تشکیل تیم دوم در باشگاه‌های بزرگ وارد مرحله تازه‌ای شده است

فوتبال ایران در مدار «ب»

حسین برزگریاری
خبر‌نگار


فوتبال کشورمان روزهای چندان امیدوارکننده‌ای را پشت سر نمی‌گذارد. نتایج تیم ملی، عملکرد نمایندگان ایران در رقابت‌های آسیایی و حتی شرایط مسابقات لیگ برتر و لیگ دسته اول، رضایت عمومی هواداران را به همراه نداشته است. کاهش حضور تماشاگران در ورزشگاه‌ها و کم شدن انگیزه برای پیگیری مسابقات، در کنار برگزاری برخی دیدارها در اواسط هفته، محدودیت میزبانی مسابقات ملی و آسیایی و مشکلات اقتصادی باشگاه‌ها، فاصله میان فوتبال حرفه‌ای و مخاطبانش را بیشتر کرده است.
در چنین شرایطی، باشگاه‌ها برای اداره تیم‌های اصلی خود با مجموعه‌ای از مشکلات مالی، مدیریتی و سخت‌افزاری روبه‌رو هستند. تأمین زمین تمرین، امکانات مناسب، هزینه‌های جاری و حتی فراهم کردن شرایط مطلوب برای برگزاری مسابقات، برای بسیاری از باشگاه‌ها به یک مسأله جدی تبدیل شده و این مشکلات در تهران و برخی استان‌ها نمود بیشتری دارد. با وجود این، طی هفته‌ها و ماه‌های گذشته موضوع تشکیل تیم «ب» یا تیم دوم چند باشگاه دوباره مورد توجه قرار گرفته است. پرسپولیس، استقلال، ذوب‌آهن، سپاهان و چند باشگاه دیگر از جمله تیم‌هایی هستند که بحث تشکیل یا فعال کردن تیم دوم آنها مطرح شده و بعید نیست این فهرست در آینده افزایش پیدا کند.
پرسش اصلی اما اینجاست؛ باشگاهی که برای تأمین هزینه‌های تیم اصلی خود با دشواری روبه‌رو است، با چه منطق و سازوکاری باید وارد تیمداری در یک سطح دیگر شود؟ آیا تیم «ب» قرار است یک پروژه توسعه‌ای واقعی باشد یا صرفاً اقدامی برای پر کردن خلأ موجود در ساختار باشگاه؟ پاسخ به این پرسش اهمیت زیادی دارد، زیرا تشکیل تیم دوم بدون برنامه روشن می‌تواند به جای حل یک مسأله، هزینه تازه‌ای به باشگاه تحمیل کند.
از سوی دیگر، باید به یک نکته مهم حقوقی و حرفه‌ای نیز توجه داشت. در مقررات فعلی صدور مجوز باشگاه‌های AFC، داشتن ساختار منظم تیم‌های پایه و توسعه بازیکنان جوان اهمیت اساسی دارد. در نسخه ۲۰۲۶ مقررات مجوز باشگاه‌های AFC، برای باشگاه‌های حاضر در لیگ قهرمانان آسیا حداقل سه تیم پایه در رده‌های سنی متفاوت بین ۱۰ تا ۲۱ سال و یک تیم زیر ۱۰ سال پیش‌بینی شده و تیم‌های پایه، به جز زیر ۱۰سال، باید در مسابقات یا برنامه‌های رسمی مورد تأیید فدراسیون عضو AFC شرکت کنند. بنابراین تأکید AFC بر توسعه ساختار پایه و ایجاد مسیر پرورش بازیکن کاملاً روشن است، اما نباید این الزام را با اجبار مستقیم به تشکیل «تیم ب» یکی دانست. تیم دوم می‌تواند یکی از راه‌های عملی برای تکمیل این مسیر باشد، نه اینکه صرفاً به عنوان یک الزام مستقل کنفدراسیون معرفی شود.
تجربه فوتبال حرفه‌ای در کشورهایی مانند اسپانیا و انگلیس نشان می‌دهد تیم دوم زمانی ارزش واقعی پیدا می‌کند که بخشی از زنجیره توسعه باشگاه باشد. این تیم‌ها معمولاً محل حضور بازیکنان جوانی هستند که از رده‌های پایه عبور کرده‌اند اما هنوز برای حضور مستمر در تیم اصلی آماده نیستند. بازیکنانی که به دلیل محدودیت فهرست، شرایط فنی، تصمیم سرمربی یا سایر ملاحظات امکان بازی در تیم اول را ندارند نیز می‌توانند در چنین ساختاری فرصت مسابقه پیدا کنند. در نتیجه، تیم دوم می‌تواند سرمایه انسانی باشگاه را حفظ و تقویت کند و در صورت موفقیت، حتی به منبع درآمد از محل انتقال بازیکنان تبدیل شود.
اما اجرای این الگو در فوتبال ایران با چالش‌های مهمی روبه‌رو است. نخست، سطح مسابقاتی است که تیم‌های «ب» در آن حضور خواهند داشت. اگر این تیم‌ها در رقابت‌هایی قرار بگیرند که از نظر فنی، امکانات و کیفیت مسابقات فاصله زیادی با نیازهای بازیکنان جوان دارند، هدف اصلی آنها محقق نخواهد شد. دوم، مسأله استقلال فنی و مدیریتی تیم دوم است. اگر تیم «ب» صرفاً محلی برای انتقال بازیکنان مازاد تیم اصلی باشد، عملاً فلسفه توسعه‌ای خود را از دست می‌دهد. سوم، تأمین زمین تمرین، کادر فنی، پزشک، امکانات بدنسازی، سفر و هزینه‌های جاری است؛ هزینه‌هایی که در شرایط اقتصادی فعلی نمی‌توان آنها را نادیده گرفت.
چالش دیگر، احتمال ایجاد تعارض منافع و بی‌نظمی در ساختار مسابقات است. اگر چند تیم دوم در یک لیگ حضور داشته باشند، باید از ابتدا درباره مالکیت، صعود و سقوط، ثبت قراردادها، انتقال بازیکنان و نحوه برخورد با تیم اصلی و دوم مقررات شفاف وجود داشته باشد. تجربه گذشته فوتبال ایران نیز نشان داده که نبود مقررات روشن می‌تواند چنین طرح‌هایی را در میانه راه با مشکلات جدی مواجه کند.
اکنون که تب تشکیل تیم «ب» در فوتبال ایران بالا گرفته، بهتر است مدیران باشگاه‌ها پیش از اعلام رسمی و صرف هزینه، دقیقاً مشخص کنند این تیم چه هدفی دارد، چه بازیکنانی را پرورش خواهد داد، چه ارتباطی با آکادمی و تیم اصلی خواهد داشت، چه بودجه‌ای نیاز دارد و شاخص موفقیت آن چیست. اگر تیم «ب» قرار است پل میان فوتبال پایه و بزرگسالان باشد، باید این پل از ابتدا با نقشه، منابع و مسئولیت مشخص ساخته شود.
در غیر این صورت، خطر آن وجود دارد که «تیم ب» نه یک سرمایه‌گذاری برای آینده، بلکه نسخه دیگری از هزینه‌های امروز فوتبال ایران باشد؛ پروژه‌ای که با هیجان آغاز می‌شود، اما بدون برنامه مشخص، پس از مدتی به یکی دیگر از طرح‌های نیمه‌تمام فوتبال باشگاهی کشور تبدیل خواهد شد.

جستجو
آرشیو تاریخی