دلهرهای بیدلیل
مجید سلطانی
خبرنگار
زمانی که کیمیا علیزاده از ایران رفت، غرق در اضطراب شدیم که اولین مدالآور ایران در المپیک را از دست دادیم و این شمع، خاموش شده است.
آن روزها روایتهایهای متفاوتی شنیدیم. از پاداشهایی که بیقاعده پرداخت شد تا نظمی که بر مدیریت ستارههای ورزش کشور حاکم نبود. اما تنها چیزی که آن روزها به آن فکر نکردیم این بود که آیا راه موفقیت بانوان در وزرش کشور به بنبست خورده است؟ زمان گذشت و تازه متوجه شدیم این ریشه تازه جوانه زده است. دختران این سرزمین بالیدند و بالغ شدند و درخشیدند.
نه تنها در تکواندو که در همه رشتهها... و این جلوه و تابش آنقدر خیره کننده بود که دنیا را مات خود کرد. جریان رشد فزاینده حضور بانوان در رشتههای مختلف ورزشی، آنقدر چشمگیر شد که پایانی شیرین بهجا گذاشت.
عرصه کاملاً برای حضور 100 درصدی بانوان در رشتههای مختلف باز شد. آنها نه تنها در تکواندو المپیک، مدالهایی بهتر از برنز برای ما گرفتند تا دلهره بیدلیلمان را از بین ببرند، بلکه در همه رشتهها پرفروغ ظاهر شدند. نتیجه این حضور پررنگ و درخشان، کارنامهای قابل دفاع در بازیهای آسیایی ناگویا بود تا دیگر دست و دلی برای اعزام دختران این سرزمین نلرزد. در هر رشتهای به دخترانمان اعتماد کردیم، ثمرهاش را گرفتیم تا از این پس، خیلی جدی به این موضوع فکر کنیم که میشود به جای رشتههای عقب مانده از برنامه که هر بار با یک دستور لحظه آخری، مجوز اعزام میگیرند و باز هم حضورشان برای ما مدال و افتخاری ندارد، میتوان به ورزشکارانی فکر کرد که هر بار اعزام شدند افتخار آوردند و هر بار به آنها اعتماد کردیم، مزدمان را دادند. دختران ما حالا دیگر شانه به شانه بزرگان ورزش میزنند و هیچ محدودیتی را به رسمیت نمیشناسند.
راه موفقیت و افتخار دختران نجیب، باحیا و غیرتمند ما در ورزش باز شده و خوشحالیم که آنها سهم خود را به درستی مطالبه میکنند... و خوشحالتر که نشان دادهاند این سرمایهگذاری، کاملاً توجیه منطقی و علمی دارد و اگر عاقلانه به این سو برویم، جواب میگیریم.
