امروز و گذشته این رشته را بیشتر نشان داد. بوکس ایران پیش از ناگویا در ۱۲ دوره حضور خود در بازیهای آسیایی ۴۲ مدال شامل پنج طلا، ۱۱ نقره و ۲۶ برنز گرفته بود. آخرین بار هم در اینچئون ۲۰۱۴، سه مدال توسط علی مظاهری، جاسم دلاوری و احسان روزبهانی به دست آمد. پس از آن اما در جاکارتا ۲۰۱۸ و هانگژو ۲۰۲۲، بوکس ایران بدون مدال ماند. یعنی برنز ناگویا بیش از آنکه صرفاً یک مدال جدید باشد، پایان یک دوره طولانی سقوط است؛ اما هنوز نشانه بازگشت نیست. حتی عملکرد هفت نماینده ایران در رینگ ناگویا هم نمیتواند تصویر یک تیم مدعی را نشان دهد و به هیچ وجه قابل دفاع نیست. مهدی کاظمی در همان دور نخست پیروز شد اما در مرحله بعد برابر محمود صابرخان از قزاقستان ۵ بر صفر شکست خورد. دانیال شهبخش پس از پیروزی برابر اندونزی، مقابل ساگدا روامتهام از تایلند شکست خورد. علی حبیبینژاد نیز در همان مبارزه نخست برابر نماینده چین ۳ بر ۲ مغلوب شد و سام استکی مقابل بوکسور هند ۵ بر صفر شکست خورد.
در بخش زنان، اما اتفاقی تاریخی رقم خورد. سارینا نقش اولین بانوی بوکسور ایران در بازیهای آسیایی بود که بردی تاریخی با شکست نماینده ازبکستان به دست آورد. هرچند در یکچهارم نهایی با شکست ۵ بر صفر برابر نماینده کرهشمالی از دور مسابقات کنار رفت. پارمیدا خوشخبر هم در نخستین مبارزه مقابل نماینده ویتنام شکست خورد. اسماعیلی و نقش را باید از این معادله جدا کرد. یکی بعد از ۱۲ سال مدال گرفت و دیگری نخستین برد تاریخ زنان ایران در بازیهای آسیایی را ثبت کرد. این دو اتفاق ارزشمندند و باید برایشان ایستاد و دست زد. اما موفقیت دو ورزشکار نباید تبدیل به پوششی برای ضعف ساختاری یک رشته شود چرا که در نگاهی اجمالی 7 نماینده ایران در این رقابتها تنها 5 برد کسب کردند که اصلاً قابل توجیه نیست.
مشکل از جایی نشأت میگیرد که یک برنز، بهجای آنکه نقطه شروع بازسازی باشد، بهعنوان سند موفقیت مدیریت معرفی شود. بوکس ایران زمانی با نامهایی مانند علی مظاهری، جاسم دلاوری، احسان روزبهانی و دیگر چهرهها در آسیا مدعی بود؛ امروز اما رسیدن یک سنگینوزن به نیمهنهایی طلسم شکنی و تاریخسازی عنوان میشود. بنابراین این برنز باید زنگ خطر بوکس ایران باشد نه صدای جشن و پایکوبی. اگر قرار است این رشته دوباره به جایگاه واقعی خود در آسیا برگردد، باید بعد از ناگویا بهجای مانور روی یک مدال، درباره کیفیت انتخاب مربیان، برنامه مسابقات، اردوهای تدارکاتی، فرایند استعدادیابی، انتخاب ملیپوشان، پشتوانهسازی و خیلی از مسائل دیگر بازنگری شود.
