اسپانیا چگونه شکستناپذیر شد؟
قدرتی فراتر از ستارهها
اسپانیا در سالهای اخیر به نقطهای رسیده که قدرتش دیگر فقط به ستارههای ترکیب اصلی وابسته نیست. پیروزی ۴ بر یک برابر کرواسی بار دیگر همین واقعیت را نشان داد؛ تیمی که با چند تغییر در ترکیب، همچنان همان فوتبال شناختهشده، منسجم و مسلط را ارائه میکند. راز موفقیت لاروخا شاید بیش از هر چیز در همین توانایی خلاصه شود: مهرهها تغییر میکنند، اما هویت تیمی ثابت میماند.
برای درک مسیر اسپانیا، باید به مارس ۲۰۲۳ برگشت؛ زمانی که شکست مقابل اسکاتلند در گلاسکو میتوانست پایان زودهنگام دوران لوئیس دلافوئنته باشد. آن شکست، مربی اسپانیایی را زیر فشار قرار داد، اما او از آن مرحله عبور کرد و ایدهای را که در آن زمان شاید رادیکال به نظر میرسید، به یکی از مهمترین ویژگیهای تیمش تبدیل کرد: هیچ بازیکنی بالاتر از تیم
نیست.
از آن زمان، اسپانیا بارها این اصل را در زمین ثابت کرده است. برابر کرواسی نیز پنج تغییر نسبت به ترکیب بازی ومبلی انجام شد و بازیکنانی مانند پوبیل، هویسن، زوبیمندی، فرمین و بائنا فرصت حضور در ترکیب اصلی را پیدا کردند. نتیجه اما تفاوتی با روزهایی که ستارههای اصلی در زمین بودند نداشت؛ اسپانیا ۴ گل زد و کرواسی را عملاً از جریان مسابقه خارج
کرد.
نیمکت قوی
تصویر جالبتر در پایان نیمه نخست شکل گرفت؛ دنی اولمو، پدری، رودری و نیکو ویلیامز، چهار بازیکن سرشناس اسپانیا، روی نیمکت بودند، در حالی که تیم بدون آنها همچنان کنترل مسابقه را در اختیار داشت.
این اتفاق شاید بهترین توصیف برای ساختار فعلی اسپانیا باشد. دلافوئنته طی ۴۰ بازی از ۶۳ بازیکن استفاده کرده و ۱۷ نفر از آنها بیش از هزار دقیقه بازی کردهاند. این آمار نشان میدهد که تیم ملی اسپانیا به یک گروه محدود از بازیکنان متکی نیست و مربی توانسته برای موقعیتهای مختلف، گزینههای متعددی در اختیار داشته باشد.
تیم بالاتر از ستاره ها
مصدومیت رودری، غیبتهای مقطعی لامین یامال و نیکو ویلیامز، مشکلات دروازهبانی برای اونای سیمون و داوید رایا، از دست رفتن کارواخال و موراتا و غیبت طولانی لاپورته، هر کدام میتوانست ساختار یک تیم ملی را دچار مشکل کند.
اما اسپانیا در این دوره بارها پاسخ مناسبی پیدا کرد. زوبیمندی فرصت پیدا کرد تا نشان دهد میتواند در میانه میدان نقش مهمی داشته باشد؛ بائنا به گزینهای مؤثر تبدیل شد و در خط دفاع نیز هویسن و کوبارسی بخشی از آینده تیم را شکل دادند.
همین عمق ترکیب است که اسپانیا را به تیمی متفاوت تبدیل کرده است. دلافوئنته تیمی ساخته که در آن تغییر نفرات الزاماً به معنای تغییر فوتبال نیست. قدرت اصلی اسپانیا شاید نه در داشتن چند ستاره بزرگ، بلکه در این باشد که وقتی یکی از آنها کنار میرود، ساختار تیم همچنان سر جای خود باقی میماند.
