در حافظه موقت ذخیره شد...
بررسی کمیته فنی فدراسیون فوتبال بر اساس کتابچه «راهنمای مدیران فنی»
فاصله بزرگ ایران از مدل مطلوب فیفا
فیفا برای بخش فنی فقط تیم ملی بزرگسالان را نمیبیند. آموزش مربیان، صدور و ارتقای مدارک مربیگری، تیمهای ملی پایه، آکادمیها و مسابقات توسعهای در قلب وظایف مدیر فنی قرار دارند. این یعنی کمیته فنی نمیتواند صرفاً در زمان انتخاب مربی یا پس از یک ناکامی فعال شود و بعد تا چالش بعدی به حاشیه برود. حتی انتخاب مربی باید بخشی از یک مسیر توسعه باشد، نه یک تصمیم منفرد. نکته مهمتر، رابطه ساختاری است. راهنمای فیفا برای مدیر فنی جایگاه مشخص در نمودار سازمانی، تعامل مستمر با بخشهای مختلف فدراسیون، ارتباط با مربی تیم ملی بزرگسالان و تیمهای پایه و زنان، ارتباط با باشگاهها و لیگها و حتی تعامل با نهادهای دولتی و محلی تعریف میکند. در چنین مدلی، مسئول فنی باید صاحب برنامه و پاسخگوی اجرای آن باشد؛ نه اینکه تصمیمهای فنی میان کمیتهها، مدیران، مربیان و ملاحظات مقطعی پخش شود.
«نظارت» در مدل فیفا یک مرحله است. پروژهای که اجرا شد، باید سنجیده شود؛ مشخص شود چه چیزی موفق بوده، چه چیزی شکست خورده و چرا. اتفاقات تیم امید در ناگویا و اظهارات اخیر رئیس کمیته فنی درباره ضرورت ریشهیابی شکست، دقیقاً نشان میدهد این مرحله چقدر ضروری است؛ اما ریشهیابی زمانی ارزش دارد که به اصلاح ساختار و برنامه بعدی منجر شود، نه صرفاً تشکیل یک جلسه پس از حذف. مسأله فوتبال ایران کمبود جلسه نیست؛ کمبود «سیستم» است. سند فیفا از تحلیل، استراتژی، اجرا، ارزیابی و توسعه حرفهای سخن میگوید. اگر قرار است کمیته فنی و توسعه این عنوان را نمایندگی کند، باید این چرخه در فوتبال ایران قابل مشاهده باشد؛ با برنامه مکتوب، شاخصهای روشن، مسئولیت مشخص و گزارش عملکرد؛ وگرنه «توسعه» بخشی از نام یک کمیته باقی میماند.
