صفحات
  • صفحه اول
  • مدیریت ورزش
  • منهای فوتبال
  • ورزش جهان
  • گفت و گوی ویژه
  • فوتبال ایران
  • استقلال
  • صفحه آخر
شماره هشت هزار و دویست و بیست و نه - ۱۳ مهر ۱۴۰۵
روزنامه ایران ورزشی - شماره هشت هزار و دویست و بیست و نه - ۱۳ مهر ۱۴۰۵ - صفحه ۲

هشدار صریح وزیر ورزش درباره کارنامه ضعیف تیم‌های ملی

نوبت حساب‌کشی از فوتبال رسید

سینا حسینی
خبر‌نگار


 اظهارات اخیر احمد دنیامالی، وزیر ورزش و جوانان درباره فوتبال و به‌ویژه ناکامی تیم امید را نمی‌توان صرفاً یک موضعگیری معمول در یک برنامه تلویزیونی تلقی کرد. وقتی وزیر ورزش از ضعف هارمونی تیم، مشکلات اردو، نحوه آماده‌سازی، عملکرد تیم ملی در جام جهانی و حتی نحوه تعامل با باشگاه‌ها سخن می‌گوید، مجموعه این اظهارات یک پیام روشن دارد؛ مدیریت فوتبال باید نسبت به کارنامه خود پاسخگو باشد.
تیم امید سال‌هاست به یکی از تکراری‌ترین داستان‌های ناکامی فوتبال ایران تبدیل شده است. هر دوره با امید صعود آغاز می‌شود، اردو برگزار می‌شود، بازیکنان انتخاب می‌شوند و در نهایت پس از حذف، دلایل مختلفی مطرح می‌شود؛ از کمبود هماهنگی و مشکلات باشگاه‌ها گرفته تا مسائل فنی و شرایط مسابقات. اما پرسش اساسی این است که چرا بعد از این همه سال هنوز یک نسخه پایدار برای حل مسأله تیم امید پیدا نشده است؟
اگر قرار باشد هر بار پس از حذف، کادرفنی مقصر اصلی معرفی شود، این پرسش جدی‌تر می‌شود که پس نقش فدراسیون فوتبال در طراحی، نظارت و برنامه‌ریزی بلندمدت کجاست؟ کادرفنی ممکن است اشتباه کند، ترکیب تیم ممکن است محل نقد باشد و حتی تصمیم یک مربی در یک مسابقه ممکن است درست یا غلط باشد، اما تکرار ناکامی دیگر نمی‌تواند فقط یک اشتباه فنی تلقی شود. وقتی یک ناکامی بارها تکرار می‌شود، باید سراغ ساختار رفت.
اظهارات وزیر درباره جلسه با مدیران استقلال و تراکتور برای حل مسأله حضور بازیکنان در اردوی تیم امید نیز قابل تأمل است. چرا فدراسیون فوتبال باید برای موضوعی تا این اندازه اساسی، در آستانه مسابقات وارد مذاکره و رایزنی شود؟ رابطه تیم ملی و باشگاه‌ها باید از مدت‌ها قبل دارای چهارچوب مشخص باشد. اگر هر باشگاه براساس برنامه خودش تصمیم بگیرد و تیم ملی برای جمع کردن بازیکنان با مشکل مواجه شود، نمی‌توان انتظار داشت تیمی با هارمونی و آمادگی کامل وارد مسابقات شود.
مسأله مهم‌تر، سخنان وزیر درباره عملکرد فوتبال در جام جهانی است. دنیامالی صراحتاً گفته است: «باید قبول کنیم بضاعت فوتبال ما خیلی باید بیشتر باشد.» این جمله را نمی‌توان یک اظهارنظر ساده تلقی کرد. وقتی وزیر ورزش معتقد است ظرفیت و بضاعت فوتبال ایران بیش از عملکردی است که ارائه شده، معنای روشن آن این است که بخشی از ظرفیت موجود به‌دلیل ضعف در مدیریت، برنامه‌ریزی یا تصمیم‌گیری به نتیجه تبدیل نشده است.
