تیم ملی در زندان بیانگیزهها گرفتار شده است
قلعهنویی چهار سال فرصت تغییر نسل در تیم ملی را سوزاند
حمیدرضا عرب
خبرنگار
برای گفتن اینکه برخی بازیکنان دیگر به تیم ملی دعوت نمیشوند، کمی دیر بود آقای قلعهنویی!
این تصمیم باید مدتها قبل گرفته میشد و نشد. بازیکنانی در جام جهانی ۴۸ تیمی آمریکا حضور پیدا کردند که با توجه به عملکرد و شرایط آن مقطع، حضورشان محل بحث جدی بود، اما سرمربی تیم ملی ترجیح داد به واسطه سابقه، نام و تجربه برخی بازیکنان آنها را همچنان در فهرست خود حفظ کند و آن طیف در نهایت نتوانستند آنطور که باید باری از دوش تیم ملی بردارند.
قلعهنویی اکنون در فاصلهای نهچندان زیاد تا جام ملتهای آسیا از ایجاد تغییر در ترکیب تیم ملی سخن میگوید. اما سؤال اساسی این است: چرا این تغییرات در همان جام جهانی اتفاق نیفتاد؟
چرا آنجا که سرمربی باید جسارت بیشتری به خرج میداد و میان «نامهای تکراری» و «آمادگی حقیقی» یکی را انتخاب میکرد، چنین تصمیمی اتخاذ نکرد؟
واقعیت این است که تیم ملی را نمیتوان با تعارف و رودربایستی اداره کرد.
به واقع در اختیار داشتن پیراهن تیم ملی نیاز به استحقاق کافی دارد و جایگاه گذشته نباید پاداشی برای برخی بازیکنان باشد که فقط در سالهای پایانی دوران فوتبال خود به فکر ساقهای خود هستند و عمیقاً فوتبالشان آمیخته با تجارت شده است.
بازیکنان در این سطح باید بر اساس آمادگی، انگیزه و تأثیری که میتوانند در زمین داشته باشند، به اردو فراخوانده شوند و اگر قرار باشد سابقه ملی و خاطرات گذشته همچنان معیار اصلی انتخاب باشد، طبیعی است که فرصت برای بازیکنان آمادهتر و جوانتر محدود شود و تیم ملی بیانگیزه میشود.
اکنون شنیده میشود بازیکنانی مانند عزتاللهی، حسینی، کنعانیزادگان، حاجصفی و... ممکن است دیگر به اردو دعوت نشوند. اگر قرار است چنین تغییری رخ دهد، نباید این تغییرات به چند اسم محدود شود.
باید یک ارزیابی جدی و بدون ملاحظه از کل فهرست تیم ملی انجام شود. حتی درباره بازیکنانی مانند طارمی، آزمون و دیگر نفراتی که در مقاطعی نتوانستهاند انتظارات را برآورده کنند نیز باید بدون توجه به نام و سابقه تصمیمی مبتنی بر عملکرد گرفته شود.
قلعهنویی باید خیلی زودتر از اینها شجاعت به خرج میداد و بازیکنانی را با خود به جام جهانی میبرد که دست کم انگیزه کافی داشته باشند. همین اسامی که اکنون سالها است کنار هم در تیم ملی ردیف شدهاند روزگاری بازیکنان جوان و گمنامی بودند که بر اثر تجربه خود موفق شدند پلههای ترقی را طی کنند وحالا زمان آن رسیده تا عزتاللهیها، جهانبخشها و طارمیهای جدید را ساخت و به اندازه کافی نیروی باانگیزه در فوتبال ایران وجود دارد که جای این اسامی را پر کنند.
مخلص کلام اینکه فوتبال ایران عمیقاً نیازمند تغییرات و دگردیسی است و نباید دراین راستا کمترین مماشاتی داشت. امیر قلعهنویی از جام ملتهای قبل تا جام ملتهای پیش رو نزدیک به چهار سال فرصت داشت نسل تیم ملی را تغییر دهد اما او آن قدر احتیاط کرد و قدمهای نااستوار برداشت و بیجهت به برخی بازیکنان تکیه زد که حالا در حالی که اندک زمانی تا جام ملتهای آسیا باقی است تازه به فکر تغییر نسل افتاده است!
چرا قلعهنویی فرصتهای بزرگش را به سادگی از دست داد که حتی برخی تصمیمگیران در فدراسیون فوتبال از مدتها قبل به فکر آلترناتیو او باشند؟!