وزیر همچنین به تصمیمی در جام جهانی اشاره کرده و گفته بود اگر به یکی از اعضای تیم ویزا داده نشد، تیم از مکزیک به آمریکا نرود، اما این توصیه مورد توجه قرار نگرفت. این بخش از اظهارات دنیامالی، پرسش مهمی را درباره سطح هماهنگی میان مدیریت ورزش کشور و مدیریت فوتبال مطرح می‌کند. اگر یک هشدار اجرایی از سوی عالی‌ترین مقام ورزش کشور مطرح می‌شود اما در نهایت تصمیم دیگری گرفته می‌شود، چه کسی باید درباره پیامدهای آن تصمیم پاسخگو باشد؟ فوتبال حرفه‌ای فقط به نتیجه داخل زمین محدود نمی‌شود؛ مدیریت سفر، برنامه‌ریزی، هماهنگی و پیش‌بینی مشکلات نیز بخشی از همان کارنامه‌ای است که باید مورد ارزیابی قرار گیرد.
فدراسیون فوتبال البته با محدودیت‌های جدی مواجه است. تحریم‌ها، مشکلات مالی، محدودیت‌های بین‌المللی و دشواری برگزاری مسابقات، بخشی از واقعیت فوتبال ایران است. اما همینجا باید یک مرز روشن ترسیم کرد. مشکلات خارجی نباید به پوششی برای ضعف‌های داخلی تبدیل شوند. هنر مدیریت این است که در شرایط دشوار، راه‌حل پیدا کند، نه‌اینکه هر ناکامی را به شرایط موجود نسبت دهد.
از همین‌رو، سخنان اخیر دنیامالی را باید یک هشدار جدی به مدیریت فوتبال دانست. شاید مهم‌ترین پیام این اظهارات این باشد که کارنامه فعلی فدراسیون فوتبال در وزارت ورزش و جوانان آنچنان که باید قابل قبول نیست. این موضوع زمانی جدی‌تر می‌شود که انتقادها فقط درباره یک مسابقه یا یک تیم نیست و مجموعه‌ای از تصمیمات و عملکردها را در برمی‌گیرد.
فدراسیونی که به گفته وزیر سالانه صدهاهزار مسابقه برگزار می‌کند، باید بتواند نشان دهد خروجی این حجم از فعالیت چیست. اگر فوتبال پایه چنین پشتوانه‌ای دارد، چرا تیم امید همچنان در رسیدن به اهداف ابتدایی خود ناکام می‌ماند؟ اگر برنامه‌ریزی دقیق وجود دارد، چرا هر دوره با همان مشکلات قدیمی روبه‌رو هستیم؟ و اگر همه چیز به‌خوبی مدیریت شده، مسئولیت این ناکامی‌های پرتکرار دقیقاً متوجه چه کسی است؟
اکنون توپ در زمین فدراسیون فوتبال است. پاسخ مناسب، نه تکذیب و نه توجیه، بلکه ارائه یک برنامه روشن برای اصلاح این وضعیت است. انتقاد وزیر ورزش را باید فرصتی برای بازنگری دانست؛ اما اگر این هشدار هم مانند بسیاری از هشدارهای گذشته فراموش شود، فوتبال ایران یکبار دیگر در برابر همان مسأله قدیمی قرار خواهد گرفت؛ چرا با وجود این همه امکانات، تجربه و ظرفیت، هنوز از حل ابتدایی‌ترین چالش‌های مدیریتی خود ناتوان است؟
کارنامه فوتبال با تعداد مسابقات سنجیده نمی‌شود؛ با نتیجه، برنامه‌ریزی، پاسخگویی و توانایی عبور از چالش‌ها سنجیده می‌شود. اکنون زمان آن رسیده که فدراسیون فوتبال درباره این کارنامه شفاف و بدون تعارف پاسخ بدهد.

جستجو
آرشیو تاریخی